نظر سنجي بين صهيونيستها "اگر دست شما به مسلمانان برسد چه كار شان مي كنيد؟" صهيونيستها :همه مسلمانان راقطعه قطعه مي كنيم America the Great Satan اسلام دین جاودان
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
جستجو
اللهم صل علی محمد وال محمد
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
فناعت مالی که تمام نمی شود/القناعه مال لا ینفد/ حضرت علی علیه السلام


  فویلٌ للمصلین* الَّذِینَهُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون‏*

برای کارهای دنیایمان آنقدر وقت میگذاریم ...ولی وقتی نماز میشه عجله داریم حواسمون همه جا هست جز به نماز.

چند ماه پیش رفته بودم مشهد مقدس همیشه درساعت مشخصی کارگر شهرداری را میدیدم که درکوچه ای به نماز ایستاده وچنان مشغول نماز هست که گویااصلا فراموش کرده درخیایان نماز میخواند .

ما درزیر کلر روی فرش قرمز نمیدانم نمازمان کجا می رود.

وقتی مهمان داریم ویا به مهمانی میرویم ،وقتی کاری داریم ساعات ها درصف میمانیم تا نوبتمان بشوم ولی برای نماز داد کمر درد را داریم وچه بسا نشسته چیزهایی را بلغور کنیم که رنگ بوی نماز را هم ندارد /

پناه برخدا از این همه سهل انگاری



برچسب ها : وقت برای نماز گذاشتن

فردی ازبزرگی سوال کرد :اگر درغذا فضله موش پیدا شود حکمش چیست؟

حکیم فرمودند:غذا نجس است./

فرد گفت فضله موش آنقدر بزرگ است که  غذای به این عظمتی را نجس میکند؟؟

حکیم گفت: فضله موش بزرگ نیست بلکه تو خدا کوچک کرده ای که چنین می پنداری./



برچسب ها : پهن موش بزرگ نیست بلکه تو خدا کوچک کرده ای که چنین

افطار درغزه

سران عربی که خود را دارالقرای اسلامی می دانید

روزی سزای خیانتتان راخواهید دید کم نیستندمثل شماخائنان به اسلام

منتظرعذاب الهی باشیدهمان بلایی که برسردیکتاتورصدام،قذافی ...آمد./

امروز درحریر چون مار بخزید فردا عریان ذلیلانه جان خواهید داد/

آن شیطانی که برشانه اش تکیه زده اید بر خدا هم حرمت نگذاشت/



برچسب ها : افطار درغزه ، سران عرب وخیانت به غزه

اگر همه شب قدر بودی پس شب قدر بی قدر بودی

 

امیدوارم دراین شبهای عزیز بیاد همدیگر باشیم چون رمز دوستی وشعار انسانیت درباهم بودن است /برای هم دعا کنیم وازخدای مهربان بخواهیم تا همیشه مورد لطف ومرحمتشان باشیم

خدای مهربان ای قادر متعال ،ای بخشنده بی منتهی ، ای اول وای آخر ،ای ظاهر وای باطن ،

دوازه ماه آفریدی واین ماه را سرآمد آنها قرار دادی وقلبش را قدر گذاشتی  وآن را برهزار ماه فضیلت بخشیدی .

آمرزش گناهات را درآن قرار دادی کلام نورانیت را ،داروی شفابخش وهدایتت را دراین شب درعالم وجود نازل فرمودی .

به رحمانیتت وبه لطف بی منتهایت تمامی عزیزانم را،تمامی ملتمسین را،تمامی رفتگان را ازدور تا نزدیک مورد لطف ومرحمت قرار ده وهمیشه مراتب رشد وبالندگی را درایشان گسترش بخش/

خدای من خدای مهربانم حسادت را ازحسودان بازگیر وچشمان بد ونیت های پلید را ازتمای دوستان وعزیزان بدور  دار/      

       آمین یا رب العالمین



برچسب ها : قلب رمضان ، رمضان سرآمدماه ها

یک قلب هزاران مرد یک قلب هزاران زن یک قلب همه سود یک  قلب همه زیان یک قلب همه شور یک قلب همه شر یک قلب همه تشویش یک قلب همه مستی  ویک قلب همه ..............

قلبی  مشوش راهش را گم میکند مورچه بیچاره همیشه درحسرت غذا این طرف وآن طرف سرگردان است/

نه بلبل باش که به نغمه ات بنازی ونه مورچه به قوت زمستانت

قلب مشوش قلبی که برای دو رکعت نمازآرامش ندارد.

هرروز برسفره مستی نشسته ام منتظر لقمه ای نان

منتظر لحظه ای نگاه منتظر اشاره ای به مهر منتظر فریادی ازسرسکوت

قلب مشوش امان ازقلب مشوش

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله در حدیثی فرمودند:

من صلّی رکعتین و لم یحدّث فیهما نفسه بشیء من امور الدنیا غفر اللّه له ذنوبه؛ میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج4، ص98.
هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن، ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد.

قلب مشوش عشق را درک نمیکند
عرفا می‌گویند: صلاه واجب دلالت حبّ خدا بر بندگانش است و صلاه نوافل دلالت حبّ انسان به خداست؛ یعنی این عشق دوطرفه است.

امام صادق(ع) فرمودند:

یکی از لحظاتی که شیطان نعره می‌کشد و فریاد می‌زند: نشد،

آن موقعی است که گنهکار می‌آید و می‌گوید: الله اکبر. لذا اینکه بیان شده قبل از تکبیر ابتدا شش بار الله اکبر بگویید، برای این است که انسان وساوس را دور کند. لذا وقتی گفت: الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم و شروع کرد به با خدا سخن گفتن، شیطان نعره می‌زند که نشد؛ چون تمام وسوسه‌ها برای این است که من و تو درِ خانه خدا سجده نکنیم و خدا را عبادت نکنیم.



برچسب ها : هر کس دو رکعت نماز به جا آورد ، قلب مشوش ، مورچه بیچاره همیشه درحسرت غذا این طرف وآن طرف سرگر

امروز روز شادی هست روز عید وروز مبعث رسول اعظم صلی الله علیه وآله وسلم  که این عید رو به همه تبریک میگم/

اما بد جوری فکرم درگیره ./درگیر مرگ ناگهانی جوانانی که وفاتشون دل های خیلی ها را بدرد آورد/

جوانی اهل شیراز وجوانی اهل گیلان که براثر تصادف جانش  را ازدست داد/

مرگ جوانان زیادی را دیده ام ازدوستان خودم تا دیگران /

شاید بدترین نوع مرگ همین مرگ جوان باشه تمامی آروزی یک پدر ومادر، خوش بخت شدن فرزندانشون هست ولی متاسفانه به سرانجام نمیرسه وزندگی دنیاییش قطع میشه/

وکمر پدر رو میشکنه ومادر رو پیر میکنه/

((مراحل برخورد با مرگ نزدیکان))

اول :انکار : اصلا باورت نمیشه که ازدستش دادی

دوم:خشم : عصبانی میشی وچنان خشمگینی که علت مرگش را به همه نصبت میدهی خدای ناکرده ممکن است براثر بی صبری کفر بگی (مواظب باید بود چون مرحله چهارمی هم در راه است )

سوم:غمگین شدن: دراین مرحله چنان غمگینی که ممکن است ازدیگران ببری  ولی باید بپذیری که مرگ برای همه هست و....

چهارم: قبول وپذیرفتن: درآخر قبول مکنی که کسی را ازدست دادی وزندگی همچنان جاریست ....میتوان برای ازدست داده کاری کرد انکار ،خشم وغمت کاری برای آن درعالم تنهایی نمی کند اگر دوستش داری بفکرش باش وکاری کن...

واین به معنی فراموشی مردگان نباید باشد برایش فاتحه بخوان وبه دیگران سفارش کن برایش قدم خیری بردارند

گرگ اجل یکایک ازین گله می برد/

این گله را ببین که چه آسوده می چرد/

 

در آخر صبر دایمی برای این دوخانواده محترم وتمای کسانی که عزیزانشان را ازدست می دهند ازخداوند بزرگ خواستارم وانشاء الله همیشه بیادشان خواهیم بود/



برچسب ها : مرگ جوان ، ((مراحل برخورد با مرگ نزدیکان))

در روایتی از رسول الله صل الله علیه و آله آمده است:

همانا برای خداوند متعال فرشته‌ای است که هر شب فرود می‌آید سپس صدا می‌زند و می‌گوید: آهای بیست ساله‌ها سعی و کوشش کنید، سی ساله‌ها زندگانی دنیا شما را نفریبد، چهل ساله‌ها چه چیز را برای روز ملاقات پروردگارتان مهیا کرده‌اید، ای پنجاه سالگان پیری رسید، آهای شصت ساله‌ها شما مانند زراعت و کشتی هستید که فصل دروی آن نزدیک شده، ای هفتاد ساله‌ها شما را صدا می‌زنند جواب دهید، هشتاد ساله‌ها ساعت آخر عمر فرا رسید و حال اینکه شما بی‌خبرید. بعد از آن فرشته می‌گوید : اگر نبود بندگانی که همیشه در رکوعند و مردانی که فروتنی می‌کنند و کودکان شیرخوار و چهارپایانی که سرگرم چریدن می‌باشند، بر فراز سر شما عذاب می‌بارید.  


منبع: ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 81



برچسب ها : روایتی از رسول خدا برای تمام سنین

رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هرکس در

ماه رجب، هزار مرتبه«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» بگوید،

خداوند برای وی هزار حسنه نوشته، و هزار شهر در بهشت بنا می کند.



برچسب ها : اهمیت ذکر تهلیل در ماه رجب

مدتهاست فکر میکنم این همه منتظر ظهور اقا امام زمان هستند این همه دعا برای ظهور وسلامتی و... می خونند می نویسند میذارند تو وبلاگ ها تو سایتها توروزنامه ها دعاهای ندبه دعاهای .......

بعد هرسخنرانی بعد ازنشست وبرخاستی چی میشه کجامیره تا حالا فکر کردیم چرا این همه چشم هایی که تر میشه برای اقا امام زمان نتیجه اصلی که همان ظهور هست نداده

چرا؟؟؟

 آیا واقعا ما منتظر ظهور هستیم؟



برچسب ها : چرا امام زمان ظهور نمیکند

مدتها بود نظر یکی از دوستان  غرب کشور درذهنم جولان می داد/

ایشان معتقد بودند که چرا اجاز نمیدهند ما با لباس ...و محلی وارد دانشگاه ها بشویم واین را نوعی تبعیض می دانست هرچند برایشان توضیح دادیم که قانون دانشگاه باید برای تمامی دانشجویان محترم باشد( متاسفانه درخیلی ازدانشگاهها همون قوانین مصوب دینی رعایت نمیشه)ورعایت آنها نشان ادب وفرهنگ عمومی واجتماعی ماست ..ایشان نخواستندن بپذیرند ودرقبول آن متاسفانه مقاومت می کردند./

 

 

ترجمه: لباس فرم (دانشجویی)، هویت شماست!

حتی بعضی دانشجویان درحال حاضر با قیافه های عجیب وغریب وارد دانشگاه می شوند (وبقول یکی ازدوستانم که دریکی ازدانشگاه ها تدریس میکنند)به نحوی لباس می پوشند که انسان شرمش می آید بگوید استاد فلان کلاس است.

جالب اینکه خیلی از این بزرگواران هم خودشان را درخفقان میدانند ومعتقدند بایدمانند  دانشگاه های معروف دنیا  با آنان برخود شود.

بدین سبب بهتر دیدم نوع پوشش وقوانین حاکم دربعضی ازدانشگاه های معروف جهان را برایتان بگذارم شاید بهتر بتوانیم به تفکرات اشتباه خیلی ها پاسخی بدهیم.  

 
* دانشگاه تگزاس‌ آمریکا (US Texas State University):

 

  ضوابط پوششی در قالب Dress Code به اطلاع دانشجویان می رسد.

ادامه را خوب بخوانید



برچسب ها : نحوه پوشش دردانشگاه ، پوشش دردانشگاه تگزاس ، پوشش دردانشگاه هاروارد ، دانشگاه آکسفورد انگلستان(oxford university):

امیرالمومنین علیه السلام دیدند که فردی دعای طولانی می خواند

( البته خواندن دعای طولانی خوب است بشرطی که وقت باشد) فرمودند: خدایی که دعای طولانی را اجابت می کند دعای کوتاه را هم اجابت می کند. دین ما دین آسانی است و پیامبر ما سخت گیر نبوده است . (ما درعبادت ها نباید سخت بگیریم بلکه باید آنرا آسان بگیریم)

امام فرمود :من همه ی دعاها را دراین جمله خلاصه می کنم
اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ عَلى‏ کُلِّ نِعْمَةٍ وَاَسْئَلُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ. وَ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ.
ستایش خداى را بر هر نعمتى و از او خواهم هر خیرى را و پناه برم به خدا از هر شرى و آمرزش خواهم از خدا از هر گناهى/



برچسب ها : اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ عَلى‏ کُلِّ نِعْمَةٍ

حکم سعدالدین نزارى معاصر با شیخ مصلح الدین ، سعدى شیرازى بوده . این دو بزرگ با یکدیگر رفت و آمد و آمیزش مخصوصى داشتند به طورى که شیخ سعدى دوبار براى دیدن شیخ به شیراز رفت . سعدى در مقام تجلیل و پذیرائى او بر آمد به اندازه اى در تشریفات مهماندارى تکلف ورزید و خود را به مشقت انداخت که حکیم چندانى در شیراز توقف نکرد. در موقع حرکت به شیخ گفت ما که رفتیم اما شرط مهمان نوازى این نبود که معمول داشتید. شیخ از این سخن در شگفت شد و پوزش خواست .

هنگامى که سعدى براى دیدار حکیم به قهستان سفر کرد و به شهر بیرجند وارد شد، حکیم را در مزرعه فوادج یافت که مشغول زراعت بود. حکیم سعدى را به خانه فرستاد و خود همچنان مشغول انجام کار کشاورزى بود تا فراغت حاصل کرد. در پذیرائى شیخ هیچگونه تکلیفى به خود راه نداد و به طور معمول پذیرائى نمود. تهیه خوراک و لوازم مهمانى را آنقدر ساده و بى پیرایه گرفت که شیخ سه ماه در بیرجند ماند. در آن هنگام خیال حرکت کرد. حکیم به دوستان خود گفت اینک شیخ به فکر مراجعت است آنچه شرط پذیرائى است بجا آورید. یک ماه بزرگان بیرجند به پذیرائى شیخ پرداختند و دعوت ها کردند و در مراسم تشریفات مقدم او کوشیدند. در موقع حرکت حکیم ، شیخ گفت شرط مهمان نوازى این است که خالى از تکلف باشد تا مهمان را توقف میسر گردد.

ازتاریخ قهستان



برچسب ها : مهمان نوازی

یا مظلومه دوعالم شهادت مبارک

بنت رسول الله درد آن است که همه می دانستند مقامت رااما...

(یا امیرالمومنین شهادت نور هدایت برشماتسلت باد)

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(علیها السلام) لِلاَْوَّلَینِ:أَرَأَیتُکُما إِنْ حَدَّثْتُکُما عَنْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): تَعْرِفانِهِ وَ تَفْعَلانِ بِهِ؟ قالا نَعَمْ. فَقالَتْ: نَشَدْتُکُمَا اللّهُ أَلَمْ تَسْمَعا رَسُولَ اللّهِ یقُولُ:«رِضا فاطِمَةَ مِنْ رِضاىَ، وَ سَخَطُ فاطِمَةَ مِنْ سَخَطى، فَمَنْ أَحَبَّ فاطِمَةَ إِبْنَتى فَقَدْ أَحَبَّنى، وَ مَنْ أَرْضى فاطِمَةَ فَقَدْ أَرْضانى، وَ مَنْ أَسْخَطَ فاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنى»؟ قالا نَعَمْ، سَمِعْناهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم)، فَقالَتْ: فَإِنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ أَنَّکُما أَسْخَطْتُمانى وَ ما أَرْضَیتُمانى وَ لَئِنْ لَقیتُ النَّبِىَّ لاََشْکُوَنَّکُما إِلَیهِ.»
حضرت زهرا(علیها السلام) خطاب به خلیفه اوّل و دوّم فرمود:آیا اگر حدیثى را از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کنم به آن عمل خواهید کرد؟ گفتند: آرى.
فرمودند: شما را به خدا آیا نشنیده اید که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده اند:«خشنودى فاطمه خشنودى من، و خشم فاطمه خشم من است، هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته، و هر که فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین نمود هاست»؟ گفتند: آرى، چنین حدیثى را از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شنیدهایم.
فرمود: من هم خدا و فرشتگان را گواه مىگیرم که شما دو نفر مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید، و چون پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را ملاقات نمایم حتماً از شما به او شکایت خواهم نمود.





برچسب ها :

خدایا به تو پناه می برم ازعلم بی فایده

"اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع"

این همان دعایی است که هرروز سفارش شدما بعد ازنماز بخوانیم

البته فرازهای اولش شاید مهم ترباشد ولی این بند مدنظرم هست/

علم ومشتقات آن  بارها درقرآن آمده است .هیچ دینی به اندازه اسلام برعلم تاکید ندارد.

اما همین علم چنان انسان را مشغول می کند که هیچ ارزشی ندارد وبرعکس عمل کرده وموجب به قهقرا رفتن انسان میشود .

علم آنگاه حجاب می شود وآن هم خجابی که بزرکترازآن نیست

العلم هو حجاب الاکبر

علمت اگر درتو غرور افزود وخود را بی نیاز ازدیگران دیدی بدان که درحجاب اکبر غوطه وری

اگر علمت تو را بیدار ساخت خود را ندیدی ونیازمند یافتی  وگرد باری تعالی گردیدی آنکه بی نیاز مطلق است بدان مصداق "انما یخشی الله من عباده العلمائ" هستی

امام خمینی :گاهی علم توحید نیز برای انسان حجاب

می شود.

علم وعشق ابزار حق اند برای رسیدن به او/

چقدر ازعلم مان فایده برده ایم ؟؟؟

علم ،عشق،عمر،.......؟؟؟؟؟؟؟

خدایا مرگمان را جز شهدات درراهت قرار نده که علمش و عشقش و عمرش پرسود است/

  آمین



برچسب ها : العلم هو حجاب الاکبر ، "اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع" ، امام خمینی :گاهی علم توحید نیز برای انسان حجاب می ، خدایا مرگمان را جز شهدات درراهت قرار نده که علمش و

ازکودکی هرگز شادی عید را درک نکردم وهرگز دوست نداشتم لباس نو بپوشم/هروقت برام لباس نویی می خریدند غمم میگرفت دوست داشتم کسی اونا رو بپوشه کهنه کنه بعد من بپوشم/

بخصوص ازکسانی که نمیتونستن بخرن خجالت میکشیدم /

سعی نمیکردم بالباس نو پیششون برم گاهی هم میگفتم مال من نیست ومال برادرمه/

همیشه یه تلخی پشت شادی ها میدیدم /شادی های روزگذر وزودگذر/شادی هایی پر ازخستگی /

همیشه ازسیزه فروردین بدم می اومد بخصوص مردم دریه جا با هم می لوند ومی مونند/با هروضعی وبا هرصدایی انگار سیزده بدر یعنی ازادی مطلق /

تا حالا بعد این همه سال فقط سه یا چهار بار سیزده بیرون رفتم وخیلی هم خوشحالم نرفتم ای کاش آن سه بار هم نمیرفتم/

ازعیدی گرفتن متنفر بودم /دوست نداشتم کسی بهم عیدی بده حالا هم خوشم نمیاد ازکسی عیدی بگیرم/ ولی ازعیدی دادن درحدش خیلی خوشحال میشم/

بخصوص اگه فقیر باشه /ندارباشه یتیم باشه/دختر ی با موهای پریشان وکثیف باشه دختری درفقر وفاقه باشه/پسری باشه که شل میزنه یا دیوونه باشه /

وقتی درچشمان اونها نگاه میکنم شرمم میاد غذا بخورم شرم میاد بپوشم شرمم میاد ازکنارشون بی تفاوت بگذرم خدایا چقدر بد است بی تفاوتی خدایا چقدر بد است بی غیرتی چقدر بد است چشمانی که با التماس دستانت را نگاه میکنند بی ثمر برگردانی/

چقدر بد است دستانی که بسمتت دراز است خالی برگردانی/

ازکنار عمو نوروز هایی که صورتشان را سیاه میکنند تا لحظه ای بخندید براحتی نگذرید/...

بامهمانهایی که به شهرتون میان مهربان باشید صبور باشید احترامشون کنید/

همیشه دروقت خوردن بیاد بهترین عزیزان میافتم ونشده تا نباشند چیزی غیر معمول بخورم واگر بنوعی مجبور باشم برای راحتی دل خود بیادشان وبنامشان میخورم/

عید در راه است نوروز درحال رسیدن است چقدر برای خودمان می خریم وچقدر برای یتیمان ،فقیران،بیماران،کودکان،..... /

آیا شما هم ادعا دارید کمیته امداد ،بهزیستی تا هست مشکل حل است .؟؟؟؟

نه هرگز ،"بارها گفته ام وبار دگر میگویم"

ثواب ریخته است اما جمع کنندگانش کم اند/

التماس دعا



برچسب ها : عید نوروزنودوسه ، ثواب ریخته است اما جمع کنندگانش کم اند/

حجم فایل دریافت پاورپوینت سلفی گری۱۲۱۲

  از استاد محمد علی محسن زاده

 برسر وهابیت بزن

 حتما دانلودش کنید خیلی مفید هست بخصوص برای دانشجویان و....

 

 یارسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)چه برسر دینت آوردند ؟؟؟؟؟



برچسب ها : آشنایی با سلفی گری (پاورپوینت) ، برسر وهابیت بزن

مسلمانان(شیعیان وتسنن) مواظب وهابیون باشید

در حالیکه وهابیون همیشه بر این ادعا اصرار دارند که به طور ناروا از سوی دیگر مسلمانان به عنوان فرقه ای جدا از اهل سنت خوانده می شوند؛  

(اهل سنت ربطی به وهابیت ندارند)

اما در روزهایی که ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام بود و شیعیان و قاطبه اهل سنت به تبری جویی از یزید و قتله کربلا می پرداختند، گروه وهابی دولت اسلامی در عراق و شام ، موسوم به داعش ، جلوه ای دیگر از تفاوت وهابیت با اهل سنت را بار دیگر به نمایش گذاشت.


این گروه که یکی از گروه های تروریستی در عراق و سوریه می‌باشد، در ایام سوگواری امام حسین علیه السلام طی بیانیه ای ضمن تهدید شیعیان و اهل سنتی که به عزاداری می‌پردازند به اقدامات تروریستی، اعلام کرد، رهبرشان یزید و دشمنشان حسین [علیه السلام] و پیروانش هستند!
به گزارش خبرگزاری العالم   در بیانیه داعش آمده است:
«إننا لن نرضى بإهانة امیرنا و خلیفتنا یزید بن معاویة و بما ان الحسین [علیه السلام] کان عدوا لمعاویة فان الحسین و اتباعه هم اعداء لنا و هدف شرعی لداعش».
یعنی ما راضی به اهانت به امیر و خلیفه خود یزید بن معاویه نیستیم و به واسطه اینکه حسین [علیه السلام] دشمن معاویه بوده پس البته حسین [علیه السلام] و پیروانش هدف شرعی [تروریستهای] داعش خواهند بود.

یزید مورد لعن اهل تسنن است ولی وهابیون نشانی ازسنت ندارند وفرقه ای خود ساخته اند



برچسب ها : گروه وهابی موسوم به داعش ، امیر ما یزید و دشمن ما حسین است ، اهل سنت ربطی به وهابیت ندارند

چقدر زنان ومردانی که جانشان را درراه انقلاب دادند ودر این راه ازهیچ چیزی دریغ نکردند اجر شما با سید شهداء انشاء الله

این تصاویر تقدیم وجوشان باد

غریو لاتخف سر ده به گلبانگ مسلمانی/الله اکبر

22 بهمن  روز خداست (امام خمینی رحمه الله علیه)



برچسب ها : 22بهمن ، دیو چو بیرون رود/فرشته در آید

قارون را به لغت عبری قورح خوانند که پسر عموی حضرت موسی بود .

قارون بسیار وجیه المنظر بود ودارای فضل و تقوای بسیار بود بطوریکه مردم پس از موسی برای او احترام زیاد قائل بودند.

قارون یکی از هفتاد نفری بود که با موسی به کوه طور رفت .

او در آغاز زندگی فقیر و بی بضاعت بود و خداوند او را به مال و منال و اموال بی حساب مورد امتحان قرار داد.

قارون ( همواره در جستجوى علم بود)قارون یک سوم علم کیمیا را ازموسی تعلیم گرفت یک سوم را از(( یوشع بن نون)) یک سوم دیگر را ازخواهرموسی به نام کلثوم که همسراوبود.

او با به کارانداختن علم کیمیا ثروت بی حد وحسابی اندوخته کرد به طوری که گفته شده چهل مرد قوی و شصت قاطرکلیدهای گنج او راحمل می کردند

 خداوند در سوره قصص به داستان قارون ثروتمند زمان موسی (ع) پرداخته است و می فرماید: «إن قارون کان من قوم موسى فبغى علیهم و آتیناه من الکنوز ما إن مفاتحه لتنوأ بالعصبة أولی القوة إذ قال له قومه لا تفرح إن الله لا یحب الفرحین* ................ 



برچسب ها : قارون

گاهی انسان مریض می شود ودر این هنگام است که داد وفریاد سر می دهد وخدای ناکرده کفر میگوید وناسزا  را به هرکس دلش بخواهد نثارمی کند.

انسان هر وقت احساس بی نیازی کند طغیانگر می شود.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

توانگری سرکشی می آورد// غرر الحکم 23

وقتی انسان درگیر دار مریضی قرار می گیرد مهار شده وپی به نیازمندی  می برد وبیشتر احساس ضعف میکند.

پس میتوان به مریضی از زاویه دیگر هم نگاه کرد وعبرت گرفت.

همچنین مرگ وفقر درجایگاه خودشان عوامل دیگری هستند که انسان را مهار ساخته وباعث می شود جلو ولنگاری های او گرفته شود/

پس مرگ وفقر وبیماری درجای خود میتواند موهبتی الهی باشند/

بدنتان سالم باد انشاءالله



برچسب ها : مریضی

تملق :اظهار لطف و محبت و دوستی که با خضوع مخلوط شده باشد با آن‌که در قلب چنین نیست.

تعریف و تمجیدهای بی موردی که از دیگری می شود نشان از خفت و خواری چاپلوس و مبتلا شدنش به شرکی است که ثمره آن در اعمال و رفتار وی ظهور پیدا کرده، ننگ و عار را برای او به ارمغان آورده است.

گنهکار ممکن است پشیمان شده، توبه کند و نجات یابد،

 

 

ولی افراد مغرور، حتی درصدد توبه هم برنمی‌آیند، لذا امیدی به نجات آنان نیست. «ولاتحسبنهم بمفازه من العذاب»

 

امام علی(ع) در این رابطه فرموده‌اند:
به راستی کسی تو را دوست دارد که تملق‌گویت نباشد، و در حضورت چاپلوسی نکند و دوست واقعی کسی است که نمی‌گذارد این تعریف و تمجید به گوش تو برسد

(غررالحکم، فصل 15، شماره 17)

باز فرمودند:

کسی که مدح و ثنای تو را می‌گوید در حقیقت تو را با این کارش سربریده است.

(غررالحکم، فصل 77، شماره 124)


تملق گو دروغگوست

 

 این صفت خبیثه -که به زبان آوردن مطالبی است در مورد دیگران، در حالی که به آن اعتقادی ندارد- نهری است جاری از دریای وسیع محبت دنیا و خصلتی است به ودیعه گرفته شده از خصلتهای سگان، چرا که آداب سگان است که در انتظار لقمه‏ای دُم خود را می‏جنبانند و تملق و چاپلوسی می‏کنند. 

نراقی، ملااحمد؛ معراج السعاده، ص۲۲۵.



برچسب ها : تملق

   "باران رحمت بی حسابش همه را رسیده"

 

قندیل(زنگ لوله درگیلکی) با بیش از یک متر



برچسب ها :

یکی ازمعضلاتی که امروزه داره دامن گیر میشه وکار قضاوت رو مشکل کرده

"شهادت دروغ "هست

بعضیا خیال می کنند با شهادت دروغ میتونند پولی به هم بزنند ویا به حق خودشون برسند درحالی که این گناه بزرگی هست وعذاب سختی به همراه داره/


ازطرفی ،تازه شنیدم که بعضی از افراد محق هم که نمیتونند حق خودشون رو ثابت کنند دست به این کار می زنند،که جای بسی شگفتی هست.

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : مَن شَهِدَ شهادَةَ زُورٍ على رجُلٍ مُسلمٍ أو ذِمِّیّ أو مَن کانَ مِنَ الناسِ ، عُلِّقَ بِلِسانِهِ یومَ القیامةِ ، و هُو مَع المنافِقِینَ فی الدَّرَکِ الأسفَلِ مِنَ النارِ . 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هرکه درباره مردى مسلمان یا ذمّى و یا هر انسانى شهادت دروغ دهد ، در روز قیامت به زبانش آویزان مى شود و با منافقان، در پایین ترین طبقه دوزخ باشد

 

عنه صلى الله علیه و آله : إنّ أبغَضَکُم إلَیَّ و أبعَدَکُم مِنّی و مِنَ اللّه ِ مَجلِسا شاهِدُ زُورٍ . 
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : منفورترین شما نزد من و دورترین شما از من و خدا ، کسى است که شهادت دروغ بدهد .
 
 عنه صلى الله علیه و آله : یُبعَثُ شاهِدُ الزُّورِ یَومَ القِیامَةِ یَدْلَعُ لِسانَهُ فی النارِ کما یَدْلَعُ الکلبُ لِسانَهُ فی الإناءِ . 
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : روز قیامت شهادت دهنده به دروغ، در حالى برانگیخته مى شود که همانند سگ که ظرف غذا را زبان مى زند ، آتش را زبان مى زند .
 
 الإمامُ الباقرُ علیه السلام : ما مِن رَجُلٍ یَشهَدُ شهادَةَ زُورٍ على مالِ رَجُلٍ مُسلِمٍ لِیَقطَعَهُ إلاّ کَتَبَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ لَهُ مَکانَهُ صَکّا إلَى النارِ . 
امام باقر علیه السلام : هیچ کسى نیست که به منظور بُردن مال مسلمانى ، علیه او شهادت دروغ دهد ، مگر این که خداوند عزّ و جلّ به جاى آن سندِ دوزخى بودن او را صادر کند .
 
 الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : شاهِدُ الزُّورِ لا تَزُولُ قَدَماهُ حتّى تَجِبَ لَهُ النارُ . 
امام صادق علیه السلام : شهادت دهنده به دروغ، هنوز قدم از جاى خود بر نداشته است که آتش [دوزخ] بر او واجب مى شود



برچسب ها : شهادت دروغ


می خواهم مقداری درمورد چیزهایی که درخواب ازرفتگان دیده ام برایتان بنویسم شاید اثری معنوی داشته باشد قبل ازهرچیزی برای همه رفتگانم ورفتگانتان ازخداوند مهربان طلب خیر دارم انشاء الله مورد مغفرت ورحمتشان گردد/
 
روزی ازکنار خانه فردی میگذشتم که دیدم خرمنکوب درحال خرمن شالی است(برنج)/ خوب نگاه کردم دیدم آن مرحوممه درحال بستن علفهای خشک شالی است/ درحالی که صورتش سفید است  مانند کسی که ازچیزی ترسیده باشد سفید وبی رنگ/
ازدور  سلام کردم  ،نگاهی کرد وجوابم را با مهر بانی مثل همیشه داد/
درحالی که ترسی درته دلم بود سوال کردم :مگر شما نمرده اید .گفت بله مرده ام اما آمده ام کمکشان کنم .
درذهنم زد که ازایشان سوالی کنم گفتم: آن طرف عالم قبر چه خبر است  گفت: خیلی سخت است خیلی  گفتم چگونه گفت :ازهمه چیز میپرسند مثلا فرض کن به کسی بگویی تو پسر نداری./
بعد ها وقتی سوال کردم دیدم این بنده خدا به زن همسایه اش که فقط دختر داشت بارها به سرزنش گفته بود تو پسر نداری ./وبرای آن مواخده شده بود/وحتما نیز خیلی سخت مورد عتاب قرار گرفته بود که درذهن داشت/

روزی درمحل ازکنار قبرستان که بقعه متبرک ومسجد درآن است می گذشتم   همسایه مان را دیدم که چیزی دردست داشت وبه سمت خانه اش میرفت  درحالی که مرحوم شده بود/با مردان وزنان  دربین راه صحبت زیاد کرد  وقتی به نزدیکم رسید گفت:
(برو به فرزندانم بگو چرا بیادم نیستید کمی هم مرا یادی کنید)

جوانی مرحومی را درخواب دیدم که تازه ازجهان رخت بربسته بود  وبه دیدار ما آمده بود دستانش پر بود اززخم وترک وقتی ازاحوالات آن جهان سوال کردم درحالی که مکدر بود گفت : فلانی آنجا خیلی سخت است /
تا بعد ازمدتها باز پیش ما آمد درحالی که لباسی سفید وظرفی پرازمیوه داشت ،میوه هایی که تا کنون ندیده بود گویی لذتی درخوردنشان است که هیچ چیز دنیایی برابری ندارد ومیخندید میگفت وقت ندارم محفلی است باید زود برگردم.

روزی فردی مرحوم را درخواب دیدم که برای روز نشینی به خانه ما آمده بود
وقتی ازاو درمورد عالم دیگر سوال کردم گفت:خیلی سخت است بخصوص وقتی  انسان غیبت کند./تاثیر کوچکترین غیبت درعالم دیگر جبرانش خیلی زیاد است./

زنی رنج کشیده ومرحوم را درخواب دیدم  ازاو درمورد بخشش گناهان درعالم دیگر سوال کردم گفت :به همین راحتی نمی بخشند.
گفتم چگونه نمیبخشند چه باید کرد گفت : زیاد بگویید :
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین


روزی مرحومی را درخواب دیدیم ازاو سوال کردم که فاتحه و....برای شما میفرستیم به سودی می برید ؟
گفت: همه فاتحه وخیرات....به دست اموات نمیرسد  (یل للعجب)



برچسب ها : لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

امروز ،دیروز،پریروز و..........ازکنار پزشک قانونی رشت گذشتم ،آرزو می کردم امروز دیگر ،

کسی را نبینم با لباس سیاه ،کسی را نبینم درغم واندوه، کسی را نبینم درماتم ورنج، کسی را نبینم که موی می کند. شکوه میکند. وسرشک غم می فشاند. اما ......نشد که نشد........

مادری دیدم نالان ،خواهری دیدم گریه کنان،پدری درگوشه ای نشسته  درد دوری

همسرش را درگلو خفه می سازد.وازشرم مردم سربه زیر افکنده.

عروسی  که حجله دامادی دنیایش را با سیاهی قلبش می آراید اما چه آراستنی ؟؟؟؟؟؟

راستی نوبت ما کی است ؟

با آواز کدامین کلاغ سر به بالین ابدیت خواهیم نهاد /یا... با آواز کدامین خروس رخت ازکالبد کثیف خواهیم رهانید.

درزمین کدامین سوداگر مست ،کدامین دیوانه سرمست،کدامین فاحشه شور بخت لبیک خواهم گفت ؟؟؟اما چه لبیک؟؟؟

کدامین عابد فقیه مارا درجوار گوووووووور خواهد کشاند؟؟؟

کدامین هرزه پست غسل مان خواهد داد،سدرمان خواهد زد،کافورمان خواهد ریخت ..

کفن مان بدست کدامین شاهد بازاری پاره می گردد دوخته میشود وخفه می سازد.....

آه ای دنیا ....آه ای زینتهای زیبا  زینت تان تا کجاست.

تا کدامین خانه پابرجایید،تا بربالین کدامین عالمی ماندگارید ،تا دردستان کدامین دریوزه گری می مانید.

تا کی باید با داشتنت مغروروانه وبا تبختر گام برداشت؟؟؟؟؟

جنگلت زیباست ،دریایت دلفریب است صحرایت چقدر بوی خوش دارد.بیایانت پراز ستارگان عاشق است که هردم چشمک میزنند.وهرکدام به نوعی هوسرانند.

 

اما...... کی ؟خواهی توانست غم مرگم را ازمادر پیرم بربایی؟

کی خواهی توانست دردفراقم را ازهمسرم دورسازی؟؟

کجا خواهی توانست سرشک سوزان چشمان فرزندانم را خشکانید

بر کدامین قاطر بی پالان سوارم خواهند کرد ؟؟؟ 

یا به امید کدامین براق امیدوار باشم؟؟؟

وبرقبله کدامین دین کدامین پیامبر  کدامین کتابم خواهند خواباند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای ازاین همه غفلت وای ازاین همه سفاهت وای ازاین همه بلاهت

وای ازاین همه دنیا .

خسته ام دنیایمان بوی هرزگی میدهد .



برچسب ها : پزشک قانوی رشت

دلت برای کدامین خاک می تپد /برای کدام سجده گاه بی قراری/برای کدامین آداب ورسوم که ریشه دروجودت دوانده بی تابی ،اشک می ریزی وهراسانی که نکند روزی با مرگش مرگت فرارسد.

شاعری ؟؟؟شعرت را بیاد که می سرایی دربن خیال تو کدامین نیلوفر آبی ،کدامین لاله زیبا خوابیده است ............کدامین هزار دستان نغمه عاشقانه می سراید/

گلویت برای کدامین گوش ،داد بیداد سر میدهد وبرای کدامین عصر صوت الهی را به حراج گذاشته ای/

 اینقدر آواز ربنا را برای خدایت خواندی یا برای خدائیت /

بارها  شنیدم گفتی ربنا لاترغ قلوبنا ........اما چه شدآن قلب  ... بعید میدانم لاتزغ را گرفته باشی  وفقط روی قلبش ماندی قلبی که دو رو دارد ....

دیدی شاعری که شعرش  رنگ دین نداشته باشد وطن فروش میشود/

دیدی آواز خوان بی بصیرت آوازه خوانی بیش نیست وروزی به مادر وطن خیانت میکند

حافظ که قرآن به چهارده روایت خواند ،خواندی ؟حافظ نشدی؟

شمس تبریز ندیدی نه به شعرش نه به دل ،به مولانا شکایتت کنم یا به شمس تبریز بگویم که اسلام را منازع با هنر میدانی ///

"کنار نیامدن ۱۴۰۰ ساله با هنر"

دیدی که هوس رانی چند مزدور بی حیا ووطن فروش چگونه حافظه دینیت را پاک کرد ....یادت میاید که نوار قرائت قرآنت درمحفل ومجلس چه رنگی داشت ؟؟؟؟

صبغه الله ومن احسن من الله صبغه

هنر را چه یافتی ،چه دیدی وچه پنداشتی //وامصیبتا برهنر

امروز دوروبرت را گرفته اند ،درشوره زار مانده ای چه زیبا نسشته ای .چه نازیبا عشق وشور وشهادت ومهر وعطوفت وایثار وجانفشانی که سال ها بر لب  می راندی با بوی تعفن نفهمی آلوده ساختی .

 تو بخوان آوازه خوان گوش ما پراست ./

توبرای گوگوشت بخوان توبرای لحظه ای دربغل گرفتن آن مجری مبتذل بخوان توبرای   دشمنان ملتت بخوان توبرای سرکشی نفست بخوان .توبرای هم آغوشی شهوتت بخوان توبرای سیمای کریه صهیونیزم بخوان توبرای تمامی آنانی بخوان که 33سال بهترین فرزندانمان را بردند /


 داد ازموسیقی نزن که آهنگت، آهنگ بیداد ماست

آهنگت آهنگ شرم توست

 



برچسب ها : توبخوان آوازه خوان گوش ما پر است ، کنار نیامدن 1400ساله با هنر

اللهم العن قتلت حسین بن علی علیه السلام بحقک یا ارحم الراحمین

یازینب یا معلمه غیر متعلمه یا فهمه غیر مفهمه

یازینب یا قریب العصمت

چه کشیدی ازدست کافران با معرفت/ازدست منافقان دون صفت/چه کشیدی

ازدست دوستان خنجر به دست ،ازدست اهل ولا اهل/

بغض درگلو دارم ویارای گفتنم نیست ای زینت پدر/روحی فداکی



برچسب ها : یازینب یا معلمه غیر متعلمه یا فهمه غیر مفهمه ، اللهم العن قتلته حسین بن علی

شاید هروقت به ماه صفر رسیدید بارها شنیده باشید که ماه صفر ماه سنگینی است وخیلی ها سعی بر مواظبت خودشان دراین ماه را دارند وبیشتر صدقه میدهند ،دعا میکنند ویاانفاق می دهند اما چرا؟؟؟؟

مشهور است که سنگینی ماه صفر بواسطه رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم است که این بزرگترین الم ومصیبت  بر روی زمین است که هرزمان به این واقعه عظمی نزذیک میشویم تاثیرش برای خلق بسیار بوده وتحملش برای همگان سخت است/

همچنین شهادت حضرت امام حسن وامام رضا علیهما السلام بر این بار گران می افزاید/

 

بدون شک قبض قلب مبارک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بواسطه دردهای این ماه بخصوص شهادت امام حسین علیه السلام ورنج هایی که دیده اند بر اهل معرفت نیز اثر گذاشته واثر وضعی این درد بزرگ امان را ازاهل الله می گیرد وهرکس به اندازه معرفتش این سنگینی را درک میکند/

برای این درروایات داریم که دعای:

(( یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ! ))




برچسب ها : سنگینی ماه صفر برای چیست؟؟


علاّمه حلّى شب جمعه اى به زیارت سیّد الشّهداء (علیه السلام) مى رفت. ایشان تنها بر روى الاغى سوار شده بود وتازیانه نیز در دستش بود.
در بین راه شخص عربى پیاده به همراه علاّمه راه افتاده وبا هم به صحبت مشغول شدند. وقتى مقدارى از راه رفتند علاّمه متوجّه شد که این شخص مرد دانایى است بنابراین در مورد همه مسائل علمى با هم صحبت کردند وعلاّمه بیشتر متوجّه مى شد که این مرد صاحب علم و فضیلت بسیارى است.
 
علاّمه مشکلاتى که برایش در علوم پیش آمده بود را یکى یکى از آن شخص سؤال مى کرد وآن شخص همه آنها را جواب مى فرمود تا اینکه به مسئله اى رسیدند که آن شخص فتوایى داد ولى علاّمه آن فتوا را ردّ کرد وگفت: (حدیثى در مورد فتواى شما نداریم).
آن مرد گفت: (حدیثى در این مورد شیخ طبرسى در کتاب تهذیب بیان کرده است وشما از اوّل کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود).
علاّمه تعجّب کرد که این شخص چه کسى است؟! آنگاه علاّمه از آن شخص پرسید:

(آیا در زمان غیبت کُبرى مى توان امام زمان (علیه السلام) را زیارت کرد یا نه؟!)
 
در این هنگام تازیانه از دست علاّمه افتاد وآن شخص بزرگوار خم شد وتازیانه را از روى زمین برداشته ودر دست علاّمه گذاشت وبه علاّمه فرمود:

(چگونه صاحب الزّمان را نمى توان دید در حالى که دست او در میان دست توست).


پس علاّمه بى اختیار خود را از روى حیوان به پایین انداخت که پاى آن حضرت را ببوسد واز هوش رفت. چون به هوش آمد کسى را ندید، به خانه برگشت وبه کتاب تهذیب مراجعه کرد وآن حدیث را در همان صفحه وسطرى که حضرت نشان داده بود ملاحظه نمود).
 
 
(منبع : قصص العلماء)



برچسب ها : تشرف علامه حلی به محضر امام زمان علیه السلام

تهمت

با اینکه همه میدانیم وبارها خوانده ایم که آبروی مومن بزرگتر ازکعبه وحتی قرآن است اما براحتی دست به تهمت می زنیم وبراحتی آبروی افراد را میبریم درحالی که میدانیم گناه کبیره است /گناهی که بدون هیچ زحمتی کبیره شده وانسان را قطعا درآتش جهنم خواهد انداخت.

که تفکر دراین نتیجه وحشتناک می تواند مانع انجام چنین عملی گردد

وآنگاه که انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب. تهمت بسته است

(درحالی که نمیداند)

.

.

.

 

 

اذا اتهم المۆ من اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء

آن گاه که مۆ من به برادر مۆ منش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب مى شود.

امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:
من اتهم اخاه فى دینه فلا حرمه بینهما.


کسى که برادر دینى اش را متهم کند ، بینشان حرمتى وجود ندارد.

. امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه مى فرماید:


من روى على مۆ من روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایه الشیطان ،

فلا یقبله الشیطان


اگر کسى سخنى را بر ضد مۆ منى نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد

این راباید بدانیم که عمل همه انسان ها راباید حمل برصحت نمود وازبد بینی وسوء طن پرهیز کرد زیرا همین سوء ظن ممکن است باعث شود که درمقابل افراد جبهه گیری نماید


پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم یک وقت در حضور اصحاب فرمود:

«الا اخبرکم بشر الناس، آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آن هایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست.

یک وقت فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.



برچسب ها : گناهی که شیطان هم ازآن بیزار است ، من اتهم اخاه فى دینه فلا حرمه بینهما

مدتها فکر می کردم یوگا درفرهنگ دینی ما ازچه جایگاهی برخورداره ؟

چرا بعضیا راحت بسمتش میرن وبقول خودشون میخوان به آرامش برسند ؟

این چه آرامشی هست وچقدر اعتبار داره؟

/حدود این آرامش تا کجاست وتا کی میتونی ما رو  درمقابل استرس ها ،افکار بد،گناهان وبقول علما (لمم) دور کنه .آیا می شه با یوگا به معرفت الهی رسید ودر آن سیر کرد وبه تهذیب نفس رسید.؟

 

وسوالات بیشمار دیگری ذهنم را مشغول داشته بود/دین اسلام با این همه معرفت غنی چطور ممکن است با نشستن درجایی وتمرکز افکار وروان و....به تمام چیزهایی  که اولیاء الله رسیدند بتوان رسید/

ازگناه دور شد /افکار زشت وتخیلات را که گاهی بعضی ازعلما پس از ده ها سال مراقبه بدان رسیده اند برسی/

خیال که رهزن عقل است را مهار کرد وبه تهذیب کامل نفس پرداخت و....

 تا اینکه یوگا را دررده عرفانهای کاذب یافتم  نظر علمای عرفان ومردانی که قطب عرفانند را درموردشان جویا شدم که برایتان مینویسم/

 

 

(Meditation) در لغت به معنی مراقبه است. روش مراقبه و یا تعمق باطنی و درون بینی را در سال 1970 برنر معرفی کرده در این روش فرد به تفکر در مورد شخصیت خود می پردازد و با این پرسش که من کیستم؟ مدت ها در گوشه ای می نشیند و درباره ی خود و زندگی خود به فکر فرو می رود. اخیراً نویسندگان غربی با الهام از مشرق زمین مراقبه را برای تمرین تمرکز و آرامش عمیق، برطرف کردن فشار روحی و تمرکز انرژی مورد توجه قرار داده اند. در مراقبه سیر تفکر در درون انسان همراه با یاد خدا انجام می پذیرد، زیرا یاد خدا به خود آگاهی روحی، منجر می شود. یعنی مراقبه را همراهی فکر و ذکر می دانند که برای دستیابی به سطوح عمیق تر هوشیاری و خودآگاهی روحی انجام می شود و معمولاً از طریق تکرار یک کلمه ی خاص به وجود می آید. به زعم دکتر بنسون[1] مراقبه مبتی بر چهار عنصر اساسی یعنی: 1. محیط آرام، 2. تمرکز فکر بر یک موضوع شخصی، 3. ذهنیت انفعالی 4. حالت بدنی آرام، می باشد.

 



برچسب ها : یوگا ، یوگا یا معرفت کاذب ، پدر عرفان اسلامی

ای محرم ای ماه خون خداراشاکرم عمرم کفاف یافت تا باز تورا ببینم ///انشاء الله

 

 

خدایا ای قادر متعال   (اللهم العن قتلت حسین بن علی علیه السلام  واولاده واصحابه)

 

صحنه کربلا همیشه درجریان است /جنگ عشق وهوس هماره درپهنه گیتی استمرار دارد اما نمیدانم چقدر مظلوم است عشق در این دنیا که دایم  خنجر کین هوس برپشت صداقتش خون مظلومیت برخاک سرد می فشاند

 

 



برچسب ها : جنگ عشق وهوس

همیشه وقتی تاریخ را می خواندم،ابوموسی اشعری، برصیصای عابد ،قارون متمول،ابوسفیان ،معاویه و.....را قابل اثبات نمی یافتم /درک آنان وکارهایشان برایم بسیار بسیار سخت بود ......

آخر چگونه می شود کندی به امام حسن علیه السلام خیانت کند .....او که همیشه با معصوم بود /چگونه ممکن است قارون متمول چنان بر گنجش چمبره زند تا موسی را فراموش سازد..../چگونه ممکن است اشعری زاهد زهدش بوی زکاوت ندهدوامامش را خلع امارات سازد /چگونه ممکن است سر امامی را بشکافند که خود بیعت براو ساختند وسر حسینی را ببرند که خودشان ایمان به عدالتش دارند .........

اما حال می بینم افرادی چه نازیبا راهشان را می نوردند ////به کجا چنین شتابان ...لحظه ای آهسته شاید نهیب غیب الهی دلهایتان را برحم آورد .ای سیاست مدران بی دین/رهبرتان را واگذاشته به کدام سو خرامان میچرید وای بر شما وای برشما که عمرتان بر لب گور است اما روز بروز فربه می شوید ///



برچسب ها : سیاست بی دیانت ، ابو موسی اشعری،قارون متمول،معاویه،برصیصای عابد

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود . رشادت های جوانان برومند ، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت .

 

یاد جوانمرادان وزنان فداکاری که با همتشان وایثار وجودشات ما را ازاسارت درون وبرون بدون هیچگونه ادعایی رهانیدند مبارک باد



برچسب ها : دفاع مقدس برهمه دلسوزان مبارک باد

استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟
آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.
آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟
آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟
چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.

استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.



برچسب ها : چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

علامه جعفری می گفت تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم.

یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد یه دفه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟

روشو که برگردوند دیدم زن من نیست بلافاصله بهم گفت:«خیلی خری»حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه.

زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش می کنم گفتش «نه فقط خودت ، پدر و مادر و جدو آبادتم خرند».

علامه میگن این داستانو برای مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید.



برچسب ها : خاطره‌ای خواندنی از علامه جعفری

آقای قاضی(ره) برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.



« آن مرحوم همچنین به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید [و زیارت کنید].»



برچسب ها : تقویت حافظه، ، علامه قاضی طباطبایی


سـه قفل در زندگے ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم.


قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.


شیخ فرمود :

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.


جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت " شاه کلید " است !



برچسب ها : جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکے آمد و گفت : ، " شاه کلید "

 

روزی حضرت سلیمان علیه السّلام با لشکریان خود از جنّ و انس با تمام شوکت حرکت می کرد تا به بیابان مورچگان رسیدند، در آنجا مورچه ای به همنوعان خود گفت:

«حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ؛

تا آن گاه که به وادى مورچگان رسیدند. مورچه‏اى [به زبان خویش‏] گفت: «اى مورچگان، به خانه‏هایتان داخل شوید، مبادا سلیمان و سپاهیانش- ندیده و ندانسته- شما را پایمال کنند.»( سوره نمل، آیه 18)

باد صدای مورچه را به گوش سلیمان رسانید، در آن هنگام حضرت سلیمان علیه السّلام در فضا عبور می کرد و باد او را حمل می نمود.

همان جا حضرت سلیمان علیه السّلام توقف کرد و به باد گفت: «مورچه را نزد من بیاور.» باد مورچه را نزد سلیمان آورد.

سلیمان به او گفت: «ای مورچه! آیا نمی دانی که من ، پیامبر خدا هستم و به احدی ظلم نمی کنم؟»

مورچه گفت: «آری، می دانم.»

این سوره با «بشارت» شروع مى‏شود، و با «تهدید» پایان مى‏یابد، بشارتى که قرآن براى مۆمنان آورده، و تهدید به این که خداوند از اعمال شما بندگان غافل نیست

سلیمان گفت: «پس چرا مورچگان را از ظلم من ترساندی؟»

مورچه گفت: «ترسیدم به شوکت و عظمت تو و سپاه تو بنگرند و فریفته ی دنیا شوند و از یاد خدا دور گردند ...»

سپس مورچه گفت: «آیا می دانی چرا خداوند در میان مخلوقات، باد را (بیشتر) تحت تسخیر تو قرار داده است؟»

سلیمان گفت: «نه، نمی دانم.»

مورچه گفت: «خداوند می خواست به تو بفهماند که اگر بر همه ی جهان مسخّر گردی، همه ی جهان مانند آن باد است که سست بنیاد و زوال پذیر می باشد.»

در این هنگام سلیمان از سخن (دقیق و عبرت انگیز) مورچه خندید.(آیه 19) «سلیمان از شنیدن این سخن مورچه تبسم کرد و خندید» (فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِّن قَوْلِهَا)

بر همین اساس است که خواجوی کرمانی می گوید:

 

پیش صاحب نظران ملک سلیمان باد است

بلکه آن است سلیمان که زملک آزاد است

 

اینکه گویند که بر آب نهاد است جهان

مشنو ای خواجه! که بنیاد جهان بر باد است



برچسب ها :



برچسب ها : درجوانی به خویش میگفتم



برچسب ها : محبت



برچسب ها : دونفر دزد خری دزدیدند



برچسب ها : عشق وهوس



برچسب ها : لعلک باخع نفسک

 قال رسول الله (ص) اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء

 



برچسب ها : روح خدا به خدا پیوست

 

از عــــــوام است هــــــــر آن بد کــــــه رود بر اســـلام  

       / داد از دست عوام

 

کار اســــلام ز غـــوغــــای عــــــــــوام است تمـــــــام  

 /داد از دست عوام

 

دل من خــــون شد در آرزوی فهــــم درســــــــــــــــت 

 /ای جگر نوبت توست

 

جـــــان به لب آمــــــد و نشنید کســــــــم جان کــلام 

 / داد از دست عوام

 

غـــم دل با کــــه بگـــــویم که دلــــــــــــم خون نکـــند 

/غمم افزون نکند

 

ســــر فــــــــــرو بــــرد به چاه و غم دل گــــفت، امــام  

/داد از دست عوام

 

سخـــنی پخته نگـــــــفتم کـــــــه نگـــفتند به مــــــن 

 /چند از این خام سخن

 

سوختــــم، سوختم از ســــــردی این مردم خــــــــام  

/داد از دست عوام

 

زان چه پیغمبر گفته اســـــت و در اونیست شــــــکی   

  /  نپذیرند یکی

 

وحـــی منزل شـــــــــــمرند آنــچه شنیـــدند از مــــام  

/  داد از دست عوام

 

همگی خفــــــــــته و آســـوده ز نیکــــــــی و بــــــدی 

 /خواب مرگ ابدی

 

چه توان کـــــــــــرد، علــــــــی گفت که النــــاس نیام  

 /داد از دست عوام

 

در نبــــــــــــوت نگرفنتـــــــــــد ره نــــــــــوح نبــــــــــی  

/داد از این بی ادبی

 

در خـــــــدایی بنمودند به گــــــــــــوساله ســـــــــلام   

/داد از دست عوام

 

به هـــــــوای نفســــــــــــی جملـــــــه نمایند قعــــود  

 /آه از این قوم عنود

 

به طنــــین مگســــــــی جمـــــله نمـــــایند قیــــــــام   

/داد از دست عوام

 

پیــــــش خیــــل عقــــــلا زابلهی و تیــــــــره دلــــــی 

/شرزه شیرند، ولی

 

پیش سیـــر عقــــــلایی، حشـــــــــــراتند و هـــــــوام  

/داد از دست عوام

 

عاقل ار بسمـــــــله خـــــواند به هــــــــــوایش نچمند   

/همچو غولان برمند

 

غـــــول اگـــــرقصه کند گــــرد شــــوند از در و بـــــــــام 

/داد از دست عوام

 

سنــــــت و شـــــرع کتــــاب نبـــــوی مانـــــده  ز کــار   

 /عقل برخاسته زار

 

جهــــــــــل بنشـسته به سلــطــانی ایـــن خیل لئام   

 /داد از دست عوام

 

عاقـــــــل آن به که همـــــــــــه عمر نیـــــارد به زبـــان 

 /نام این بی ادبان

 

که در این قوم نه عقل است و نه ننگ است و نه نام   

/داد از دست عوام

 

نه بر ایـــــــــــن قــــــــــوم نماید نفس عیســـــی کار   

/نه مقالات بهار

 

نه نسیم ســــــــحری بگــــــــذرد از سنگ رخـــــــــام  

/ داد از دست عوام

 

پیــــــــش جهـــــــــال ز دانش مســـــــرایید ســــــخن 

/پند گیرید ز من

 

کــه حـــرام است حـــرام است حـرام اســـــت حـــرام  

/داد از دست عوام

(ملک الشعرا بهار)



برچسب ها : داد از دست عوام ، ملک الشعرا بهار

پس از تلاشی وافر، (20سال)عاقبت علی بن ابراهیم بن مهزیار را وعده وصل دادند. او این بار سفر حج را با امیدی بیش تر به جای می آورد. اعمال حج و عمره را به اتمام رسانیده بود که شب هنگام در مسجد الحرام با آن شخص وارسته و بلندمقام که چهره ای جذاب و دلنشین داشت، ملاقات نمود. او از یاران حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بود. بالاخره پس از سلام و معرفی خود و مکالمه ای کوتاه، قرار تشرف به محضر مبارک امام سلام الله علیه نهاده شد. هر دو رأس ساعت مقرر به وعده گاه آمدند. قاصد امام، پسر مهزیار را تا برابر خیمة سراسر نورانی مولا همراهی کرد. سپس از خدمت امام علیه السلام برای او اجازه ورود گرفت و علی به سعادت دیدار امام زمانش نائل آمد. به محض ورود به خیمه سلام کرد و سخنانی بین امام و او رد و بدل شد. در این قسمت، به فرازهای آغازین سخن امام علیه السلام اشاره می کنیم
"فقال: یَا أبَالحَسَن، قد کُنَّا نَتَوَقَّعُکَ لَیلاً و نَهاراً، فَمَا الَّذِی بطِیء بِکَ عَلَینَا"
ای ابالحسن، ما شب و روز توقع آمدن تو را داشتیم، چه چیز آمدنت را به نزد ما به تأخیر انداخت؟عرض کردم: ای سرورم، تاکنون کسی را نیافته بودم تا مرا به سوی شما رهنمون شود. به من فرمودند: هیچ کس را نیافتی که تو را راهنمایی کند؟! پس با انگشت مبارکش خطی بر زمین کشید و فرمود: نه، این گونه نیست، و لکن شما

1-اموالتان را افزون ساختید /

2- اختلاف و حیرتی به زیان مؤمنان ضعیف پدید آوردید /

3- بین خود قطع رحم نمودید،/ پس الآن برای شما چه عذری مانده است؟
عرضه داشتم: توبه، توبه، بخشش و گذشت، بخشش و گذشت.

آن گاه فرمودند: ای پسر مهزیار،

"اگر استغفار و طلب آمرزش بعضی از شما برای برخی دیگر نمی بود، هر که روی زمین بود ، غیر از شیعیان خاص که کردارشان با گفتارشان همانند و مشابه است، هلاک می شد.

(1)
کسب حرام و در آمد غیر موافق با شرع، انسان را از امام علیه السلام دور می کند و حتی ممکن است اعلان جنگ با خدا و رسول او باشد (2)و یا خدای ناخواسته شخص را به نبرد با امام علیه السلام تحریک کند. در کربلا چنین شد و برآورد امام حسین سلام الله علیه از آسیب یاران یزید همین بود. (3)

البته فرمایش حضرت ولی عصر ارواحنا فداه اینجا به نکته ای دیگر اشاره دارد و آن حضرت جمع مال حلال را نیز برنتابیده اند، تا دنیا برای ما هدف نشود.

(ما ظهور امام زمانمان را هم برای دنیایمان می خواهیم)


پی نوشت ها:
1. قُلْتُ یَا سَیِّدِی، لَمْ أجِدْ مَنً یَدُلُّنِی إلَی الآنِ. قَالَ لِی لَم تَجِدُ أحَداً یَدُلُّکَ؟! ثُمَّ نکَثَ بِاُصْبُعِهِ فِی الأرضِ ثُمَّ قَالَ لَا وَلَکِنَّکُم کَثَّرتُمُ الأموَالَ وَ تَحَیَّرتُم عَلی ضُعَفَاءِ المُؤمِنِین، وَ قَطَعتُمُ الرَّحِمَ الَّذِیَ بَینَکُم، فَأَیُّ عُذْرٍ لَکُمُ الآن؟ فَقُلتُ: التَّوبَة التَّوبَةُ، الإقَالةُ الإقَالةُ، ثُمَّ قَالَ یَابن مَهزِیار، لَولَا استِغفَارُ بَعضِکُم لِبَعضٍ، لَهَلَکَ مَن عَلَیهَا إلّا خَواصُّ الشِّیعَةِ الّتِی تَشَبهُ أقوَالُهُم أفعَالَهُم. سید هاشم بحرانی، تبصرة الولیّ ممّن رای القائم المهدی علیه السلام، رسالة 46
2. چنانچه قرآن کریم رباخواری را در حکم اعلان جنگ با خداوند دانسته است: فاذنوا بحرب من الله ورسوله. بقره(2)، 279
3-پاسخ امام حسین سلام الله علیه به خواهرشان در کربلا که پرسید: مگر خود را به این قوم معرفی نفرمودید؟ این بود: خواهرم، شکم هاشان از حرام پر شده است. بنابراین حق در دل آنها جایگزین نمی شود.
منبع  سودای روی دوست، نوشته دکتر مرتضی آقاتهرانی



برچسب ها : علی بن ابراهیم بن مهزیار ، بین خود قطع رحم نمودید،

1-من دیپلمات نیستم، من انقلابى‌ام، حرف را صریح و صادقانه میگویم. دیپلمات یک کلمه‌اى را میگوید، معناى دیگرى را اراده میکند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم.
۱۳۹۱/۱۱/۱۹ دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش

2-به استناد متهم کردن یک نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائیه را متهم کند؛ این کار درست نیست، این کار غلط است. بنده فعلاً نصیحت میکنم. این کار، کار شایسته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نیست.
۱۳۹۱/۱۱/۲۸ بیانات در دیدار مردم آذربایجان

3-اختلافات را نباید علنى کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده.
۱۳۹۱/۸/۱۰ بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان

4-ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد.
۱۳۹۱/۱/۱ بیانات در حرم رضوی در آغاز سال



برچسب ها : به‌یاد ماندنی‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۱ انتخ

 

خداوند عزّوجل در روایت قدسی می‌فرماید:

«مَنْ طَلَبَنی وَجَدَنی، وَ مَنْ وَجَدَنی عَرَفَنی، وَ مَنْ عَرَفَنی أحَبَّنی، وَ مَنْ أحَبَّنی

عَشَقَنی، وَ مَنْ عَشَقَنی عَشَقْتُهُ وَ مَنْ عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ، وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ، وَ مَنْ

عَلَیَّ دِیَتُهُ فَأَنَا دِیَتُه»

کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند
و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد
و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد
و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود
و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم
و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش
و هرکه را من بکشم خونبهایش بر من است
و هر که خونبهایش بر من باشد
پس من خود خونبهای او هستم

 



برچسب ها : مقام عشق را ببینید/ ، فرق عشق با دوست داشتن در حدیث

قطع رابطه با دوست بدزبان

     نقل شده که روزی یکی از یاران امام صادق(ع) در خدمت ایشان به جایی رهسپار بود، غلام آن مرد از آن ها عقب افتاد، مرد او را صدا زد ولی غلام جواب نداد، بار دوم و سوم هم او را فرا خواند، اما باز از غلام پاسخی شنیده نشد. آن مرد به غلام دشنام داد و گفت: ای حرامزاده با تو هستم!

     امام صادق(ع) با شنیدن این ناسزا از راه رفتن باز ایستادند و فرمودند: چه گفتی؟ صحابی گفت: یا بن رسول الله، چون پدر و مادرش مسلمان نبوده و از بلاد غیراسلامی هستند، لذا این ناسزا را دادم و این نسبت حقی است که گفتم. حضرت فرمودند: مرا با پدر و مادر او کاری نیست، چرا به او فحاشی می کنی؟ بعد فرمودند: دیگر حق نداری با من رفت و آمد کنی. (نقل کردند که امام تا پایان عمرشان، آن صحابی را به حضور نپذیرفتند و با او رفت و آمد نکردند!)

امام صادقـ علیه السلام ـ فرمود:

«فحش دادن ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قرار دارد.» (کافی، ج2، ص325؛ وسائل، ج11، ص330)

 2ـ ‌پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:

«خداوند بهشت را حرام کرده بر هر دشنام دهنده بی‌آبروی بی‌حیائی که از آن چه می‌گوید و از آن چه به او گفته می‌شود باکی ندارد و متاثر و ناراحت نمی‌شود.» (کافی، ج2، ص323؛ وسائل، ج11، ص329؛ تحف العقول، ص416).



برچسب ها : فحش دادن ، قطع رابطه با دوست بدزبان

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ کَثِیرَ الصَّلَاةِ کَثِیرَ الصِّیَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتَّى تَنْظُرُوا کَیْفَ عَقْلُه‏

امام صادق علیه السلام از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: چون مردى را پرنماز و روزه دیدید به او ننازید تا بنگرید عقلش چگونه است.

 کنز الفوائد، ج‏1، ص 199

به نظر ملا صدرا حکمت وفلسفه واقعی باید ریشه الهی وقرآنی داشته باشد تا بتواند برمکاتب عقلی وفلسفی دیگر مانند مکتب مشایی واشراقی برتری وتعالی یابد/

مکتب مشاء مکتبی خشک وبرهانی با ابزار علم منطق است که ملا صدرا ازآن به عنوان (حکمت بحثی )یاد می کند/

مکاتبی مانند اشراق یا تصوف را که مدعی چشیدن حقیقت با ذائقه باطن وروح هستند وبرعکس مشائیان به استدلال عقلی واثبات منطقی بی اعتناء می باشند(حکمت ذوقی) چشیدنی می نامد/

ازدیدگاه ملا صدرا حکیم وفیلسوف کسی هست که باروش عقلی وشهودی به یک جهان بینی جامع شامل انسان شناسی ،خداشناسی توحیدی قرآنی(نه یونانی) ومعاد شناسی برسد/

فلسفه را علما (مادر علوم)معرفی می کنند چون موضوع هرعلم ومعنا ووجود آن باید درفلسفه اثبات شود.

درزمان ما دسته ای ازعلماء به سبب سطحی برخورد کردن با حکمت متعالیه وفهم معنایی ازاصالت وجود ،صرفا ازروی تقوی ودفاع ازدین ومعارف حقه وبا اعتقاد به اینکه فلسفه برای سلامت عقاید واصول دین طلاب مضر است با تدریس آن مخالفت می کنند.

ایشان حتی برخی خود مدرس فلسفه بوده اند ومتون فلسفی را همراه بارد واشکال به برخی مضامین ان .تدریس می کردند.

مرحو مآقا میرزا جواد تهرانی وحاج شیخ مجتبی قزوینی ره درمشهد مقدس ازهمین علما بودند که خود اسوه تقوی بودند .مخالف این دسته جنبه سیاسی نداشت وصرفا ازروی اعتقاد قلبی انجام می شد.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلِیلٌ عَلَى ضَعْفِ عَقْلِه‏

امیر المومنین علیه السلام فرمود: خود بینى مرد دلیل سستی خرد او است.

بحار الأنوار، ج‏1، ص161



برچسب ها : ملا صدرا/فلسفه وحکمت اسلامی

بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی حاکمیت اسلام برکفر وحکومت ولایت مطلقه فقیه هست/ همان ولایتی که لرزه برجان همه مستکبرین داخلی وخارجی انداخته است.

فرانسیس فکویاما فیلسوف پر آوازه ی آمریکایی است. او در کنفرانسی در اورشلیم می گوید: شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای که دو بال دارد ، یک بال سبز و یک بال سرخ ، بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست ، چون شیعه در انتظار عدالت به سر میبرد،  امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. و بال سرخ این پرنده شهادت طلبی و فرهنگ عاشورایی است. شیعه بعد سوم هم دارد که بسیار مهم است . این پرنده ،  زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد . در بین کلیه مذاهب اسلامی ، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است . یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.



برچسب ها : فرانسیس فکویاما ، بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی ، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی

امام سجاد علیه السلام

خَیْرُ مَفاتیحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَیْرُ خَواتیمِهَا الْوَفاءُ؛

بهترین شروع کارها صداقت و راستگویى و بهترین پایان آنها وفا است

بحارالأنوار، ج 78، ص 161

 

رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

لاتَنظُروا إِلى کَثرَةِ صَلاتِهِم وَصَومِهِم وَ کَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَطَنطَنَتِهِم بِاللَّیلِ، وَلکِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ وَأَداءِ المانَةِ؛

 به زیادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویى و امانتدارى آنها توجه کنید

بحارالأنوار، ج75، ص 114، ح5

 

امام على علیه السلام

خَیرُ اِخوانِکَ مَن دَعاکَ اِلى صِدقِ المَقالِ بِصِدقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَکَ اِلى اَفضَلِ العمالِ بِحُسنِ اَعمالِهِ؛

بهترین دوستانت، کسى است که با راستگویى اش تو را به راستگویى دعوت کند و با اعمال نیک خود، تو را به بهترین اعمال برانگیزد

غررالحکم، ح 5022

 

امام صادق علیه السلام :

لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصیامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَکَهُ استَوحَشَ ، وَلکِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَدیثِ وأداءُ الأمانَةِ؛

 فریب نماز و روزه مردم را نخورید، زیرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس مى کند، بلکه آنها را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید

کافى، ج2، ص104، ح2

امام على علیه السلام

اَلمؤمِنُ صَدوقُ اللِّسانِ بَذولُ الحسانِ؛

 مؤمن بسیار راستگو و بسیار نیکوکار است

غررالحکم، ج2، ص9، ح1596

امام على علیه السلام

یَبلُغُ الصّادِقَ بِصِدقِهِ ما یَبلُغُهُ الکاذِبَ بِاحتیالِهِ؛

 راستگو، با راستگویى خود به همان مى رسد که دروغگو با حیله گرى خود

غررالحکم، ج6، ص471، ح11006

رسول اکرم صلى الله علیه و آله

اَلصِّدقُ طُمَنینَةٌ وَ الکَذِبُ ریبَةٌ ؛

راستگویى [مایه] آرامش و دروغگویى {مایه} تشویش است

 نهج الفصاحه، ح 1864

رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَکٌ وَ الکِذبَ مَشؤومٌ؛
بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم

تحف العقول، ص 14

امام على علیه السلام :

اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاةٍ وَکَرامَةٍ وَالکاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواةٍ وَمَهانَةٍ؛


راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى

نهج البلاغه، خطبه 86

رسول اکرم صلى الله علیه و آله

مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فى کَلامِهِ وَ النصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَیهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِى ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَیهِ فى رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ ؛

به هر کس، راستگویى در گفتار، انصاف در رفتار، نیکى به والدین و صله رحم الهام شود، اجلش به تأخیر مى افتد، روزیش زیاد مى گردد، از عقلش بهره مند مى شود و هنگام سئوال مأموران الهى پاسخ لازم به او تلقین مى گردد

اعلام الدین ص265

امام على علیه السلام :

أَربَعٌ مَن أُعطیَهُنَّ فَقَد أُعطىَ خَیرَ الدُّنیا وَالاخِرَةِ صِدقُ حَدیثٍ وَأَداءُ أَمانَةٍ وَعِفَّةُ بَطنٍ وَحُسنُ خُلقٍ؛


چهار چیز است که به هر کس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است: راستگویى، اداء امانت، حلال خورى و خوش اخلاقى

غررالحکم، ج2، ص151، ح2142

امام على علیه السلام

(علامة اَلایمانُ أَن تُؤثِرَ الصِّدقَ حَیثُ یَضُرُّکَ عَلَى الکَذِبِ حَیثُ یَنفَعُکَ؛

 نشانه ایمان، این است که راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى

نهج البلاغه، حکمت458

رسول اکرم صلى الله علیه و آله

إِن أَحبَبتُم أَن یُحِبَّکُمُ اللّه وَرَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائتُمِنتُم وَاصدُقوا إِذا حَدَّثتُم وَأَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَکُم؛

 اگر مى خواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد کنید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکى رفتار نمایید

نهج الفصاحه، ح 554

امام صادق علیه السلام

:إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَنْ یُصَدِّقُهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ یَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَتُصَدِّقُهُ نَفْسُهُ تَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛

راستگو را نخستین کسى که تصدیق مى کند، خداى عزوجل است که مى داند او راستگوست و نیز نفس او تصدیقش مى کند که مى داند راستگوست

کافى، ج 2، ص 104، ح6

امام صادق علیه السلام

مَنْ صَدُقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ؛

هر کس راستگو باشد عملش پاکیزه مى شود و رشد مى کند

کافى، ج 2، ص 105، ح 11

رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

یا عَلىُّ اصدِق وَإِن ضَرَّکَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ یَنفَعُکَ فِى الآجِلِ وَلاتَکذِب وَإِن یَنفَعکَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ یَضُرُّکَ فِى الآجِلِ؛

 اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آینده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آینده به ضرر توست

میراث حدیث شیعه، ج2، ص17، ح65

 امام على علیه السلام

مَنْ تَحَرَّى الصِّدْقَ خَفَّتْ عَلَیهِ المُؤُنُ؛

هر کس صداقت و راستگویى پیشه کند، بار زندگى براى او سبک مى شود

تحف العقول، ص 91

 امام على علیه السلام

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشتترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مىباشد

غررالحکم، ج 2، ص 388، ح 2942

امام على علیه السلام

اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛

هرگاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، راستگویى را به او الهام مىنماید

غررالحکم، ج 3، ص 161، ح 4101

امام على علیه السلام

یَکْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا:حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، وَالْمَحَبَّةَ لَهُ، وَالْمَهابَةَ عَنْهُ؛

راستگو با راستگویى خود، سه چیز را به دست مىآورد: اعتماد، محبت و شکوه

غررالحکم، ج 6، ص 480، ح 11038

 رسول اکرم صلى الله علیه و آله 

ثَلاثٌ یَقْبَحُ فیهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّمیمَةُ، وَ اِخبارُکَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما یَکْرَهُهُ، وَ تَکذیبُکَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛

در سه چیز راستگویى زشت است: سخنچینى، خبر ناخوشایند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تکذیب کردن خبر کسى

خصال، ص 87 ، ح 20

 رسول اکرم صلى الله علیه و آله

عَلَیْکُمْ بِالصِّدْقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الْجَنَّةِ وَ اِیّاکُمْ وَالْکِذْبَ فَاِنَّهُ مَعَ الْفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ؛

شما را سفارش مىکنم به راستگویى، که راستگویى با نیکى همراه است و هر دو در بهشتاند و از دروغگویى بپرهیزید که دروغگویى همراه با بدکارى است و هر دو در جهنماند

نهج الفصاحه، ح 1976

 امام صادق علیه السلام

اَلْکَلامُ ثَلاثَةٌ: صِدْقٌ وَکِذْبٌ وَ إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ قالَ: قیلَ لَهُ: جُعِلْتُ فِداکَ مَا الاِصْلاحُ بَیْنَ النّاسِ؟ قالَ: تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلاما یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ، فَتَلْقاهُ فَتَقولُ: سَمِعْتُ مِنْ فُلانٍ قالَ فیکَ مِنَ الْخَیْرِ کَذا وَ کَذا، خِلافَ ما سَمِعْتَ مِنْهُ؛

سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسى سخنى درباره دیگرى مىشنوى که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مىشود. پس تو آن دیگرى را مىبینى و بر خلاف آنچه شنیدهاى، به او مىگویى: از فلانى شنیدم که در خوبى تو چنین و چنان می گفت

کافى، ج2، ص 341، ح 16



برچسب ها : خَیْرُ مَفاتیحِ الاُمورِ ، اَلمؤمِنُ صَدوقُ اللِّسانِ بَذولُ الحسانِ؛ ، اَلصِّدقُ طُمَنینَةٌ وَ الکَذِبُ ریبَةٌ ؛ ، مَنْ صَدُقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ؛

امام حسن عسکری (ع) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.

این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.

شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند.

نام همسرشان حضرت "نرجس خاتون وبا نامهای سوسن،ریحانه،صقیل و... می باشد.

حضرت امام حسن عسگری نیزر مانند پدر ناچارشددرسامرا اقامت کندومجبوربود به دربار برود وهر دوشنه وپنجشنبه دربار گاه خلیفه حضور یابد.(نوعی حضور وغیاب)

موضع امام در رویاردویی باحوادث:

1-بالاترین موضع امام درآماده کردن مساله غیبت فرزندشان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

دشوارترین کاری که امام به عنوان پدر مهدی ع متحمل آن بود ومسئولیت آن رابرعهده داشت این بود که مردم راقانع سازدکه زمان غیبت فرارسیده است.وتنفیذ آن امردرشخص فرزندش امام مهدی علیه السلام صورت گرفته است .

برنامه ریزی امام علیه السلام برای تحقق بخشیدن هدف مزبور به چند کار مقدماتی نیاز داشت.

الف:مخفی کردن مهدی علیه السلام ازچشم مردم ونشان دادن به بعضی ازخواص. (تادرهنگام ظهور تایید نمایند که ایشان فرزند امام یازدهم است)

زیرا حمل فرزندش توسط حضرت نرجس خاتون برای کسی معلوم نبود ومانند زنان دیگر نبودکه بارداریشان برای همه مشخص باشد...برای همین وقتی امام به شهادت رسیدند حعفر کذاب برای اقامه نماز میت آمدن تا به نوعی امامت خودش را بااین کار به ثبوت برساند (چون نمار میت اولیاء الله باید توسط یکی ازامامان انجام گیرد)ولی جمعیت دیدند بچه ای 5ساله جمعیت را کنار زد وبرای اولین باردربین مردم حاضر شدوبر جسم مبارک پدرش نماز خواند وغایب گردید درآن حال همه خواصی که ایشان ا ازقبل می شناختند تایید کردند که فرزند امام حسن عسگری هست. 

ب: آنکه به هرترتیب فکرغیبت را دراذهان وافکار مردم رسوخ دهد وبه مردم بفهماند که این مسئولیت اسلامی راباید تحمل کرد.

ج:وقتی فرزندش ازچشم مردم دورشود وضع رابرای قبول غیبت آماده کرده باشد ودرآن وقت فقط به خواص اصحاب نمودارمی گشت.

هرچند شهادت امام حسن عسگری برا ی شیعیان ایشان بس ناگوار است اما آغاز امامت اباصالح المهدی بس شیرین وگواراست که برای آن روز اعمالی درشرع مقدس اسلام آمده است.آغاز ولایت وامامت مبارک

اعمال روز نهم ماه ربیع الاول‏

این روز، روز عید و جشن و شادی بزرگ برای مؤمنان به مناسبت به امامت و خلافت رسیدن صاحب الزمان (ع) است. لذا اعمال زیر در این روز پسندیده است.

۱- اطعام به دوستان و ایجاد فرح و شادی در بین آنان.
۲- پوشیدن لباس نو.
۳- شکر و عبادت خداوند متعال.
۴- گشاده دستی و فراوانی برای خانواده.



برچسب ها : شهادت امام حسن عسگری علیه السلام ، جعفرکذاب ، نرجس خاتون صقیل سوسن

استاد حضرت آیت الله مجتبی تهرانی هم ازبین ماگناهکاران رفت آنکه امیدی بود برای هدایتمان ،آنکه حتی ازکوچکترین عوامل شهرت گریزان بود.هم او که درمسیر ولایت گام بر می داشت وشاگردی مبرز وماندگار برای امام شد.

امامی که هرکس اورا مراد خود خواند به کمال رسید .هرکس دراو ذوب شد احیاء گردید.

امروز شیطان وهمه خناسان لعنت الله علیهماخندیدند بواسطه ثلمه ای که دردین حادث گشت .همان ثلمه ای که لا یسد ها شیء.

اما ای قوم گریزان ،ای فخر فروشان،ای متکبران،ای متنسکان بی محتوی،ای منحرفین درتقوا ،یا اشباه الرجال ولا رجال،یا اشباح بلا ارواح ،تباً لکم.

بدانید که خداوند صالحانی را درعیان ونه درنهان برای هدایتمان وتاختن بر هرآنچه درسر دارید بگمارد .

 امام خامنه ای

 

حضرت علامه

 

 

ایت الله مظاهری

خداوندا ازعمرما بکاه وبر عمرشریفشان بیفزا تا شرافت یابیم .

آمین یا رب العامین



برچسب ها : استاد حضرت آیت الله مجتبی تهرانی ، یا اشباه الرجال ولا رجال،یا اشباح بلا ارواح

سالها ازقانون حمایت ازشعار "فرزند کمتر ، زندگی بهتر
" می گذرد .شعاری که ازهمان ابتدای قانونی کردنش مورد انتقاد بعضی از مراجع
،تحلیلگران وسیاسیون جامعه قرار گرفت.قانونی که برای جهت بخشی برنامه های تنظیم
خانواده وضع گردیدتا ازرشد بی رویه وسریع موالید جلو گیری کند. درابتداء امر، طعم
خوش این شعاربر دهان خیلی ها شیرین می نشست وهمه درپی زندگی بهتر، برآن شدند تا تجربه
جدیدی ازآن داشته باشند بخصوص جوانان که درجستجوی زندگی بهتری نسبت به گذشتگان
بودند راه را برای خود هموار می دیدند. اما بعد گذشته چندین سال چیزی ازنایل شدن
به اهداف این طرح بدست نیامد وفقط سوال پشت سوال مطرح گردید .مگر قرار نبود وضع
خانواده بهتر شود ؟

مگر همه درپی زندگی بهتر نبودیم ؟پس چرا با کنترل جمعیت
وتحقق شعار "فرزند کمتر ،زندگی بهتر" هیچ تغییری احساس نشد .

آیا با کم شدن سرانه وکنترل زاد و ولد میزان تولید داخلی
افزایش یافت یا کاهش؟(بدون درنظر گرفت عوامل خارجی).میزان سهم مردم درارتقاء سطح
زندگیشان تا چد حدی بود؟

آیا گمان نمی رفت شعار "دختر ،پسر، دوبچه کافیست
"که زاییده این طرح بود مردم را به خاطر داشتن رفاه بیشتر به خانواده ای تک
فرزندی ترغیب نماید.

همه می دانیم ازنظر سیاسی یکی ازپارامترهای
"قدرت" جمعیت است .هرچه تعداد افراد یک ملتی بیشتر باشند حداقل، قدرت
بازدارندگی درجامعه بین الملل را دارا خواهد بود .

باگذشت سالها ازاجرای این قانون درکشور آیا جامعه به سمت
جوان شدن گرایش پیدا کرده است یا درحال پیر شدن است.

وسوالات دیگری از این نوع که به جای خود نیاز به جوا ب های
سیاسی فقهی واجتماعی و.. دارد.

دراین نوشتار سعی برآن شده تا به برسی گذرا به این قانون که
سالهاست درکشورمان اعمال می شود بپردازم.وازنظرعده ای ازصاحب نظران استمداد خواهیم جست.



برچسب ها :

مدتی می خوام یه مطالبی برای محرم وعاشورا و...بذارم هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید چون اینقدر دوستان دراین زمینه ها کار کردن واقعا آدم کم میاره نمی دونه چی بذاره درهر صورت بهتر دیدم یه مقداری درمورد عاشورا بگم .

راستشو بخواید نمی دونم ازکجا شروع کنم ولی بالاترین چیزی که ذهن آدمو مشغول می کنه عظمت محرم وقیام عاشوراست .چقدر زیبایی درسرزمین کربلا وجود داره واقعا آدم متحیر می مونه من همیشه فکر می کردم آخه چه زیبایی رو حضرت زینب دیده بود که می گفت :مارایت الا جمیلا  درصحنه کربلا چیزی ندیدم الا زیبایی /امام حسین علیه السلام زمانی قیام کرد که چیزی نمونده بود اسلام نیست ونابود بشه .فکر بفرمایید اسلامی که ثمره تمامی انبیا واوصیای الهی بود اونهایی که عمرشان را درراه اعتلای اسلام گذاشته بودند وبعضا جان ومال وناموسشان را دراین راه داده بودند به توسط فردی نا اهل ومفسد طی سه سال حکومت جایرانه(یزید) داشت نابود می شد وازبین میرفت/اسلام نیاز به فردی داشت تا چنان غوغایی درعالم برپا کند که همه چیز متاثر شود .چنان غوغایی که مفاسد یزید را نابود سازد .یزید علنی شرب خمر می کرد وبه دیگران هم توصیه می کرد هیچ ابایی ازجمع نداشت سه روز جان وناموس مردم مدینه را برای سپاهیان مزدورش حلال کرد.خانه خدا را به آتش کشید فقط برای تثبیت حکومتش. آشکارا حدیث جعل می کرد وبر تن پاک اسلام پوستین وارونه می پوشاندو....

دراین شرایط اسلام نیاز به فردی داشت تا نهال خشکیده اش را آبی دوباره بدهد بنابراین امام برای نجات اسلام وآنگونه که خودشان فرمودند :برای نجات دین جدش همه چیز رو به جان خرید .ازقصابی شدن خود وفرزندانش ویارانش تا به اسارت بردن اهل بیتش و...

واما چند زیبایی ازقیام حسینی:

1-تاریخ هیچگاه یارانی چون یاران کربلا به خودش ندید زیرا می دانستند که می میرند می دانستند چگونه سرهایشان بریده می شود وبدنشان پاره پاره می گردد ولی ماندند تا پای جان.برای همین به اشجع الناس معروف شدند که تاریخ هرگز به دلاوری آنان وبه شجاعت آنان نخواهد دید.

2-رعایت حق الناس درصحنه کربلا ،جایی که قرار است افراد جانشان را بدهند ولی اگر حرامی دربین باشد ارزشی ندارد/

امام وقتی وارد کربلا شدند زمین کربلا توسط مردم وصاحبانش شخم زده شده بود تا کشت وذرع شود .امام صاحبانشان را فراخواند وزمین را با قیمتی مناسب ازآنان خرید تا خونش درزمین غصبی جاری نگردد/

درشب عاشورا یکی ازشروطی که امام برای یارانش گذاشت نداشتن حق الناس برگردنشان بود /یکی ازیاران امام عرض کرد آقا من بدهکارم امام فرمودند اگر بیایی ودرجهاد بمیری جهنمی هستی باید حتما قرضت را بپردازی  فرد گفت یا ابا عبدالله همسرم دین مرا می پردازد ومشکلی ازجهت پرداخت ندارم که امام پذیرفتند .

درصحنه کربلا هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند برای رسیدن به هدف مقدس باید ابزار ووسایل همه مقدس باشند وگر نه ثمری ندارد وماندگاری نخواهد داشت.

3-درهنگام جهاد هیچ یک ازیاران امام اجازه ندادند که اول اهل بیت نبوت به صحنه بروند . همه قبل ازاهل بیت رفتند وجانفشانی کردند /کجای تاریخ سراغ داریم که یارانی این چنین یافت شود هیچ یک نگفتند که اول اهل بیتت را روانه کن بعد ما می ریم.

4-درهنگام جنگ جوانی ازسپاه کفر بر امام حسین علیه السلام هجوم آورد امام باشمشیرش بند ذره اش را پاره کرد وذره ازتنش جداشد ،جوان ترسید که هم اکنون جانش گرفته خواهد شد که امام رو کرد به او. فرمود :برو زیرا تو جاهلی نصبت به من مرا نمیشناسی  نمی دانی که امانمت را می خواهی بکشی  وجوان ازصحنه خارج شد. امام حتی دربحبوحه جنگ درس انسان سازی را ترک نکرد.

واما چه زیبایی بالا ترازاین ،آنچه را که شامیان وکفار درسالهای متمادی افراشته  وبنیان کرده بودند امام درطی چند ساعت ودرنیم روزی همه را بر انداخت ونابود ساخت.

چه زیبایی بالاتر ازاین که اگر تو به اندازه پر مگسی بگریی خداوند گناهانت را می بخشد اما کدام گریه ،گریه ای که درآن معرفت باشد گریه ای که تو راپرواز دهد تا اوج تا ملکوت تا نهایت عشق تا نهایت ایثار وتا نهایت بریدن ازجان .نه آن گریه ای که آن ملعون کرد زیرا درمانی درآن نیست

"گرکه درمان می شد ازهر گریه درد    

  ابن سعد بی حیا هم گریه کرد"

6-زهیر بن قین وسعید بن عبدالله انصاری چه کردند درعاشورا خدایا کدامین زیبایی بالا ترازاین که تو بدانی باید با تمامی اعضایت دردپیکانی را بچشی که ازطرف خصم روانه می گردد ودر آخر چون خارپشتی شوی تا نماز برای همیشه بماند/

7-چه زیبایی بالاتر ازوفاداری عباس وعون وجعفر
نهایت اوج وفاداری را میتوان در وجود مقدس حضرت عباس(ع) مشاهده کرد؛ آن هنگام که شمر نزدیک خیمه‏هاى اباعبداللَّه(ع) آمد و صدا زد: «خواهرزاده‏هاى ما کجا هستند؟» (شمر لعنت الله علیه وخانوم ام البنین هردو ازیک قبله بودند)حضرت عباس(ع) و برادرانش(عثمان و جعفر)، به او نزدیک شدند و پرسیدند: چه مى‏خواهى؟ گفت: شما خویشان من هستید و من به شما امان مى‏دهم‏[ به شرطى که از اردوگاه حسین(ع) جدا شوید و راه خود گیرید.] آن جوانمردان، چنین امان ذلت‏بارى را نپذیرفتند و اعلام کردند: «خداوند تو و امان‏نامه‏ات را لعنت کند! آیا تو به ما امان مى‏دهى و حال آن که امام ما، پسر پیغمبر، امان ندارد؟
8-قربان زینب که درطول حیاتش ،شهادت پدر بزرگش را دید،شهادت پدرش را دید،جگر پاراه پاره شده حسنش را،بریدن سر حسینش را کشته شدن فرزندان وبرادر زادگان وبه اسارت درآمدن خود واهل بیت را دید .بارها برای اینکه تازیانه دشمن به فرزندان شهدا نخورد خود زخم تازیانه را به جان می خرید.

برای آنکه دشمن گیسوان ناموس اهل بیت را نبیند برسرشان تکه پارچه ای می انداخت تا ازگزند نامحرمان درامان باشد.

اما چه می گویند بعضی ازوعاظ اما چه برسینه میزنند بعضی از به قول خودشان عزاداران اما چه می خوانند بعضی ازمداحان اما چه جیغ وناله می کنند بعضی اززنان بی حجاب  /

چرا گمان می کنند امام حسین علیه السلام چون زمانی عزادار بودیم حق الناسی که برگردن داریم می بخشد او که حتی درشب عاشورا یارانش ازاین کار منع کرد .

چرا خیال می کنند می توان بی حیا بود وعزاداری نمود مگر زینب دراسارت نهایت حیا را تبلیغ نمی کرد.

چرا خیال می کنند با صرف عزاداری  ونخواندن نماز خدا آنان را خواهد بخشید مگر خود امام درصحنه عاشورا نمار اقامه ننمود.

چرا بعضی خیال می کنند برای گریاندن مردم می توانند ازهروسیله ای استفاده نمایند وهردروغی را به حماسه حسینی نسبت دهند مگر حسین  علیه السلام برای هدفش ازهروسیله ای استفاده کردند یا نه مثل انسانهای دیگر رفتند وجنگیدند بارعایت تمامی اصول وفروع اسلامی.



برچسب ها :

برای دریافت ابتهال زیبای "حب الحسین" رو ازاستاد «طه موسی حسن» مشهور به «طه الفشنی» اینجا کلیک بفرماییدفقط 2مگابایت/ التماس دعا

 

 



برچسب ها : حب الحسین ، طه موسی حسن

بسیارمهم

از اول محرم تا اربعین چهل روزه یه طرح رو برا ظهور امام زمون شروع کنید اونم اینه که هر شب دعای فرج رو بخونیم همه

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاْرْضُ،وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنابِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباًکَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یامُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یامَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»

 هر کی خواست تو ثوابش شریک باشه این موضوع رو تو وبش بذاره تا این طرح گسترش پیدا کنه .... علی یارتون

 



برچسب ها : خواندن دعای فرج درمحرم

مرحوم آیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى در کتاب معادشناسى مى نویسند:


چـنـدیـن
  نـفـر از رفـقـا و دوسـتان نجفى ما از یکى از بزرگان علمى و مدرسین نجف 
اشرف نـقـل کـردنـد کـه او مـى گـفـت : مـن دربـاره مـرحـوم اسـتـاد 
العـلمـاء العـامـلیـن و قـدوة اهـل الحـق و الیـقـیـن و السید الاعظم و 
السند الافخم و طوء اسرار رب العالمین ، آقاى حاج مـیـرزا عـلى آقـا قـاضـى
  طـبـاطـبایى - رضوان الله علیه - و مطالبى که از ایشان احیانا نـقـل مى
شد  و احوالاتى که به گوش ‍ مى رسید در شک بودم . با خود مى گفتم : آیا این
  مـطـالبـى کـه ایـنها دارند درست است یا نه ؟ این شاگردانى که تربیت مى 
کنند و داراى چـنـیـن و چـنـان از حـالات و مـلکـات و کـمـالاتـى مـى 
گـردنـد، راسـت اسـت یـا تخیل ؟ مدتها با خود در این موضوع حدیث نفس مى 
کردم و کسى هم از نیت من خبر نداشت تا یک روز رفتم براى مسجد کوفه براى 
نماز و عبادت و به جا آوردن بعضى از اعمالى که براى آن مسجد وارد شده است .

مـرحـوم  قـاضـى قـدس سـره به مسجد کوفه زیاد مى رفتند و براى عبادت در
آنجا حجره  خاصى داشتند و زیاد به این مسجد و مسجد سهله علاقمند بودند و
بسیارى از  شبها را به عـبـادت و بـیدارى در آنها به روز مى آوردند. در
بیرون مسجد به  مرحوم قاضى برخورد کـرده و سـلام کـردیـم و احـوال پـرسى از
یکدیگر نمودیم و  به قدرى با یکدیگر سخن گـفـتیم تا رسیدیم پشت مسجد. در
این حال در پاى آن  دیوارهاى بلندى که دیوارهاى مسجد را تشکیل مى دهد، در
طرف قبله در خارج  مسجد، در بیابان هر دو با هم روى زمین نشستیم تا قـدرى
رفـع خـسـتـگـى  کـرده و سپس به مسجد برویم . با هم گرم صحبت شدیم و مرحوم
قـاضـى قـدس سـره  از اسـرار و آیـات الهـیـه بـراى ما داستانها بیان مى
فرمود و از مقام  جـلال و عـظـمـت توحید و قدم گذاردن در این راه و در
اینکه یگانه هدف خلقت ،  انسان است ، مـطـالبـى را بـیـان مـى نـمـود و
شـواهـدى اقـامـه مـى  نـمـود مـن در دل بـا خـود حـدیـث نفس کرده و گفتم
که واقعا ما در شک و  شبهه هستیم و نمى دانیم چه خبر اسـت . اگـر عـمـر ما
بدین منوال بگذرد واى  بر ما! اگر حقیقتى باشد و به ما نرسد واى بـر مـا! و
از طـرفـى هـم نـمـى  دانـم کـه واقـعـا راسـت اسـت تـا دنبال کنم .

در ایـن حال مار بزرگى از  سوراخ بزرگى بیرون آمد و در جلوى ما خزیده ، به
موازات دیـوار مـسـجـد  حرکت کرد. چون در آن نواحى مار بسیار است و غالبا
مردم آنها را مى بینند،  ولى تـا بـه حـال شـنـیـده نـشـده اسـت کـه کـسـى
را گـزیـده بـاشـد.  هـمـیـن کـه مـار بـه مقابل ما رسید و من فى الجمله
وحشتى کردم . مرحوم  قاضى اشاره اى به مار کرد و فرمود: مـت بـاذن الله ؛
بـمـیـر بـه اذن خدا  مار فورا در جاى خود خشک شد. مرحوم قاضى بـدون
ایـنـکـه اعـتـنـایـى کـنـد،  شـروع کـرد بـه دنـباله صحبتى که با هم
داشتیم و سپس برخاستیم و به داخل  مسجد رفتیم .

مرحوم قاضى اول دو رکعت نماز در میان مسجد گذارده و پس از  آن به حجره خود
رفتند و من هـم مـقـدارى از اعـمـال مـسـجـد را بـه جاى  آوردم و در نظر
داشتم که بعد از به جا آوردن آن اعـمـال ، بـه نـجـف اشـرف  مـراجـعت کنم .
در بین اعمال ناگاه به خاطرم گذشت که آیا این کـارى کـه این  مرد کرد،
واقعیت داشت یا چشم بندى بود مانند سحرى که ساحران مى کنند؟ خـوب  اسـت
بـروم بـبینم مار مرده است یا زنده شده و فرار کرده است . این خاطره  به
سخت بـه من فشار مى آورد تا اعمالى که در نظر داشتم به اتمام رسانیدم و 
فورا آمدم بیرون مـسـجـد در هـمـان مـحـلى که با مرحوم قاضى نشسته بودیم .
دیدم مار خشک شده و بر زمین افـتـاده اسـت . پـا زدم بـه آن ؛ دیـدم ابـدا
  حـرکـتـى نـدارد. بـسـیـار منقلب و شرمنده شدم . برگشتم به مسجد که چند 
رکعتى نماز گذارم ، نتوانستم و این فکر مرا گرفته بود که واقـعا اگر این 
مسائل حق است ، پس چرا ما ابدا به آنها توجهى نداریم . مرحوم قاضى در حـجره
  خود بود و به عبادت مشغول بود که بیرون آمد و از مسجد خارج شد براى نجف و
  من نـیـز خـارج شدم . در مسجد کوفه باز هم به هم برخورد کردیم آن مرحوم 
لبخندى به من زد و فرمود:
خوب است آقاجان ؛ امتحان هم کردى ،



برچسب ها : حاج میرزا علی آقا قاضی طباطبایی

آتش جهنم

امروز رفتم بازار تا وسیله ای بخرم البته چند روز پیش هم رفته بود م ونخریدم وقتی ازش قیمت رو سوال کردم شروع کرد به گشتن دنبال فاکتور/گشت وگشت پیدا نکرد می دونستم الکی می گرده گفتم آقا من قیمتش رو می دونم نگرد مگه تازه آوردی ،گفت نه مال قبله اگه مال چهار سال پیش هم باشه قیمتش رو به روز می دم.خب منم نخریدم ورفتم ازقیمتی که می گفت هزار تومان اونور خیابون ارزانتر خریدم/

بعد فکر کردم که تا چه اندازه ما رعایت حلال وحرام رو می کنیم. ما همیشه داد می زنیم وتمامی مشکلاتمون رو بردوش مسولین می اندازیم ولی خودمون چی؟مگه ما رو تو قبر اونا می ذارن/چرا حلال و حرام کارهامونو به دلار نسبت می دیم.داشتم می رفتم همدان گفتم برم یه مقدار زیتون ازرودبار بخرم دیدم اونهم می گه گرون کردیم چون دلار بالا رفته/گفتم خریدی گفت نه مال خودمونه/

این همه افزایش قیمتها برای چیه ؟؟؟قبول که گرانی هست ،تحریم هست،اما این همه احتکارها درکجای این معادله جا می گیره؟؟؟؟

گرانفروشی های مغرضانه به طمع ثروت اندوزی وداد وفریاد برپا کردن،دست جلو گرفتن تا عقب نیفتادن و....ازچی نشات می گیره؟؟؟؟

قبول دارم که بعضی ازمسئولین درانجام کارها دقت ندارند اما مگه ما خودمون مسئول کارهای خودمون نیستیم ؟ مگه  آیه "کل نفس بما کسبت رهینه" درقرآن برای ماها نیومده .آیا می تونیم به دلخواه خودمون هرجوری که بخوایم عمل کنیم ؟؟؟پس این همه روایات وآیات درخصوص کم فروشی وگران فروشی برای کیه ؟مگه ما نمی گیم اسلام دین جاودانه وبرای همه اعصار هست ؟پس چرا این همه تناقض دررفتار؟خدا هدایتمان کند.

چگونه انتظار دارین دعاهایمان دروقت گرفتاری رفع گردد درحالی که ما خودمون رعایت خیلی چیزا رو نمی کنیم؟

عَنِ النَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌وآله أَنَّ لِلّهِ مَلَکاً عَلی بَیْتِ الْمَقْدَسِ یُنادی کُلَّ لَیْلَةٍ مَنْ أَکَلَ حَراماً لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ صَرْفٌ وَلا عَدْلٌ .
از رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم نقل شده : خدا را ملکی است بر بیت‌المقدس هر شب فریاد می‌کند : هرکس حرام بخورد مستحب و واجبی از او پذیرفته نیست !!

همچنین ایشان درخصوص مال حرام می فرمایند:
وَ قالَ صلی‌الله‌علیه‌وآله : مَنِ اشْتَری ثَوْباً بِعَشَرَةَ دَراهِمَ وَفی ثَمَنِهِ دِرْهَمُ حَرامٍ لَمْ یَقْبَلِ اللّهُ تَعالی صَلاتَهُ مادامَ عَلَیْهِ مِنْهُ شَیْ‌ءٌ .
"کسی که پیراهنی را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم درهمی از حرام باشد ، تا وقتی چیزی از آن پیراهن بر اوست خدا نمازش را قبول نمی‌کند"



برچسب ها : مال حرام ، "مال حرام آثارش در نسل آشکار می‌شود & ، وَ قالَ صلی‌الله‌علیه‌وآله : ، می‌گویند: حجّاج بن یوسف ثقفی

 شما چه دوستانی دارید؟

بادیدنشان به یاد چه چیزهایی می افتید؟

آیا درهنگام گرفتاری با شما هستند؟

درغیبتتان با شما چگونه اند؟

دوست آن دانم که گیرد دست دوست      درپریشان حالی و درماندگی

چه بسا سالها بایک نفر طرح دوستی بریزم بعد متوجه شویم که اشتباه می کردیم.

چون دوست ازلایه های زندگی انسان با خبر می شود باید درانتخاب آن نهایت دقت را نمود هرچند انسانهایی که خودشان را بجای رفیق صمیمی جا می زنند ولی به وقتش ازدشمن خطرناکترند.(البته فرق است درگفتن وعمل کردن)

 پسر دیندار با بودن درکنار پدر بی دین به همان عذاب دنیایی پدر گرفتار شد.

در زمان حضرت موسی پدر و پسری زندگی می کردند که پدر از پیروان فرعون و پسر از پیروان حضرت موسی بود و ایندو هر کدام پیرو دین وآیین خود، روزگار می گذراندند، تا اینکه پسر متوجه شد پدرش قرار است دردریای نیل به عذاب الهی دچار شده ونابود شود ازموسی علیه السلام اجازه خواست تا به دیدار پدر رفته واو راازعذاب آگاه سازد زمان حسّاس رویارویی موسی و فرعون فرا رسید در این رویارویی شدید قوم حضرت موسی از دریا گذشتند؛ ولی این پسر که پیرو حضرت موسی بود همراه لشکر فرعون در دریا غرق شد، چون در زمان غرق فرعون این پسر به دیدار پدر گمراه خود رفته بود تا او را ازبد حادثه آگاه سازد.
همین که خبر غرق این پسر به حضرت موسی رسید، فرمودند :خدا رحمتش کند او هم عقیده پدرش نبود ولی وقتی عذابی برای بدان می رسد کسی هم که با آنان همنشین است نمی تواند از خود دفاع کند.



برچسب ها : شما چه دوستانی دارید؟ ، انسان بی دوست غریب است اما

امروزه خیلی ها برای اینکه خودی نشون بدن، یا باید یه سمت سیاسی در جامعه داشته باشند یا اینکه خودشون رو سیاسی جلوه بدن

که درواقع نوع دوم ازنوع شهرتهای کذایی بوده که جواب هم داده(تو چکار بکار کذاییش داری چرا اصلا گیر می دی؟؟؟)حالا می تونی امتحان کنی  اگه جواب نداد یه معذرت خواهی بزرگ به اندازه دل گنجشک ازم طلبکار خواهید بود.

به عنوان مثال اول برید یه چند روز خواننده بشید یه شال سبز به کمرتون ببندید نواری (کاست) زیز زمینی بیرون بدید وچند تومان پول هم بدید به یه روزنامه ای تا عکستون رو درصفحه اول روزنامه چاپ کنند( مواظب باشید فقط درصفحه ترحیم نباشه چون مشکلات خاص خودشو داره) بعد ازمدتی مجبور می شن تمامی نوارا تونو تایید کنند وای به حالشون اگه تایید نکنند دراینجا بهترین راه اینه که بیاید سیاسی بشید مثلا ازاوضاع جامعه بگید ازگرانی ،بیکاری،ازاوضاع مسکن،ازصدا وسیما انتقاد کنید لازم هم نیست درست باشه هرچی شد بگید بعد می بینی که یه دفعه سراز جاهایی درآوردید که باورتون هم نمی شه به جان اونایی که این کارو کردن، یه سیاسیی بشید که اصلا فکرشو نمی کنید/حالا بیاد چند بیت ازخودتون بسازید همین ابیاتی که خیلی ها خیال می کنن شاعر شدن میگن. یه نوع اراجیف بهم می بافن تا بگن ما سوات داریم (بین خودمون بمونه ( آروم می گم تا کسی نشنوه) خودشون هم نمی دونن چی دارن می گن مثلا بگید

"اسپیدی برف ازذغال است      مغز سر گربه پرتغال است "

دیگه لازم نیست کاری بکنید بعضی ازروزنامه ها خودشون تفسیر می کنند تا اونجایی که شما هم باورتون می شه واقعا مثل اینکه شعر گفتید وشاعر شدید.



برچسب ها :

 عزرائیل و حضرت موسی(ع

240 سال از عمر موسی(ع) می گذشت.روزی عزرائیل نزد او آمد و گفت: سلام بر تو ای هم سخن خدا! موسی جواب سلام او را داد و پرسید تو کیستی؟

او گفت من فرشته ی مرگم.

موسی(ع): برای چه به اینجا آمده ای؟

عزرائیل: آمده ام تا روحت را قبض کنم.

موسی(ع):روحم را از کجای بدنم خارج می سازی؟

عزرائیل: از دهانت....

موسی(ع): چرا از دهانم؟ با اینکه من با همین دهان با خدا گفتگو کرده ام؟!

عزرائیل: از دست هایت.

موسی(ع): چرا از دستهایم؟ با وجود اینکه تورات را با همین دستها گرفته ام؟!

عزرائیل: از پاهایت.

موسی(ع): چرا از پاهایم؟ با اینکه با همین پاها به کوه طور برای مناجات با خدا رفته ام؟!

عزرائیل: از چشمهایت.

موسی(ع): چرا از چشمهایم؟ با اینکه همواره چشمهایم را به سوی امید پروردگار می دوختم؟!

عزرائیل: از گوشهایت.

موسی(ع): چرا از گوشهایم؟ با اینکه سخن خداوند متعال را با گوشهایم شنیدم؟!

خداوند به عزرائیل وحی کرد: روح موسی را قبض نکن تا هر وقت که خودش بخواهد.

عزرائیل از آنجا رفت و موسی(ع) سالها زندگی کرد تا اینکه روزی یوشع بن نون را طلبید و وصیّتهای خود را به او نمود.سپس یک روز که تنها در کوه طور عبور می کرد،مردی را دید که مشغول کندن قبر است.نزد او رفت و گفت: آیا می خواهی تو را کمک کنم؟

او گفت:آری.موسی(ع) او را کمک کرد.وقتی که کار کندن قبر تمام شد موسی(ع) وارد قبر شد و در میان آن خوابید تا ببیند اندازه ی لحد قبر درست است یا نه.در همان لحظه خداوند پرده را از جلوی چشم موسی(ع) برداشت.موسی(ع) مقام خود را در بهشت دید؛عرض کرد خدایا! روحم را به سویت ببر.همان دم عزرائیل روح او را قبض کرد و همان قبر را مرقد موسی(ع) قرار داده و آن را پوشانید.آن مرد قبر کن،عزرائیل بود که به آن صورت درآمده بود.در این وقت منادی حق در آسمان با صدای بلند گفت: موسی کلیم خدا مرد؛ چه کسی است که نمی میرد؟...

عزرائیل و حضرت نوح(ع)

امام صادق(ع) می فرماید: نوح دو هزار و سیصد سال زندگی کرد که 850 سال آن را قبل از بعثتش بود و 950 سال آن را در بعثتش بود و 500 سالش را هم بعد از طوفان بود.

او خانه ای برای خود ساخته بود که هر وقت در آن دراز می کشید پاهایش از در بیرون می آمد. روزی عزرائیل آمد تا جان او را بگیرد.نوح(ع) در آفتاب نشسته بود.ملک الموت بر او سلام کرد ونوح(ع) جوابش را داد.ملک الموت به او گفت:ای نوح؛این همه عمر کردی.آیا سزاوار نبود که خانه ی خوبی برای خود می ساختی؟ نوح گفت: اگر می دانستم که این قدر عمر می کنم این خانه را نیز از برای خود نمی ساختم؛ ولی در آخرالزمان مردمانی می آیند که عمرشان از 70 یا 80 سال تجاوز نمی کند امّا خانه هایی برای خود می سازند که مانند کاخ است... برای چه آمده ای؟ ملک الموت گفت: آمده ام تا روح تو را بگیرم.نوح(ع) گفت:به من فرصت بده تا به سایه بروم.عزرائیل اجازه داد.سپس گفت:ای ملک الموت،آنچه که در دنیا زندگی کرده ام مانند از آفتاب به سایه رفتن بود.پس بدانچه مأمور هستی انجام بده و حضرت عزرائیل جان نوح(ع) را گرفت.

:"مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکَنند یافتم"

 

داستان ابراهیم و عزرائیل

چون خدای تبارک و تعالی خواست جان ابراهیم را بگیرد ملک الموت را فرستاد و او گفت:ای ابراهیم درود بر تو.ابراهیم فرمود:ای عزرائیل برای دیدن من آمدی یا برای مرگم ؟

گفت برای مرگ و باید اجابت کنی.ابراهیم گفت:دیدی که دوستی دوست خود را بمیراند؟

خطاب آمد:ای عزرائیل به ابراهیم بگو :دوستی را دیدی که ملاقات دوستش را بد بدارد؟

براستی که هر دوستی خواهان ملاقات دوست است.

 

روایت شده: روزى عزرائیل به مجلس حضرت سلیمان (علیه السلام) وارد شد و در آن مجلس همواره به یکى از اطرافیان سلیمان (علیه السلام) نگاه مى‏کرد، پس از مدتى عزرائیل از آن مجلس بیرون رفت.

آن شخص به سلیمان (علیه السلام) گفت: این شخص چه کسى بود؟.

سلیمان (علیه السلام) فرمود: او عزرائیل بود.

او گفت: به گونه‏اى به من مى‏نگریست، که گویا در طلب من بود (تا مرا قبض روح کند)

سلیمان گفت: اکنون چه مى‏خواهى؟

او که وحشت زده و دستپاچه شده بود. به سلیمان (علیه السلام) عرض کرد: براى خلاصى من از دست عزرائیل، به باد فرمان بده من را به هندوستان ببرد.

حضرت سلیمان (علیه السلام) به باد فرمان داد، او را سریع به نقطه‏اى در هندوستان برد.

در جلسه بعد، وقتى سلیمان با عزرائیل ملاقات کرد، و به او فرمود: چرا به یکى از هم نشینان من، نگاه پیاپى مى‏کردى؟

عزرائیل در جواب گفت: من از طرف خدا مامور بودم، در ساعتى نزدیک به آن ساعت، جان او را در هندوستان، قبض کنم او را در اینجا دیدم و تعجب کردم، به هندوستان رفتم و او را در آنجا یافتم و جانش را گرفتم.

مولانا در مثنوى، پس از نقل این داستان (با اندکى تفاوت) مى‏گوید:

دیدمش اینجا و بس حیران شدم

در تفکر رفته سرگردان شدم

از عجب گفتم گر او را صد پر است

زو به هندوستان شدن دور اندر است

چون به امر حق به هندوستان شدم

دیدمش آنجا و جانش بستُدم

تو همه کار جهان را همچنین

کن قیاس و چشم بگشا و ببین

از که بگریزیم از خود این محال

از که برتابیم از حق، این وبال

 

در حکایتی آمده است که روزی عیسی (ع) با ملک الموت نشسته بود .

مردی از کنارشان گذشت .

ملک الموت گفت : یا عیسی این مرد تا شب زنده نماند . بر جنازه او نماز گزار .

چون شب فرا رسید . مرد در نهایت سلامتی باز گشت .

عیسی(ع) از عزراییل پرسید که مگر نگفتی که این مرد تا شب زنده نمی ماند  و حال آنکه او به سلامت بازگشت .

عزراییل گفت : بله اما به سبب صدقه ای که با اخلاص در راه خدا داد . خدای تعالی سی سال دیگر به عمرش

اضافه کرد .

عیسی(ع) مرد را نزد خود خواند و به او گفت امروز چه کاری را انجام داده ای ؟ ))

مرد گفت : (( سه قرص نان داشتم و آن را به محتاجان و درویشان دادم  و خود روزه گرفتم ))

ملک الموت به عیسی گفت ای عیسی ! آن کر باسی که در پشت دارد بگو باز کند  . ))

مرد چنین کرد . ماری دیدند بزرگ که از میان کرباس بیرون آمد و قفلی بر دهانش نهاده بودند .

 

آنچنان که پیامبر گفت الصدقه رد البلاء)) => صدقه رد می کند بلا را .

وقتی حضرت عزرائیل برای قبض روح کردن حضرت نوح آمده بودند، حضرت نوح با تعجب فرمود که چقدر زود تمام شد حضرت عزرائیل فرمود که پس عمر مردم آخر الزمان را چه می گویی که شصت هفتاد سال بیشتر نیست . نوح فرمود که اگر عمر من شصت سال بود دنیا را با یک سجده تمام می کردم!



برچسب ها : عزرائیل و حضرت موسی(ع ، عزرائیل و حضرت نوح(ع) ، داستان ابراهیم و عزرائیل ، عیسی (ع)وملک الموت

تولد: 19 رمضان 1357 هجری قمری مصادف با شنبه 21 آبان 1317 هجری شمسی در تهران
شهادت: 19 رمضان 1357 هجری شمسی مصادف با چهارشنبه 1 شهریور
شهید سیدعلی اندرزگو روحانی مبارز، چریک مسلمان، پدری مهربان

یکی ازکسانی که همیشه با شنیدن اسمش یه احساس قدرتی به من دست می ده سید علی اندرزگو هست

کسی که جانش را برای اعتلای دین اسلام وانقلاب گذاشت .

اوکه می گویند امام خمینی رحمه الله علیه درموردش فرمود :

" اگر ده نفر مانند سیدعلی داشتم دنیا را فتح می کردم "

حتی یه لحظه عمر خودش را جز برای دین نگذاشت ودررمضان سال1357 درهنگام شهادت به دست مزدوران شاه خائن با

فهرست اسامی یارانش افطار نمود تا دست دشمن به آنها نرسید.

همه ما مدیون جانفشانی های این عزیزان وخانواده هایشان هستیم اما افسوس نمی فهمیم که چه کسانی برای نجات ما دست ازجان شسته اند.

به قول شهیدابوالحسن کریمی لاهیجانی رحمه الله علیه (دادستان اوایل انقلاب)که بدست افرازه منافق درخیابانها لاهیجان به شهات رسید:

"قرار نیست ما بمانیم وارزشها برود قرار است ما برویم وارزشها بمانند"

یادشان گرامی وراهشان پررهرو باد.



برچسب ها : شهید: سیدعلی اندرزگو ، شهیدابولحسن کریمی لاهیجانی

آه ،مصیبتی که جانم را لرزاند ،اشک ازچشمانم جاری ساخت،وقلبم را شکست .اما درمقابل تازه عروس زیر آوار،داماد سرمست ،پیر مرد وپیر زن رنجور قدخمیده،مادر نگران وکودک آرام خوابیده درآغوش مادر هیچ است.

آه ،خدایا چه رنجی که برایش ثواب شهادت را دادی ،وخوشا به حالشان که مانوس با شهیدایند.

آه ،خدایا تو خود می دانی قادر نبودم عکسشان را انتشار دهم زیرا بر رنج آن عزیزان خواهم افزود ویاری نگریستنم برآن نبود.

آه،خدایا بغض گلویم راهرگز باآهنگ های شاد و دیدن خنده های مضحک درخنده بازار تسکین مده.

بگذار تا سنگینی بغضم دمی یادشان را ازخاطرم دور نسازد.

بگذار تا گلویم بسوزد ازعشق ،بسوز ازدرد وبسوزد از رنج ،بگذار چشمانم خون بگریند.

آه ،خدایا من ازاین راه دور چه بگویم،چه بکنم،که راببینم،دست به دامن که دراز کنم تا یاریشان کند جز تو.

خداوندا ،خدای مهربانم،ای خالق بی همتا، ای که بودن ازآن توست ،دادن ازآن توست ،مرگ ،حیات ،عشق،شهادت ،...همه از آن توست دستشان را بگیر ،مرحمی ازسایه لطفت بر زخمهایشان بنشان،تورا به شب قدرت ،تورا به رسول اعظمت،تورا به فاطمه ات،تورا به حسنین ات،تورا به فرق شکافته علی ات قسم.

خدایا توخود می دانی من پیام آنان را از رسانه های گفتاری وشنیداری نشنیدم زیرا خود احساس نمودم ودرپی آن رفتم ،رفتم ،رفتم تا رسیدم به غم ،تارسیدم به خون،تارسیدم به اشک تارسیدم به هلاکت تا رسیدم به اندوه تارسیدم به کودک درزیر آوار ، زیرا اینان درحال تماشای پرواز اسبهایشان بودند،زیرا اینان درحال خندیدن درخنده بازارشان بودند نمی دانم شاید درحال عبادت بودند درشب قدر واما چه عبادتی که ولیشان امر به یاری نموده ؟؟؟؟



برچسب ها : اهر،هریس،ورزقان

عده ای به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم عرض کردند:

فلان کس همیشه روزه وهمه شبها تا صبح نماز می خواند ودائما ذکر خدا می گوید .حضرت فرمودند: کدامیک ازشما امرا معاش اورا کفایت می کنید؟جماعت گفتند همگی ما .آقا فرمودند: پس این کار شما ازاعمال او بهتر است.  (کشکول مصلح )

 

حضرت عیسی علیه السلام از مردی پرسید به چه کاری مشغولی ؟گفت عبادت خداوند می کنم .فرمود : خرج تو را چه کسی می دهد؟گفت برادرم. فرمود: برادرت عبادتش ازتو زیاد تراست.   (کشکول خانواده)

 

هریک ازانبیا’ را حرفه وکسبی بود/

حضرت آدم زارع بود:درروایت است حضرت جبرئیل هفت قطعه آهن برای حضرتش آورد وآهنگری را تعلیم آقا نمود آلاب زراعت ساخت وبا دو زوج گاو وگندم ازبهشت آورد.

حضرت ادریس خطاط وخیاط بود.

حضرت نوح نجار بود وازمعجزه اش این بود که ریزه های چوب کشتی طلا می شد وبرای دادن اجرت کارگرانی که درکار ساختن کشتی مشغول بودند استفاده می شد.

حضرت ابراهیم زارع بود.

حضرت اسماعیل صیادی می کرد.

حضرت یعقوب شبان بود وصاحب رمه

حضرت داوود زره سازی می کرد وآهن دردستانش نرم می شد.

حضرت سلیمان با آن سلطنتی که داشت ازبرگ درخت خرما زنبیل می بافت ومی فروخت.

حضرت عیسی علی السلام رنگرز بود.

حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم شبانی می کرد.

 

  شاهینی را خدمت کریم خان بردند.پرسید: این پرنده چه کار می کند؟

گفتند: شکار کبک وکبوتر،خان گفت چه می خورد؟ گفتند روزی یک

 مرغ،کریم خان زند گفت: رهایش کنیدبرود خودش بگیرد وخودش بخورد (هزارو یک حکایت تاریخی)



برچسب ها : امرار معاش ، هریک ازانبیا’ را حرفه وکسبی بود/ ، شاهینی را خدمت کریم خان بردند

 آرمیتا جان شنیده ام چند شب پیش برنامه ای برای تسکین دلت ساختند واز صدا وسیما پخش شد .

برنامه ای که بعضی ها را رنجاند.وچه بد رنجاندنی که برای انتقام بیشتر حاضر نشدند لحظه ای خنده های معصومانه ات را ببینند.وباید بگویم:

من متاسفم هزاران خانواده شهیدلحظه ای آرامش نصیبشان شد.
من متاسفم  غم به دل اروپا نشینان افتاد ،شاخ صهیونیست ها شکست چون لحظه ای دل آرمیتا شاد شد.

 


من متاسفم آرمیتا با قلبی کوچک لحظه ای  پدر را که عاملانش ،تنها پدرش را، فقط بخاطر دانستن، ازاو گرفتند، خندید.

 


آری آرمیتا جان گویا ما همیشه باید گریه کنیم گریستن حق ماست فرزند بدهیم ،ناموسمان ازدست برود،دانشمندان مان بروند ،جوانان مان بروند،چمران ما برود،تهرانی  مقدم ما برود،شهریاری ما برود.... 

بگذار همه بروند تا شاید عده ای که ادعای روشنفکری دارند بمانند وبرای همیشه بخندند.

اما نیک می دانم که خود نمی دانند به چه می خندند
ارمیتا جان بگذار همیشه با قاب عکس بابا خوش باشی

 زیرا بعضی ها حق مهریانی را نیز ازتو دریغ دارند.

 آرمیتا جان بعضی ها آنقدر درفکر ملت اند که ازآن چند بادامی که به دست رهبرت دادی شاکی اند.

ازدست نوازش پدارنه می نالند.ازموهای زیبایت که به احترام رهبرت کوتاه نمی کنی .

چه احترامی تو می بینی ودیگران درحجاب علم نادانیشان نمی نینند .

آنان ازاحترام کودکانه ات هراسانند،می نالند،می سوزند آنگونه که پدرت راسوزاندند اما چه فرق است بین این سوختن وآن سوختن.

 شاید دلشان برای آنتالیا می تپد. شاید دلشان برای نیس تنگ شده است .شاید افتخارشان این است لحظه ای بنوشند آنچه دینشان گفت ننوش .اما چه دینی که علمشان حجاب اکبر است.

من متاسفم ،صدا وسیما با پخش کردن این برنامه چشم هایی را غم آلود کرد بعضی هایی که درخوابند و قصد داشتند تا بخوابند وکوچکترین هوشیاری برایشان ضرر داشت -ناراحت شدند
من متاسفم چون بعضی ها آرامششان رقص وناز و جازو ...بود که درکارشان خلل وارد شد. ای روشنفکران فکور  با همین فکرتان خوب بخوابید .سفره تان مرغی باد



برچسب ها : آرمیتا دختر شهید هسته ای

امان ازمردمانی که درزمان جنگ دیدند.

بیوگان مال یتیمان دادند،

بعضیا جان دادند،

بعضیا پیر شدن درغل وزنجیر شدن،

پیره زن داد تمام مالش، نوعروسی رایگان داد تمام عشقش،

آخر آن مست فرومایه پست ،غل وزنجیر زده یاران را ،

حمله برکشور خوبان نه سزاست ،

آخرش مُرد عبث خاک به سرشد صدام،

بعد ازآن دادن خوبان ،همه ی  خرد وکلان، پیرو جوان، ،،،،،،

 یک سری بی خبران

آمدندتا که بگویند شما بد کردید،

کار بی سر کردید،

گفتم آن لعنتی پست خمار، پشت درهاتان بود قصد توهین نمود خواست که ناموس برد .

گفت ماراچه رسد ،

مُلک هَزاران خواهیم،

قصر های دوقلو رنگ به رنگ ،

 دینمان ، شوکت مان ،علوم بی فایده مان آن ورآب است.

عجب ...........

آبروی همه بردند بدین منظرشان،

 ای عزیزان که شهیدید خوشا حال شما .

وبدا برجگر سوخته مادرتان،

وبدا برجگر سوخته خواهرتان ،

 وبدا برجگر سوخته همسرتان ،

بی پدر کودکتان ،که چه تحقیر شدن .

آن یکی برد هزاران میلیارد،

وآن یکی داد تمامش برباد ،

وآن دگر ساخته صد ویلا را،آبروی همه واویلا را ،برده با این کرمش.

تازه نام دگران  هست دایم،

به زبانش که شما وقت ورود ،پی دانشگاتان سهمیه دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  عجب.....

دلتان خوش باشد.

چه تنیدند دراین پیکره ی کشورمان 

 بارالهی نگه دار توخود رهبرمان

  امان از مردمانی که درهنگام راهپیمایی چه شیرین لبخندی نثار هم می کنند.

گویی هرگز همدیگر را ندیده اند

 به نظرشان رسیده اولین بار است درکنار هم شعار می دهند وچه شعارهای زیبایی

مرگ برامریکا ...مرگ براسراییل ،

اما:

 چه اندک اند آنانی که بعد ازاین  همه خستگی، مسیرشان یکی باشد.

 چه زود اندیشه ها تغییر می کند

آنانی که پای ،درمغازه ها می گذارند جور دیگری می اندیشند،

آنانی که سوار بر درشکه اند

دیگر آن پیر زن قد خمیده را نمی بینند،

بچه را نمی نگرند،

بیوه ای را محترم نمی دانند،

دختر با حیایی را به مقصد نمی رسانند،

 پیر مردی را  یاری نمی کنند ،

هرکسی  بر استر دم بریده دوگوش بوغ زن خویش سوار است

 وخوب درخیال واهی خویش می تازد.

حال انکه چند لحظه ی پیش همه باهم بودند ،

مسیرشان یک راه بود، مبداء شان مقصدشان یک جا بود،

همه باهم بودند،

وزیر، وکیل ،بازاری ،نظامی،خواهر، برادر،کودک ،خردو کلان ،بیوه زنان ،تازه عروسان ،

اما چه شد که بیگانه شدند؟؟؟؟؟؟؟

امان از مردمانی که حسین حسین می گویند.

 صفشان درروز عاشورا، ازکرخه تا راین است .

قامتشان سیاه پوش ،چشمانشان به رنگ خون

خوشا بحال یزید ،

اینان نبودند درروز انتقام ،

که سربریدی حسین رابه راحتی،

 اما نمی دانم چرا کسی به وقت نماز ظهر وضو نمی سازد ،

نماز نمی خواند

 چرا کنار دوسه زن سینه می زند آن مرد،

چه حال وهوایی بهم زده آن مرد .

آن یکی گفت به سر،

خنجری خوب بزن تا که خوب ،

آن سرتان بشکافد ،

خون عشق است بزن ،خاک برسر که حسینم کشتند

 ازکجا معلوم است روز دیدارکجاست.

رنگ رخساره زنهای عزادار عجب نوری بخشیده به جمع مردان.

هرکدام رنگ به رنگ.

بین مردان گردان،

آنطرف تر چند بانو،چندزینب را ببین

 زیرچادرهاشان سینه می کوبند بادستان خویش ،

گر یه می سازند باسوزو گداز ،

گریه شان جاری باد عمرشان طولانی  تا ابد جان به فدای قدمت زینب جان،

خواهرانت اینجا ،

گوش ِفرمان دارند، قصد درمان دارند زخمهای تن ضربت زده آنان را.

امان از مردمانی که دروقت اداریشان

 همچو دشمند با مردم ،

گویا ارث ازدولت برده اند،

آیا اینان همانهایی نبودند که دنبال کار می گشتند ؟؟؟

چقدر مهربان وافتاده بودند.

حالا چه شده است .این همه فراموشی برای چیست ؟؟؟؟؟؟؟

چرا قانون تکریمش فقط درپوشه ها مخفی ست،

چرا؟؟؟؟ 

 دردینمان تکریم مردم ارزشش باقیست،

مگر اینجا کجا هست؟جمع مان مسلم،حرفمان اسلام،

همه مان شور حسینی بسریم ،

پس چه گشته این همه دربدیرم .

آن یکی دکتر گوش است که گوشت بکند،اکثرشان ،

آن دگر دکتر قلب است ،تورا قلب شکند،اکثرشان ،

آن دگر پیرهنش صاف وسفید است چه زیباست ولی ،،،،

 وقت بیچارگیت ناز کند ،سرت آواز کند ،

آبرویت ببرد پیش همه ،

چونکه گفتی:

 پدرم ،مادر من ،

خواهر کوچک من،

پسرم تاج سرم ،بین شما دربدر است ،

لحظه ای نیم نگاهی بکنم، برگردم و......

یارب این درد دوا کن به درست



برچسب ها : بیوگان مال یتیمان دادند، ، نوعروسی رایگان داد

 همین که مسئولیتی گرفت با دمش گردو می شکست ومی گفت: به من گفتن توهستی ودیگر هیچ (پول آب جدا ،پول برق جدا ودیگر هیچ) در خانه اگر کس است آن فقط تویی وباید بپذیری(یک حرف ما برایت بس است) . قوانینی را برای همه آورد که درهیچ دستورالعملی نبود .جلسات پشت جلسات .مصوبات پشت مصوبات که ایهالناس نمی دانید بدانید که من هستمو دیگر هیچ. اما دریغ ازاجرایش. قبلا اگه صدایش را کسی نمی شنید حالا دادو فریاد می کند تا شاید آن را ببینند واما خوب دیدند آنهایی که می خواستند ببینند. آنرا جای مهندسی گذاشته بودنند که قادر نبود طول وعرض یک اتاق را حساب کند چه برسد به طراحی صنعتی.دیگر به قول معروف بلند آسمان جایشگاهش بودو زمین وزمان زیر پایش،همانطور می تاخت وزین اسب بیچاره راول نمی کرد



برچسب ها : حرف هایی با مسئولین ریزمیزه: ، یوگی بادوستان ، چراغی راکه ایزد برفروزد

شاید این مطلبی که می ذارم خیلی دیر باشه ولی دوست دارم دراین پست مقداری حرف بزنم ازوبلاگ نویسان ،ازپیام گذاران،ازنام هایی که برای خودشون می ذارن بگم.

 چه خبره دردنیای اینترنت .چند نفرراست می گن چند نفر مردم روسرکار می ذارن چند نفر اسم های دروغکی می ذارن -جالبه که همه خیال می کنن اسمای همه حقیقیه-چند نفر روحرف هایی که می گن وایسادن.چند نفر دروغ می گن وجانماز آب می کشن وچند نفر،که اصلا مسیرشون معلوم نیست آیا حسینی هستند یا یزیدی-هرجایی که می ری اسمشون هست .بالبخندی ،چشمکی،شکلکی،درهرصورت می خوان بگن که آقا ما اومدیم شما هم یه سری به مابزنین تاشاید تعداد نظر دهندگان مابیشتر بشه نگاه نمیکنن که چی می ذارن فقط می خوان بنویسن حالا هرچی شد -بعضی هم دوست دارن آدرساشون ازهم بگیرن توچند سالته،کلاس چندی،پیری،جوونی،شمالی هستی ،جنوبی هستی،تفکراتت چیه،چه دوست داری..........بعضی احساسی می نویسند گرانی مرغ رو می بینن واین روسرهر کسی که بخوان خراب می کنن اصلا حیا ،عفت کلام،ادب و..براشون معنا نداره.بعضی سیاسیش می کنن بعضی هم که انگار خوابند نه می بینند نه می شنوند نه می فهمند راحت راحت.

 

اما آیا هدف ازنوشته های ما باید این باشه ،فقط به قول بعضی ها بگیم آپیم کافیه؟

 



برچسب ها : حسینی هستیم یا یزیدی

این جمله را چگونه می توان تفسیر نمود :

"گلسرخی یک مارکسیست لنینیست بود با نگرشی اسلامی، بسیار شیفته ی امام حسین (ع)و قیامش و در دادگاه محاکمه اش، قدمی از عقایدش کنار نیامد تا به اعدام محکوم شد در سال 1352." این تعبیر عجیبی که هربیسوادی بشنود جز خندیدن کاری ازش بر نمی آید.

بین مارکس وتفکراتس با امام حسین علیه السلام با تفکراتش تفاوت ماهوی است.

لینین کجا وامام حسین (علیه السلام)کجا ؟ اینکه مرحوم گلسرخی دردادگاه نام امام را می بردکه دلیل برحسینی بودنش نیست- اگر حسینی شده پس مطمئن باشید ازاعتقادات گذشته اش دست کشیده وگرنه جز علاقه ظاهری ونمادین چیز دیگری دربین نخواهد بود.

آیااشتراکات انسانها دراعتقادات دلیل برصادق بودنشان است؟

امام حسین(علیه السلام) یتیم نواز بود رابین هود هم یتبم نواز بود .یکی ازمال دیگران هرچند پادشان می دزدید ویکی ازدسترنج خودش انفاق می کند.آیا این دوحس مشترک برابرند.

آیانمی توان ماندگاری نام گلسرخی راهرچند کمرنگ /  به دلیل بکاربردن نام امام حسین علیه السلام دانست.

 

مهاتما گاندی 
معمار استقلال هند و رهبر ملی مردم این کشور جهت آزادی هندوستان از سلطه انگلیس بود.او می گوید : «من برای مردم هند چیز تازه نیاوردم ، فقط نتیجه ای راکه از مطالعه و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم ارمغان ملت هند کردم . اگر بخواهیم هند را نجات دهیم ، واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود ....» 

آری هرکس  به اندازه ای که به امام حسین (علیه السلام) مظهر آزادی وایثار وشجاعت وصل گردیده به همان اندازه ماندگار شده است/



برچسب ها : گلسرخی یا امام حسین(ع) ، رابین هودمهاتما گاندی

1-مسافر کیست  ؟پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله وسلم)

2-مدت سفر؟ یک شب (به طوری که دربازگشت نماز صبح را دروطن خود مسجد الحرام خواند)

3-تاریخ سفر؟ شب دوشنبه 17 یا21 ماه مبارک رمضان سال 13 بعثت (شش ماه پیش ازهجرت)

4-هدف از سفر؟ دیدن آیات الهی .تاروح پرعظمت پیامبر اعظم درپرتوایات الهی عظمت بیشتری یابدوآمادگی فزونتری برای هدایت انسانها پیداکند،اگر چه عظمت خداوند راشناخته بود ،ولی "شنیدن کی بود مانند دیدن"

5-باچه وسیله ای سفر انجام گرفت؟ مرکب سریع السیر وناشناخته ای به نام براق (که مثا برق سرعت داشت) یا رفرف.

6-فرودگاه؟ مسجدالحرام بهترین سکوی پرواز معنوی مومن.

7-گذرگاه ؟ مسجد الاقصی

8-استقبال کنندگاه؟ جمعی ازملائکه وپیامبران بویژه جبرییل.

9-مقصد واماکن دیدنی؟ آسمانهای هفتگانه ودیدن بهشت وجهنم،وضعیت آنها وهزاران دیدنی دیگر.

10-میزبان ؟خداوند متعال

11-سوغات سفر؟ اخبار آسمانها وملکوت وبالابردن سطح فهم بشر ازدنیای مادیبه عالم معنویت.

 

12-با جسم یا باروح ؟ این سفر طبق نظر همه فرقه های اسلامی جسمانی ودربیداری صورت گرفته است .



برچسب ها : یک سفر بیاد ماندنی(معراج): ، با جسم یا باروح

(فقتل کیف قدر # ثم قتل کیف قدر)مرگ براوباد چگونه( برای مبارزه باحق)مطلب راآماده کرده#بازهم مرگ براوباد چگونه

( برای مبارزه باحق)مطلب راآماده کرده.

آن مرد لعین وپست "ولید بن مغیره مخزومی"بوده (عموی ابوجهل)اوازسران مشرک معروف قریش بودکه به او"ریحانه قریش " گل سرسبد قبیله قریش می گفتندکه دارای اموال فراوان وفرزندان بسیار بود.

علت اینکه دوبارکلمه "قُتِلَ " درباره او آمده این است که اودرافکار شیطانی آنقدر مهارت داشته که مایه تعجب همه بود.

روزی درمجلس قریش حاضر شد وگفت: شما گمان می کنید محمد دیوانه است؟ گفتند :نه.گفت فکر می کنید اوکاهن است؟ گفتند:نه. گفت :تصور می کنید اوشاعر است ؟ آیا هرگز دیده اید لب به شعر بگشاید ؟گفتند:نه .گفت :پس فکر می کنید اودروغگو باشد؟ آیا هرگز سابقه دروغی درباره اودارید؟گفتند : نه.اونزد ماهمیشه به عنوان صادقی امین قبل ازادعای نبوتش شناخته شده بود .دراینجا قریش به ولید گفتند:پس به عقیده تودرباره اوچه بگوییم؟ فکر کرد ونگاهی نمود وچهره درهم کشید ((ثم عبس وبسر #ثم ادبر واستکبر#فقال ان هذا الا سحر یوثر )) مدثر 74 

سرانجام گفت این (قرآن ) چیزی جز افسون وسحری همچون سحرهای پیشینیان نیست.

سرانجام این مرد آن چنان سقوط کرد که تا آخر عمر مرتبا اموال وفرزندانش راازدست داد وبیچاره شد.

شعار مرگ بردشمنان اسلام ازقرآن گرفته شده است (مرگ برآمریکا وسران غاصب صهیونیست ومرگ برانگلیس و..) همانگونه که خداوند بر ولید بن مغیره مخزومی ،چون خواست اسلام رانابود کند مرگ فرستاد.



برچسب ها : ولید بن مغیره مخزومی ، شعار مرگ بردشمنان اسلام ازقرآن گرفته شده است

روزی که امام رحمه الله علیه وفات کردند خیلی ها واهمه داشتند که بعد ازایشان چه می شود ،آیا مملکت آشوب می شود ،آیا باز دشمنان به ایران حمله می کنند ،آیادرکشور اغتشاش می شودو.....همه این تصورات به عظمت امام برمی گردد زیرا اوتوانست بعد ازقرنها طاغوتیان راکه اصلا کسی باور نمی کرد روزی دورانشان به اتمام برسد با کمک ایمان به خدای سبحان نابود سازد وانقلابی درجهان پدید آورد که کل جهان رابه لرزه درآورد.انقلابی که تمامی لایه های نظام طاغوتی را دگرگون می ساخت .

دشمنان باتصور به اینکه :اگر تغییری درایران پیش آید سطحی خواهد بود وما می توانیم بعدازمدتی  بر ایران مستولی شویم شاید اندک امیدی دردلشان بود ولی امام رحمه الله علیه چنان برنامه ریزی داشتند که هرگز دشمن فکرش راهم نمی کرد/امام باتوکل به خدا ویاری جستن ازامام عصر عجل الله تعالی علیه برآنان پیروز گردید.همان چیزی که انقلابهای کنونی جهان مانند مصر،تونس،لیبی،....ازآن بی نصیبند وتازمانی که آنان رهبری قاطع ومتدین نداشته باشند هرآن احتمال تغییر درحرکتشان وجود دارد زیرا صهیونیستها وآمریکا یی ها و دیگر دشمنان اسلام نخواهند گذاشت پیروزی نصیبشان گردد.

این امام بود که با ساده زیستی،ادب مع الله،دشمن شناسی ودشمن ستیزی،استقامت دررسیدن به هدف،ایمان سرشار،عبادات شبانه وذوب درولایت معصومین بخصوص عشق به امام حسین علیه السلام و.....توانست بعد ازقرنها اسلام رازنده کند.اسلام درجهان توسط نام امام شناخته شد.

 حضرت امام از اینکه در سخنرانیها و نوشته‏ ها از ایشان تعریف بکنند، ناراحت مى‏شدند. یکبار فرمودند: من هر وقت‏ سخنرانى آقاى انصارى [آقاى شیخ محمدعلى] از رادیو پخش مى‏شود، رادیو را مى‏بندم، چون همه‏ اش تعریف از من است.

من عرض کردم آقا، ایشان چون در خدمت‏ شما هستند، هرکجا که مى‏روند، مردم مصرا از وى مى‏خواهند تا راجع به خصوصیات حضرتعالى بگویند. امام قانع نشد.

شبی امام چنان گریه می کرد که صدایش راهمه می شنیدند.وآن زمان مصادف بود با رحالت اقا مصطفی فرزندشان بعضی خیال می کردند امام برای پسرش گریه می کند ولی بعد ازمدتی حاج احمد اقا گفتند چند لحظه ای نماز شب آقا به تاخیر افتاده بود برای همین می گریند.

جمله معرف امام رحمه الله علیه:

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیبی نرسد.



برچسب ها : مصر،تونس،لیبی

 آیت‌الله تهرانی استاد اخلاق به مناسبت فرا رسیدن ماه نورانی رجب  می فرمایند:

روی عَنِ الباقِرِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قال: لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» [بحارالانوار، جلد68، صفحه 138]

ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟

از حضرت باقر (علیه‏السلام) روایت شده است که حضرت به جابر جُعفی فرمودند: ای جابِر! چه کسی است که از خداوند در خواست کند و خداوند به او عطا نکند؟!

حضرت می خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛ «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ»، به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا در خواست کرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟!

«وَ مَن یَتَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ»، نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!

«وَ مَن وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟!

در اینجا سه سؤال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏کند، هم کفایت می‏کند و هم او را نجات می بخشد؛ در این شکّی نیست!

بله! در هر زمانی این طور است؛ امّا در برخی ظرف‏های زمانی اجابت تسریع می‌شود؛ برخی مکان‏ها هم همین طور هستند، مثلاً در مشاهد مشرّفه، مساجد و... زمان‏ها نیز مانند مکان‏ها، در سرعت اجابت مدخلیّت دارند.

یکی از زمان‌هایی که در بین سال به این مطلب اختصاص دارد، «ماه رجب» است. در روایتی از پیغمبراکرم است که حضرت فرمودند: خداوند، فرشته‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است که: «یُقالُ لَهُ الدّاعی»، اسمش «جارچی» است. «داعی» به معنای جارچی، یعنی کسی که کارش جار زدن است.

وقتی ماه رجب وارد می‏شود، این فرشته از شب تا به صبح فریاد می‌زند:

«طُوبی لِلذّکِرین طُوبی لِلطّائِعینَ»، خوشا به حال کسانی را که در این ایّام و شب‏ها به یاد خدا بوده و ذاکر الله تعالی هستند و از او اطاعت می‏کنند. «وَ یَقُولُ اللهُ تَعالی»، آن ملک می‏گوید: خداوند شب‏های ماه رجب می‌فرماید: «وَیَقُولُ اللهُ تَعالی اَنَا جَلیسُ مَن جالِسَنی»، من هم‌نشین کسانی هستم که با من هم‌نشین شوند!

«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی»، این خیلی بالاست! اطاعت می‏کنم کسانی را که از من اطاعت ‏کنند!

«وَ غافِرُ مَن اَستَغفَرَنی»، می آمرزم کسانی را که از من درخواست غفران و آمرزش نمایند!

«اَلشَّهرُ شَهری وَ اَلعَبدُ عَبدی وَ الرَّحمَة رَحمَتی»، این ماه، ماه من است! بنده، بندۀ من است! و رحمت، رحمت من!

«مَن دَعانی فی هذَا الشَّهر ِ اَجَبتُهُ»، هر کس در این ماه، مرا بخواند و صدایم بزند، جوابش می گویم!

«وَ مَن سَئَلَنی اَعطَیتُهُ»، اگر کسی از من درخواستی کند به او عطا می‏نمایم!

«وَ مَن ِ اَستَهدانی هَدَیتُهُ»، اگر کسی از من راهنمایی بخواهد او را راهنمایی می‏کنم!

این روایت، روایت مفصّلی است. می‏فرماید: من این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‏ام قرار داده‌ام، «وَ فَمَنِ اعتَصَم َ بِهِ وَصَلَ اِلیَّ»، هر کس این ریسمان را بگیرد، به من می رسد. ماه رجب، ماه خداوند، ماه رحمت خداوند و وسیله‏ای برای رسیدن به خداوند می‏باشد.

در روایتی امام صادق‏(علیه‏السلام) از پیغمبر اکرم نقل می فرماید که: ماه رجب، ماه استغفار امّت من است؛ بعد می‌فرماید: رجب را «اَصبّ» گویند، چون رحمت خدا در این ماه به امّت من زیاد ریزش می‌کند؛ ماه رجب چنین ماهی است. لذا حضرت فرمودند: زیاد در این ماه بگویید: «اَستَغفُرِ اللهَ وَ اَسئَلُهُ التَّوبَةَ»؛ ایشان برای استغفار دیگر سقف هم نمی‌گذارند، بلکه می‌فرمایند: زیاد استغفار کنید و در این ماه از رحمت الهی که بر شما ریزش می‌کند بهره بگیرید!

*دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی



برچسب ها : فرشته‏ای را در آسمان هفتم قرار داده است ، «جارچی» (داعی) ، اَصبّ

مگس (خان افغان) برسر قبر خواجه حافظ رفت وخواست مقبره اوراویران کند جمعی اورا ممانعت کردند وقرار برتفال ازدیوان حافظ نهادند.چون تفال زدند این شعر نمودار شد:

  ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست  

عرض خود می بری و زحمت ما می داری

(گلشن لطایف)

نقش انگشتری لقمان این بود:

"پوشیدن آنچه دیدی به عیان ،اولی تر ازرسوا کردن به گمان"



برچسب ها :

چرا به شیعه ،شیعه جعفری می گویند؟

زیرا شیعه بیشتر احکام ومسایل خود راازامام جعفر صادق علیه السلام  گرفته است بنابر این به آنها شیعه جعفری گویند.

چرابه شیعه رافضی می گویند:

رافضی ازرفض به معنای ترک است وچون شیعیان خلاف شیخین(ابوبکر وعمر)را عمل کردند به آنها اثنی عشری (دوازده امامی) می گویند.

چرابه سنی،سنی گویند؟

سنی یعنی کسی که به سنت عمل می کند وچون چون اهل سنت به سنت پیامبر (قول وفعل وتقریرایشان)عمل می کردند وکاری به اهل بیت علیهم السلام ندارند به آنها سنی می گویند.

چرا به قاسطین ،قاسطین گویند؟

قاسطین از"قسط)یعنی عدول کردن است وچون معاویه واصحابش نسبت به قبول ولایت حضرت علی عله السلام عدول کردند وسرباز ردند به آنها قاسطین گویند.

چرابه ناکثین ناکثین گویند؟

ناکثین  از"نکث" است یعنی (نقض عهد وپیمان)وچون گروهی مانند طلحه وزبیر نسبت به علی علیه السلام پیمان شکنی کردند به آنها ناکثین (پیمان شکنان)گفتند.

چرا به مارقین ،مارقین گویند؟

مارقین از"مرق"یعنی خارج شدن ازدین اسلام وچون این گروه یعنی خوارج ازدین حق خارج شدند وازاطاعت حضرت امیرالمومنین خارج گردیدنهد به آنها مارقین گویند.

چرا به فرقه کیسانیه ،کیسانیه گویند؟

به پیروان مختار کیسانیه گویند /اصبغ بن نباته گوید: مختار را درایام کودکی برزانوی جضرت علی علیه السلام دیدم وآن حضرت برسر او دست می کشید ومی فرمود"یا کیس،یاکیس" ای هوشمند ،ای زیرک لذا به همین مناسبت پیروان اوراکیسانیه گویند.

چرابه کافر ،کافر می گویند؟

کافر از"کفر" است به معنای پوشاندن ونادیده گرفتن وچون منکر خدا حقایق آیات الهی را کتمان می کند ویا نادیده می گیرد به اوکافر می گویند.

چرا به ابلیس ابلیس گویند؟

بعضی گویند ابلیس از ابلاس است و ابلاس یعنی مایوس.

امام رضا علیه السلام می فرمایند:نام اوحارث بوده بخاطر اینکه ازرحمت الهی مایوس گردیدابلیس نامیده شد.

بعضی گفته اند ابلیس اسم عجمی به معنی شیطان است.

چرا به شیطان خنّاس می گویند"

خنّاس صیغه مبالغه ازماده خنوس به معنی جمع شدن وعقب رفتن است وچون شیطان هنگامی که نام خدا برده می شود دست وپای خود راجمع می کند وعقب نشینی می کند به اوخنّاس می گویند.

چرا به جن،جن گویند وچرا به بعضی مجنون می گویند:

جن یعنی پوشیده ومخفی وچون  جن ازدیده ها مخفی است به اوجن گویند وبه مجنون بدین خاطر مجنون گویند که عقلش پوشیده شدن وغایب گشته به اومجنون گویند(اسم مجنون معروف لیلی قیس بو عامر بوده وچون می گویند لیلی زیبا نبوده وسیاه چرده بوده مردم به او مجنون می گفتند)

جهل مرکب یعنی چه:

چون درجهل مرکب دوجهل وجود دارد یکی " نمی داند" ودیگری"نمی داند که نمی داند" وترکیب ازدوجهل است.

مکلَّف یعنی چه :

مکلف ازکلفَ به معنی مشقت است وچون مکلف به واسطه عمل به دستورات دینی  به کلفت ومشقت می افتد به اومکلف می گویند.

کُلفت درخانه نیز بخاطر این گویند که  آن فرد بار سنگینی ازخانه بر می دارد وبه رنج وسختی می افتند.

چرا به روزه،روزه گویند؟

روزه ازروز گرفته شده وچون این عبادت درروز انجام می گیرد به روزه معروف شده.

کَفّاره یعنی چه؟

کفاره از"کَفَرَ یَکفُرُ" به معنی پوشاننده است وچون کفاره باعث پوشاندن گناهان وآمرزش آنهاست به آن کفاره گویند.

صدقه یعنی چه؟

صدقه ازصدق(راستی وراستگویی) است وچون این صدقه علامت راستگویی انسان مومن به خدا وقیامت است به آن صدقه می گویند.

چرابه دختر جاریه می گویند:

جاریه ازجری به معنای "سیر سریع" است وچون دختر نسبت به پسر رطوبت مزاج بیشتری داری درنتیجه رشد سریعتری دارد  وزود تر هم به حد بلوغ می رسد بدین جهت به اوجاریه می گویند.

حیض به چه معناست؟

حیض درلغت به معنای سیل است(وچون خون قائدگی از رحم سَیَلان وجریان پیدا می کند به آن حیض می گویند.

چرا به سردرد میگرن می گویند؟

نام میگرن ازریشه فرانسوی ویونانی وبه مفهوم "نیمه سر "است ازاین جهت به این بیماری "میگرن" می گویند چون این سردرد اغلب محدود به یک طرف سر است .طول مدت سردر میگرنی گاهی بیش از18سال طول می کشد.

چرا به پاپ ، پاپ گویند؟

این لفظ درفارسی ماخوذ از"lepopo"فرانسوی است.که نخستین بار ازراه آن زبان به ایران راه یافت وبه معنای "بابا" ی فارسی است  که درقرن چهارم وپنجم  مسیحی درمغرب زمین تمامی کشیشان راپاپ می خواندند.

چرا به خلبان ،خلبان می گویند"

"خله" به چیز نوک تیز که "بِخَلَد "وبان هم به راننده گویند وچون خلبان راننده همواپیما که دارای نوک تیز است می باشد به اوخلبان گویند.

ناخدا یعنی چه؟

"ناخدا " دراصل" ناوخدا" بوده به معنی صاحب کشتی وکشتیبان

(هزارو یک چرا ؟ علی سالک)



برچسب ها : شیعه رافضی ، چرا به قاسطین ، چرابه ناکثین ، شیطان خنّاس

"فلسفه" حرف می آورد و "عرفان"سکوت.

آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.

آن نور است و این نار.

آن درسی بود و این در سینه.

از آن دلشاد شوی و از این دلدار.

از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.

آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.

آن راه است و این مقصد.

آن شجر است و این ثمر.

آن فخر است و این فقر.

آن کجا و این کجا!

منبع:هزار و یک نکته/نکته ۱۹۶/ص۱۲۸ حضرت علامه حسن حسن زاده آملی اعلی الله مقامه



برچسب ها : فرق فلسفه با عرفان

((روزى به محضر مبارک استادم جناب آیة الله محمد آقاى غروى آملى - رضوان الله تعالى علیه - تشرف حاصل کرده بودم ، به من فرمود: این عبارت را در جایى دیده اید که ((الامام اصله دائم و نسله دائم ))، عرض کردم : خیر در جایى ندیده ام ، چه جمله شگفت شیوا و شیرین و دلنشین است که خود اصلى استوار و قانونى پایدار است ، حضرت تعالى از کجا نقل مى فرمایید؟
فرمود من از جایى نقل نمى کنم . آنگاه انگشتان دست راستش را جمع کرد و در حالى که بر گرد لبانش دور مى داد فرمود: دیروز که از خواب بیدار شدم دیدم این جمله را بر سر زبان دارم ، و بدان گویایم .
راقم گوید: در اصطلاح عرفان این گونه القاءات سبّوحى را ((حدیث برزخى )) گویند.))

منبع:کلمه 38 هزار و یک کلمه   حضرت علامه حسن حسن زاده آملی روحی له الفدا



برچسب ها : حدیث برزخى

 «عثمان الخمیس» روحانی بشدت افراطی وهابی، در برنامه خود در "شبکه ماهواره‏ای الصفا" به حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ ندانست. وی در این برنامه‏ها به زعم خود تلاش کرد تا با دلایل متعدد ثابت کند که منظور آیات قرآن از ارثی که انبیاء باقی گذاشتند تنها "علم و نبوت" است.

در پاسخ به این اظهارات بی‏پایه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آیت‏الله عبدالله جوادی آملی با توضیح خطبه فدکیه حضرت زهرا و نیز وداع امیرالمؤمنین علی ـ علیهما السلام ـ با ایشان، به ایراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلومیت آن حضرت اشک ریختند.

آنچه در پی می‏آید متن بیانات ایشان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جوادی آملی است.

-------------------------------------------------------------------------------

نبوت ارثی نیست. «الله أعلم حیث یجعل رسالته»[۱]. رسالت، نبوّت، امامت، اینها به عصمت برمی‏گردد، اینها ارثی نیست. این میراث کتاب ـ به معنای نبّوت ـ را ارث بردن نیست.



برچسب ها : نبوت ارثی نیست ، ما خالَفَ کتاب الله فاضربوه علی الجدار

اگه دوست دارید مدتی با آقا امام رضا علیه السلام صحبت کنید وآرامش بیابید با شماره زیر حتما تماس بگیرید.   التماس دعا

05112003334

دانلود

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ

پرودگارا، ‌بر علی بن موسی الرضای برگزیده درود و رحمت فرست . آن پیشوای پارسا و منزه و حجت تو بر هر که روی زمین و زیر خاک است. بر آن صدیق شهید درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودی کامل و بالنده و از پی هم و پیاپی و پی در پی، ‌همچون برترین و درود و رحمتی که بر هریک از اولیائت فرستادی.

 



برچسب ها : زیارت خاصه امام رضا علیه السلام ، دانلود صوتی زیارت خاصه امام رضا علیه السلام

تهمت چیست؟

درتاریخ نیز بسیار خوانده اید که چه تهمت هایی که به انبیاء واولیاء الله  وپیامبران نمی زدند ازخود پیامبر گرفته تا همسران واولادشان. به بعضی ها نسبت دیوانگی می دادند ،بعضی ها را زناکار می دانستند وبعضی ها راجاه طلب ودنیا دوست و...

حضرت نوح رادیوانه می دانستند که دربیابانی کشتی می سازد ،به داوود نبی تهمت زنا زدند که با زناوریا  ارتباط نامشروع داشته و اورابه جنگ فرستاد تا بمیرد وبازنش ازدواج کند........ وبعضی چون نمرود به زن حضرت ابراهیم خلیل الله چشم طمع داشت وخیال می کرد اوچون زیباست  فاسد هم می شود برای همین دست به سویش دراز کرد تا اورا بگیرد ولی دید که خدای ابراهیم دستش راخشک نمود ،تهمت فساد به زن پیامبر آخر زمان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم زدند چون ازقافله عقب مانده بود وبه خود ایشان به جهت ازدواج های مصلحتی ،و... پس می بینیم که تاریخ پر است ازتهمت به اهل معرفت .چقدر راحت تهمت می زنیم با عقل ناقص خود وبه ظن و گمان های واهی ، خود راآزاد دانسته وهرچه می خواهیم درمورد دیران می گوییم اما...........



برچسب ها : تهمت دو گونه است ، بهتان ، افتراء ، یا اَیُّهَا الذَّینَ آمَنوُا اجْتَنِبُوا کَثِیْراً

لذت موسیقى بر اثر اصوات موزونى است که سبب آرامش روح است. چرا حرام باشد؟

در مورد شناخت عوامل دیدگاه منفى داشتن فقها و جامعه مذهبى و تریبون‏هاى مذهبى نسبت به موسیقى توجه به تأثیرات منفى و زیان بار موسیقى به ویژه موسیقى هاى مهیج در حوزه‏ها و ابعاد عقلى، احساسى، اعصاب و روان، عرفان و اخلاق لازم است.

 تأثیرات موسیقى بر عقل

1 -خروج عقل از تعادل و جدیت

شأن و ویژگى عقل آن است که «معتدل» و «متین» باشد. یعنى با حفظ استوارى و پختگى‏اش بتواند به هر صورت ممکن از چاشنى‏هاى لذّت و سرور، خیال، و انفعال و تحریک بهره‏مند باشد امّا در این میان، موسیقى (مخصوصاً از نوع عالى‏اش) آن چنان یکّه‏تاز میدان لذّت و نشاط، خیال و تحریک و احساس است که آدمى دچار حالت «طرب» مى‏شود.

«طرب» تأثیرى است فوق‏العاده با محوریت  موسیقى. این «تأثیر فوق‏العاده» باعث کاهش یا سلب جدّیّت عقل مى‏شود. و این پیشامد، باعث مى‏شود که عقل از محاسبات جدّى، دقیق و واقع‏بینانه به دور بیفتد.



برچسب ها :

 قاضى پرهیزکار

درزمان مهدی عباسی ،عاتبه بن یزیدقاضی بغدادبود .

روزی هنگام ظهرکه مهدی نشسته بود،اودرحالیکه دفتردیوان قضاراباخودآورده بودبر او وارد شدوگفت:ای خلیفه ،این دفتررابه چه کسی بدهم ؟مهدی پرسید .

مگرچه خبرشده است ؟قاضی جواب داد .

خواهش دارم مرامعاف واستعفای مراقبول کنید .

خلیفه گفت:ازاولیای اموربه شماتعرض شده است ؟گفته .

نه .

پرسید .

پس سبب استعفاچیست ؟جواب داد .

دونفربرای مشکلی نزدمن آمدندوهرکدام دلیل وشاهدی آوردندکه محتاج به تامل بود .

آنهاراردکردم ،شایدبروندواصلاح کنند ونزاع برطرف شود .

یکی ازآنان شنیده بودکه من رطب خرمادوست دارم .

دیدم رطب بسیارعالی تهیه نموده وبه خادم وجهی قابل داده که برای من بیاورد .

تا چشمم به رطب افتادبه خادم گفتم:به صاحبش برگردان !امروزدوباره آن دونفر آمدندبرای قضاوت .

دیدم درنظرمن صاحب رطب مقدم ومحبت من به اوبیشتراست .

این است داستان من .

من می بینم هنوزهدیه راقبول نکرده حال من این است ،بعد ازقبول چه خواهدشد،نمی دانم وایمن نیستم .

می ترسم فریب بخورم ونتیجه اش فساد درمیان مردم باشد .

من رامعاف دار .

شعورسربازان معاویه

یکی ازمردم کوفه پس ازجنگ صفین باشترخودواردشهردمشق شد .

فردی ازاهالی دمشق دامن مردکوفی راگرفت و گفت:این شتری که برروی آن سواری ،ناقه( شترماده )من است که درجنگ صفین از من گرفته اند .

وچون مردکوفی منکراین مطلب شد،نزاع بالارفت وقضاوت رانزد معاویه بردند .

ضمنامردشامی پنجاه نفرازاهالی شام راگواه گرفت وباخودبه دربار معاویه بردکه همگی شهادت می داندکه آن شتر،ناقه مردشامی است .

پس از رسیدن به دربارمعاویه وگفتن ماجرا،ازآنجاکه مردشامی پنجاه شاهددرآستین داشت ،معاویه به نفع اورای داده وشترراازمردکوفی گرفت وبه اوداد .

مرد کوفی باعصبانیت به معاویه گفت:خدادرباره تولطف کند!این شتر،ناقه نیست بلکه جمل شتر ران است .

 معاویه گفت:حکمی که صادرشده است تغییرپذیر نیست .

 سپس وقتی که مردشامی رفت ،باردیگرمردکوفی رااحضارکردوضمن پرداخت دوبرابرقیمت شتربه او،گفت:می دانستم این شترمتعلق به تواست و آن شامی دروغ می گوید،اماوقتی که به کوفه بازگشتی به علی علیه السلام بگوکه من باصدهزارنفرسربازی به سراغش خواهم رفت که حتی یکی ازآنهاهم تفاوت میان شترنروماده رانمی داندوآنهاراازیکدیگرتشخیص نمی دهد .

  قاضى عادل

 دردوران خلافت مامون خلیفه عباسی / مردجواهرفروشی به تظلم به دربارخلیفه آمدوشکایت خودرامطرح کرد .

 مامون پرسید .

ازچه کسی شکایت داری ؟مردگفت:ازشما!مامون باتعجب پرسید .

 ازمن ؟!مردجواهرفروش گفت:آری !شخصی به نام سعیدکه خودراوکیل شمامعرفی کردجواهری ازمن خریداری کرده به مبلغ سی هزاردینار که بهای آن رانمی پردازد .

 مامون گفت:اولاچنین کسی وکیل من نیست .

 ثانیا از کجا که تو راست می گویی وآن شخص بهای جواهررا نپرداخته باشد؟مردشاکی گفت:من مدارک ودلایلی دارم که حاضرم درمحضرقاضی ارائه کنم مامون تقاضای وی راپذیرفت وغلام خودرافرمود تایحیی بن اکثم رابه حضوربطلبد .

 قاضی حضوریافت .

 مامون داستان را به وی بازگوکردوازاوخواست که دراین ماجرا قضاوت کند .

 قاضی گفت:اینجا دربار خلافت است نه محکمه قضاوت .

مامون گفت: آن رابه محضر قضا مبدل کن .

قاضی گفت:درآن صورت بایدمراجعین به اینجابیایند وفعلانوبت خلیفه نیست !بایدنخست به کارآنان بپردازم .

وآنگاه دستورداد درهای کاخ را گشودند و آن روزدربارخلیفه ،محضرقاضی شد .

چون نوبت به مامون رسید ،قاضی دستوردادبه خلیفه اطلاع دهنددرمحضردادگاه حاضرشود .

مامون درحالیکه غلامی وی راهمراهی می کردو زیرانداز دردست داشت ،واردشد .

چون آهنگ نشستن کرد،قاضی دستورداد زیرانداز دیگری نظیرآن برای طرف دعوی بیاورندتاامتیازو تبعیضی بین آن دونباشد

 دادگاه وارد رسیدگی شد .

 مدعی دلایل وبینه کافی نداشت .

قاضی ازمامون خواست تابربرائت خویش سوگندیادکند .

 مامون سوگندیادکرد .

قاضی حکم بربرائت خلیفه وبی حقی شاکی صادرکرد .

 چون دادگاه ختم دادرسی رااعلام کرد،قاضی ازجای برخاست وباتواضع دربرابرخلیفه ایستادوگفت:اینک من یک نفرعادی درمقابل خلیفه ام ونبایددربالای مجلس بنشینم .

مامون دستورداد مبلغی معادل آنچه مدعی مطالبه می کردازمال شخصی خویش به وی بپردازند،نه ازآن جهت که حقی داشت بلکه برای جلوگیری ازاین توهم که چون قاضی دردرباره خلیفه قضاوت کرده ممکن است تحت نفوذ او واقع شده باشدواین درشان خلیفه وقضای اسلامی نیست .

"این داستان واقعی نشان می دهدکه حکام غاصب وجائرزمان درجامعه ای که هنوزمتاثرازفرهنگ اسلامی بودنمی توانستندکاملاخودرابیگانه وناآشنابه حکومت حقیقی اسلام معرفی کنند .

 قاضی شجاع

خلفای عباسی باآنکه خلافت راغصب کرده وبا ستم حکومت می راندند،امادرعصرآنان قاضیان ازقدرت واستقلال بسیاربرخوردار بودند .

 سیوطی دراین موردمی نویسد .

"روزی درمحضرقاضی ابوحازم بودم .

به نام ظریف مخلدی ازسوی خلیفه عباسی المعتضدبالله واردشدوگفت:امیرالمؤمنین فرمودندماخبریافته ایم فلانی ور شکست شده است وقاضی اموال اورابین طلبکاران تقسیم می کند .

ماهم ازاو وامی طلبکاریم ،لذاسهم ماراهم منظور بدارید .

قاضی گفت:ازمن به خلیفه بگوی آیابه یادداری که چون مرامسؤول مهام قضاساختی ، گفتی من طوق این مسؤولیت راازگردن خویش برداشتم وبه گردن توگذاشتم ؟اکنون به مقتضای آن عهدوقرار،برمن روانیست که جزباارائه بینه واقامه گواه چیزی ازاین اموال به توتسلیم کنم .

 ظریف مخلدی پیام قاضی رابه خلیفه رسانید .

 خلیفه دوتن ازدرباریان رافرستادکه درمحضرقاضی به این امرشهادت بدهند .

 قاضی مجددا پیام داد .

 هرگاه آن دوگواه به محضرقضا حاضرشوند،من درباره عدالتشان تحقیق خواهم کرد .

 درصورتیکه عدالتشان محرزگردد،شهادتشان راخواهم پذیرفت ،والابه مقتضای تکلیف شرعی خودعمل می کنم .

 گواهان چون ازاین ماجرا آگاه شدندنگران به حضورخلیفه رفتندوالتماس کردندکه .

یاامیرالمؤمنین ،اگر قاضی برعدم عدالت ماحکم کندآبروی مامی رود ورسوامی شویم وبرای شماهم خوب نیست .

اگرممکن است مارا از این ماموریت معاف فرمایید .

خلیفه باشنیدن سخن آنان ازحق یاادعای خویش صرف نظرکرد .

 حالات شرف الدین اسکندرانی

روزی ملک کامل در دادگاه قاضی شرف الدین اسکندرانی درباره قضیه ای که مطرح بود به نفع یکی ازطرفین شهادت داد .

قاضی چون شهادت ملک را شنیدو طبعا به صحت آن اطمینان نداشت ، گفت:وظیفه ملک سلطنت است نه شهادت !ملک که ازاین سخن قاضی شهادت اورا نپذیرفته است سخت برآشفت وگفت:من دراین قضیه شهادت می دهم .

 آیاشهادت مرا می پذیری یانمی پذیری ؟بگو!قاضی چون خشم ملک بدید،بی پرده وباصراحت تمام گفت:من شهادت تورانمی پذیرم .

آنگاه چندلحظه خاموش ماندوسپس به سخن خودچنین ادامه داد .

چگونه شهادت تورابپذیرم درصورتیکه "عجیبه "،آن زن رقاصه وآوازه خوان ،هرشب درحالیکه چنگ خوددردست دارد،آهنگ قصرتو می کندو بامدادان درحالیکه ازشدت مستی روی پای خودبندنیست وروی دست کنیزان به راست وچپ متمایل می گردد،ازپله های قصر فرود می آید؟ملک ازاین سخن خشمگین شد .

به قاضی دشنام دادوازدادگاه خارج شد .

قاضی چون این اهانت بدید، روی به حضاردرمجلس کردوگفت:مردم ،شاهدباشیدکه من خودراازمنصب قضا معزول ساختم وازامروزقاضی این شهرنیستم .

آنگاه ازدادگاه خارج شدوآهنگ سرای خویش کرد .

دراین هنگام یکی ازدرباریان صدیق به نزدملک آمدوگفت:مصلحت دراین است که قاضی رابه هروسیله شده به دادگاه بازگردانی وازوی استمالت کنی ،زیراهم اکنون خبرکناره گیری اودرشهرمی پیچدوبی گمان مردم علت آن رامی پرسند وآنگاه پاسخ قاضی وآنچه بین شمارفته است وداستان زن خنیاگرشیوع پیدامی کند وچون این خبربه خلیفه دربغدادبرسد،آبروی توخواهدرفت .

ملک ناگهانی به خودآمدوعظمت خطررااحساس کرد .

بیدرنگ ازجای برخاست وآهنگ خانه قاضی کردوچون واردشد،زبان به عذرو پوزش گشود .

قاضی نپذیرفت .

ملک آنقدرعجز ولابه واصرارکردکه قاضی ازسرتقصیروی درگذشت وباردیگربه کارخویش بازگشت

 جنایات ظل السلطان

مستوفی الممالک دریکی از خاطرات خودازمظفرالدین شاه می گوید .

"گفتندوقتی سیدی ازاصفهان آمدوشکایتی آوردکه ظل السلطان خانه مراخراب کرده وپولش راهم نمی دهد .

شاه دستورمی دهدکه فورا ظل السلطان پول خانه اورابپردازد .

پس ازمدتی زن وبچه سیدبه تهران آمده وگفتندکه ظل السلطان نه تنهاپول خانه ماراندادبلکه شوهرمراهم که همان سیدباشدکشت .

مظفرالدین شاه بقدری عصبانی می شودکه به اتابک امین السلطان صدراعظم دستورمی دهدکه فورا قشون بکش به اصفهان واین ...

رابکش ،زیرامن روز قیامت نمی توانم جواب پیغمبرخدارابدهم .

البته اتابک نامه ای محرمانه به ظل السلطان نوشت واورابه تهران دعوت کرد .

پس ازاینکه ظل السلطان به تهران آمد باصوابدید اتابک قرآن وشمشیری دردست ازشاه خواست طلب بخشش کند،ولی همینکه چشم مظفرالدین شاه به اوافتاد،دستوردادفورا میرغضب بیایدوهمانجا اورابکشد .

البته اتابک گفت:"اطاعت می شود .

"واورابیرون بردندو گوسفندی راکشتندوپس ازمدتی قضیه خاتمه پیداکرد .

غلام سفارت

 محمدابراهیم خان دایی کامران میرزانایب السلطنه مردی بودبیسوادکه مانندپدرش درعصرناصرالدین شاه رئیس بنایی ساختمانهای دولتی بود وبه همین جهت معمارباشی لقب گرفت ،امادرسال ‚پقمری باپرداخت پانصدتومان پیشکشی به شاه ،به لقب وزیرنظام ملقب شدومدتی بعدبه وزارت تهران نایب الحکومگی رسید .

وی مردی رندبودوزرنگیهای مخصوص خودراداشت .

درموردشیوه حکومت وی حکایات زیادی نقل می کنند،مثلا .

"معاهده ترکمانچای وموضوع کاپیتولاسیون دست وپای ایران راازهرجهت کاملابسته بودوتمام دولتهاطبق معاهده ترکمانچای باایران عمل می کردندواعضای سفارتخانه های خارجی واتباع آنهاهمه قسم تحکمات به افرادایرانی مغلوب ودرویش ماب می نمودند .

بعضی افرادناباب برای اینکه به مردم زوربگویندوکسی نتواندازاعمال ناپسندآنان جلوگیری کند،می رفتند کارمندوغلام سفارمی شدند .

روزی غلام یکی ازسفارخانه هابه یک نفرتعدی کرده بود .

آن شخص به نزدوزیرنظام آمدوازآن غلام شکایت نمود .

وزیرنظام پس ازرسیدگی دیدکه حق به جانب شاکی است .

دستوردادکه غلام راآورده ،صدتازیانه بزنند .

غلام پس ازتازیانه خوردن ،روبه وزیرنظام کرده ،گفت:کارشمابه جایی رسیده که غلام سفارت راچوب بزنید؟حال خواهیددیدکه سفارت باشماچه رفتاری خواهد کرد!وزیرنظام که این مطلب راشنید،غلام رابه نزدیک خودآورده ،به وی خطاب کرد .

ای وای !من نمی دانستم که توغلام سفارت هستی .

راازاول خودت رابه من معرفی نکردی ؟بنابراین بایدبرای این موضوع هم صدشلاق دیگربخوری که ازاین به بعددراین قبیل مواردخودت راازاول معرفی کنی وبگویی که من غلام سفارت هستم .

امروزیرنظام اجراشدودوباره صدشلاق به اوزده شد

 چوپان خیانتکار

یکی ازتجارپارچه فروش فرانسوی یکصدو بیست راس گوسفندخریداری کردوآن رابه چوپانی دادتابرایش نگهداری وتکثیر نماید .

 چون چندی گذشت تاجرمتوجه شدکه نه تنهاگوسفندان زیادنمی شوندبلکه همه ماهه تقلیل پیدامی کنند .

علت راجویاشد .

چوپان جواب داد .

من گناهی ندارم ، گوسفندان مریض می شوندومی میرند .

تاجرقانع نشدوشبی درآغل گوسفندان پنهان گردیدتابه جریان قضیه واقف شود .

نیمه های شب دیدکه چوپان داخل آغل شدوگوسفند پرواری راجداکردوسرش رابریدوآن رابه قصابی که همراه آورده بود،فروخت .

تاجرازآغل خارج شدوشروع به کتک زدن چوپان کرد .

وی چوپان راتهدیدکردکه بزودی اوراتحت تعقیب قانونی قرارداده وعلاوه برآنکه کلیه خسارات راوصول می کندبه جرم خیانت درامانت وکلاهبرداری نیزوی رابه زندان خواهدانداخت .

چوپان ازتهدیدتاجربه وحشت افتاد .

روزبعد،ازترس مجازات وزندان راه اریس رادرپیش گرفت وبه وکیل حقه باززبردستی به نام آوکاپاتلن مراجعه وتقاضا کردراه علاجی بیندیشدوازوی دردادگاه دفاع نماید .

وکیل قبل ازهرچیزپرسید .

آیاپول کافی برای پرداخت حق الوکاله دارید؟چوپان جواب داد .

هرمبلغ که لازم باشدمی پردازم .

وکیل گفت:بسیارخوب !امااگربخواهی ازاین مخمصه نجات پیدا کنی بایدازهم اکنون سرت رامحکم ببندی وهمه جاچنین وانمودکنی که براثرکتک زدن تاجروضربات وارده ،قوه ناطقه راازدست داده ای وزبانت بندآمده است .

ازاین به بعدوظیفه تواین است که درمقابل رئیس دادگاه وهرکسی که ازتو سؤال یابازجویی کندفقط صدای گوسفنددربیاوری ودرجواب بگویی "بع "!چوپان دستوروکیل رابه گوش جان پذیرفت وقبل ازآنکه تاجراقدام به شکایت نمایداز اوبه دادگاه شکایت کرد .

جلسه دادگاه پس ازانجام تشریفات مقدماتی درموعد مقررباحضورمدعی ومدعی علیه ووکیل شاکی تشکیل گردید .

درجلسه دادگاه چون وکیل چوپان متوجه شدکه تاجرموردبحث همان کسی است که خودش مقداری پارچه ازوی گرفته و قیمتش رانپرداخته است ،سرش راپایین انداخت ودستمالی به دست گرفته وتظاهربه دندان دردکرد،ولی تاجر وی راشناخت وبه رئیس دادگاه گفت:این شخص که وکالت چوپان راقبول کرده خودش به من مقروض است وبه جای دفاع از موکل خود،خوب است ابتدادین خودراادانماید .

رئیس دادگاه زنگ زدوگفت فعلاموضوع دین وطلب شمامطرح نیست .

هروقت شکایت کردیدبه موضوع رسیدگی خواهدشد .

وآنگاه چوپان رابرای ادای توضیحات به جلوی میزخویش احضارکرد .

چوپان درحالیکه سرش رابسته بود،عصا زنان پیش رفت وهرچه رئیس دادگاه سؤال می کرد .

فقط جواب می داد .

"بع "!وکل ازفرصت استفاده کردوگفت:آقای رئیس دادگاه ،ملاحظه می فرماییدکه موکل بیچاره من درمقابل ضربات این تاجربیرحم وبی انصاف چنان مشاعرش راازدست داده که قادربه تکلم نیست وصدای گوسفند می کند .

تاجراجازه دفاع خواست وجریان راهمچنان که بودبیان داشت وچوپان را به حقه بازی وکلاهبرداری متهم نمود .

اما تاجرازآنجایی که دلایل محکمه پسندی نداشت نتوانست اعضای دادگاه راتحت تاثیرقراردهدوازطرف دیگربع بع کردن چوپان و زبردستی وکیل مدافع تماشاچیان جلسه وحتی اعضای دادگاه راتحت تاثیرقرار دادو بدین جهت رای به حقانیت چوپان ومحکومیت تاجرصادرکردند .

چوپان باخیال راحت ازمحکمه خارج شدوراه منزل رادرپیش گرفت .

وکیل زبردست که مقصودراحاصل دیدبه دنبال چوپان روان گردیدوگفت:خوب دوست عزیز،دیدی چطورحاکم شدی و تاجربا لب ولوچه آویزان ازمحکمه خارج شد؟چوپان درحالیکه به راه خودادامه می داد درجواب گفت:بع !وکیل .

گفت جای بع بع کردن تمام شد .

فعلامانعی ندارد مثل آدم حرف بزنی .

چوپان مجددا سرش رابه طرف وکیل برگردانیدوگفت:بع ! وکیل گفت:اینجادیگرجلسه دادگاه نیست .

حالامی خواهیم راجع به حق الوکاله صحبت کنیم .

صدای گوسفندراکناربگذاروحرف بزن .

چوپان بازهم حرف وکیل رانشینده گرفته ،پوزخندی زدوگفت:بع ،بع !طاقت وکیل طاق شدوباکمال بی صبری گفت:دیگرچرابع بع می کنی ؟دادگاه تمام شد،حکم محکمه راهم گرفتی ،بگوببینم چه مبلغ برای حق الوکاله ام درنظرگرفته ای ؟چوپان بدون آنکه پاسخی دهدمرتبا بع بع می گفت وبه جانب منزل می رفت .

وکیل چون دانست که کلاه سرش رفته وچوپان با توسل به این حربه وحیله دیناری حق الوکاله نخواهدپرداخت ،ازآنجایی که بنابر مثل معروف "خودکرده راتدبیرنیست "بیچاره شده بود،سخت به خشم آمدوگفت: باهمه بع ،بامن هم بع ؟خلاصه این عبارت ازآن تاریخ ضرب المثل گردید .

منتها درکشورایران تغییرشکل داده به صورت "باهمه بله ،بامن هم بله "درآمده است .

کارگزار ستمگر

 سوده همدانی ،زنی ازرعایای حکومت علی علیه السلام چنین حکایت می کند .

شکایت یکی ازکارگزاران امام علیه السلام رابه حضرتش بردم .

درحال نمازبود .

هنگامی که مرادید نمازرابه پایان بردوبامهربانی ازمن پرسید .

حاجتی داری ؟شکایتم راگفتم: علی علیه السلام گریست وسربه آسمان برداشت وگفت:پروردگارا!توگواه برمن وکارگزارنم هستی تومی دانی که من آنهارابه ظلم وستم مامورنکرده ام ...

آنگاه پاره پوستی برداشت وعزل اورانوشت ومرامامورکردتاابلاغ کنم .

دفاع از مظلوم

 امیرالمؤمنین بربازارخرمافروشان می گذشت .

زنی می گریست .

سبب پرسید؟زن گفت:مرافرستاده اندتاخرما بخرم ،آن راخریده وبه خانه برده ام ،امانپسندیده اند .

ماجراراشنید،آنگاه روی به خرمافروش کرد وفرمودند:

ای بنده خدا!این زن خدمتکاراست واختیاری درمال ندارد،خرمارابگیروپول او راپس بده .

 خرمافروش ازجای برخاست وتعرض کنان مشتی برسینه علی کوفت ...

حاضران گفتنداین امیرالمؤمنین است .

 رنگ ازچهره مردپرید .

 خرماراگرفت و پول راپس دادوگفت:یاامیرالمؤمنین !ازمن راضی شدی ؟فرمود:آری ،هنگامی که حق مردم رامی دهی چراازتوراضی نباشم ؟

   

نفوذ امیر کبیر

حاج محمدتقی جورابچی پس از ذکرحوادثی ازوقایع عصرمشروطیت درکتاب "حرفی ازهزاران کاندرعبارت آمد" می نویسد .

"صدحیف که آن وعده هاهمه بی اصل شد .

 وآن زحمتهاکه کشیده وآن خونهاکه ریخته شد،بازآخرنگذاشتندعدالت اجراشود .

آن وزراکه درتهران بودند امیربهادر و مشیرالسلطنه وغیرآنها آبروی دولت ایران رادرمیان جمیع دولتها بردند،وچقدرصدمه زدندآنهاوکیسه خودشان راپرکردند .

آن وزیرهاکه درسابق بودندباعث ترقی ایران بودند .

درزمان ناصرالدین شاه که مرحوم میرزاتقی خان امیر کبیربود،ازمعاصرین آن زمان نقل می کردند .

آن مرحوم چنان نافذالقول بودکه حکمش رادرهمه جااجرامی کردند .

چنان نقل می کردند .

یک نفرتاجر بارهایش رابه اسلامبول فرستاده بود .

ازکشتی دردریاغرق شده بود .

چون همه سرمایه اش غرق شد، آن تاجربرگشت به تهران ،آمدبه نزدامیرکه .

مال من دردریاغرق شده ،باید مال مرابگیری .

 امیرگفته بود .

دردریاغرق شده ،دزد نبرده که من آدم فرستاده ، ازدزدهابگیرند .

تاجرگفته بود .

من نمی دانم ،بایدتومال مرابگیری .

گفته بود .

فردابیا .

فرادایش رفته بود .

امیرکاغذی به سلطان عثمانی نوشته بود .

کاغذرابه تاجردادوگفت:این رابه اسلامبول ببر و به سلطان برسان وازاو جواب بخواه آن تاجربه اسلامبول رفته وکاغذراداده بود .

بعدازاوپرسیده بودند .

مال توچقدربود؟جواب داده بود .

پس تمام وکمال پول اوراداده بود، قدری هم اضافه .

بعد اعیان که دراداره امیربودندپرسیده بودند .

چه نوشته بودی ؟گفته بود .

نوشته بودم درسکه خودسلطان البرین وخاقان البحرین سکه زده ای ،یا خاقان البحرین راازسکه ات بردار یا اینکه مالهای این رابده .

 سلطان عثمانی دیده بودعلاج ندارد،بایدپول رابدهند .

 علم با عمل

گویندیکی ازمشایخ گربه ای داشت وهر روزقصاب محله گوشت پاره ای برای گربه می گرفت .

روزی متوجه شدکه قصاب کارخلافی انجام داده است .

پس اول به خانه آمدوگربه خودرااخراج کردوسپس به بازار رفت وامرشرع رابرقصاب اجرانمود .

قصاب گفت:من ازفردابرای گربه تو چیزی نخواهم داد .

شیخ گفت:مطمئن باش که من تاگربه راازخانه بیرون نکردم ، امرشرع رابرتوانجام ندادم .

عدالت امیر کبیر

درمسافرت امیرکبیربه اصفهان ،دریکی ازمنازل محل توقف استری متعلق به یکی ازملتزمین رکاب که سه هزارریال هم ارزش داشته ،درنتیجه غفلت صاحبش به مزرعه دهقانی می رودوخسارت فراوان به زراعت اوواردمی آورد .

دهقان جمعی ازکشاورزان رابه شهادت می گیردوبرای شکایت درمقابل چادرامیر می آیدوآنجامی ایستد .

امیرکبیرپس ازبیرون آمدن ازچادراورابه حضورطلبیده وعلت ایستادن اورامی پرسد .

مرددهقان چگونگی امررابرای اوبیان می کند .

امیر می گوید .

قاطررانگاه دارتاصاحب آن پیداشود .

آن وقت حکم می کنیم که زیان تو رابامخارجی که برای حیوان می کنی به توبدهد .

ازاین گذشته اورابایدتنبیه کنم تادیگران ازاین پس مواظب باشندکه استرشان زیانی به دهقانان واردنیاورد .

دهقان به خانه بازگشت ومنتظرماندتاصاحب قاطرپیداشود،اماصاحب آن از ترس خشم امیرپیدانشد .

درموقع حرکت اردو مجددا مردزارع به نزدامیرآمد .

امیرگفت:بروآن قاطرازآن خودت باشدواگرصاحب آن آمدبایدتوراراضی نمایدواگرهم فروختی بایدازخریداربخرد .

فقط کاری بکن که معلوم باشداستر درکجاست "

 



برچسب ها : قاضى پرهیزکار ، قاضى عادل ، قاضی شجاع ، چوپان خیانتکار

*نیکی به والدین، رمز موفقیت آیت الله العظمی مرعشی نجفی

آیت الله مرعشی نجفی، احترام خاصی برای والدین قائل بودند؛ خودشان می‌فرمودند«وقتی مادرم مرا می‌فرستاد تا پدرم را برای خوردن غذا صدا کنم، بعضی وقت‌ها می‌دیدم پدر به خاطر خستگی، در حال مطالعه خوابش برده است. دلم نمی‌آمد ایشان را بیدار کنم، همان‌طور که پایش دراز بود، صورت خودم را به کف پای پدرم می‌مالیدم تا ایشان بیدار می‌شد.

در این حال که بیدار می‌شد، برایم دعا می‌کرد و عاقبت‌بخیری می‌خواست، من خیلی از توفیقاتم را از دعای پدر و مادر دارم.



برچسب ها : آیت الله العظمی مرعشی نجفی ، هانری‌کربن ، کبوتر حرم ، هیچ وقت لباس خارجی به تن نمی‌کرد

نظر بعضی ازمراجع درخصوص کراوات

آیت‌الله خامنه ای: علی الاحوط از پوشیدن کراوات اجتناب شود.

آیت‌الله سیستانی: استفاده از کراوات اگر مستلزم مفسده باشد، حرام است.

آیت‌الله وحید خراسانی: آنچه که تشبه به کفار باشد، جایز نیست.

آیت‌الله مکارم شیرازی: بهتر است از کراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ کفار را داشته باشد، اشکال دارد.

آیت‌الله فاضل لنکرانی (ره):بهتر آن است که مسلمانان از مثل کراوات اجتناب کنند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: سزاوار نیست مسلمین از کراوات استفاده کنند، بلکه احتیاط ترک استفاده از آن است.

آیت‌الله بهجت: جایز نیست.

برگرفته از: (مسائل جدید از دیدگاه علماء و مراجع تقلید ج1)

 



برچسب ها : نظر مراجع درخصوص کراوات زدن: ، صلیب

مرابه روزقیامت به خلد کاری نیست

بهشت من همه درصورت علی پیداست

جهنم است بهشتی که بی علی باشد

جحیم با رخ نورانی علی زیباست

علی کسی است که یک خردل ازمحبت او

نکوتراست زدنیا وآنچه دردنیاست

"شمیم معرفت شماره 28"

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!



برچسب ها : ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله سلم فرمودند:

 "خداوند هیچ پیامبری رادرگذشته مبعوث نکرد مگر آنکه شیطان امید داشت اورابه مهلکه زنان افکند وهلاک سازد"    معراج السعاده ج2ص316

معاشرت وهم نشینی زن ومرد باهم ،زمینه هم سخن شدن رافراهم می سازد ومو جب کم شدن حیاء وشرم می شود.این کاراگر ادامه یابد بامزاح وشوخی طرفین همراه خواهد بود وازآنجا که درهم نشینی ها ازدوقوه بینایی وشنوایی تواماٌ استفاده می شود ،تحریک میل جنسی برای زن ومرد ایجاد شده وزمینه انحراف جنسی رافراهم می آورد.واولیاء الله هم ازاین قاعده مستثنی نیستند.

 



برچسب ها : پرهیز ازاخطلاط بانامحرم- ، معاشرت وهم نشینی زن ومرد ، نزد زنی که شوهرش به جنگ ، مرد درجایی که زنی قبلا نشسته

چرا به امام زمان (عج) شریک القرآن میگوئیم

یکی از القابی که ائمه با آن خوانده می شوند ، شریک القرآن است.

تعبیر " شریک القرآن" در چند زیارت ، خطاب به امام حسین (علیه السلام) ، امام زمان (عج الله) و ائمه مصومین به کار رفته است.از جمله :

در زیارت امام حسین علیه السلام در اول رجب ، نیمه شعبان و ...، می خوانیم :

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ الرَّحْمَنِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَرِیکَ الْقُرْآن
(بحارالأنوار ،ج 98 ، ص 336 ؛ إقبال‏ الأعمال ، ص 712 ؛ البلدالأمین ، ص 281 ؛ المصباح‏ للکفعمی ، ص 491.)

ِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ الْمَقَامِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَرِیکَ الْقُرْآن
(بحارالأنوار ،ج 98 ، ص 354 .)

همچنین خطاب امام زمان (عج الله) و دیگر ائمه می گوئیم:

السلام علیک یا صاحب الزمان السلام علیک یا خلیفه الرحمن السلام علیک یا شریک القرآن
(مفاتیح الجنان، جامع الزیارت)



برچسب ها :

از مرحوم آیت الله العظمی اراکی نقل کرده اند که فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت: پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی، این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. سوال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

Image634303377029648750

گفت: نه. با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می رفت، تشنگی بر من غلبه کرد، سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟! او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند، امام حسین(ع) آمد و گفت: به یاد تشنگی ما، ادب کردی و اشک ریختی و آب ننوشیدی، این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.



برچسب ها : امیر کبیر

همخوانی سرود درمیدان شهدای ذهاب(شهرداری)شهر رشت توسط

مردم ولایت مدار 8/10/90به مناسبت نهم دی روزبصیزت ومیثاق با ولایت

می رود سقا تالب چشمه

آب درمشکش،بالب تشنه

فکر سالارش،فکرمولایش

باز می جوشد،خون ِرگهایش

عکس ماه افتاد،ناگهان درآب

با فرات انگار،عرش شد بی تاب

دروفاداری،شهره ی شهراست

کیست این سقا،این یل بی دست

دلِ ما شدهِ تنگِ همه شهدا

شب ِماپرِاشک ونیازودعا

ادامه می دهیم

ره شهیدان را

گیل مردان ِحیدری هستیم

پیرو خطِ رهبری هستیم(2)

روزماهرروز،ظهرعاشوراست

جنگ بافتنه ،کربلای ماست

کربلا درسی ست درهمه دوران

درسی ازغیرت ،عزت وایمان

ماخودِکوهیم ،کوه پابرجاست

حیله ی دشمن،خُردوبی معناست

ماخداداریم،ماولی داریم

رهبری عاشق چون علی داریم

مردمانی مرد ،باخداداریم

افتخاری چون "میرزا "داریم

دلِ ما شدهِ تنگِ همه شهدا

شب ِماپرِاشک ونیازودعا

ادامه می دهیم

ره شهیدان را

گیل مردان ِحیدری هستیم

پیرو خطِ رهبری هستیم(2)

شیرمردان اهل "گیلانیم"

رهبرم باتو،باتو می مانیم

گیل مردان حیدری هستیم

پیرو خط رهبری هستیم

درنفس هامان ،نام ایران است

با امام هست و،باشهیدان است

سایه ی حق تا ،بروطن باشد

فتنه خاموش وریشه کن باشد

نقشه برآب است،نقشه دشمن

چونکه بیدارند،مردم میهن

مکر روباهان ،پست وتکراریست

درهمه دنیا ،فصل بیداریست

اتحاد ما افتخارماست

حضرت موعود درکنارماست

دلِ ما شدهِ تنگِ همه شهدا

شب ِماپرِاشک ونیازودعا

ادامه می دهیم

ره شهیدان را

گیل مردان ِحیدری هستیم

پیرو خطِ رهبری هستیم(2)



برچسب ها : همخوانی سرود توسط مردم رشت درمیدان شهدای ذهاب رشت

آیا این کار نوعی شرک یا همان بت پرستی و عبادت غیر خدا نیست ؟

جواب :

در جواب این شبهه ابتدا به حدیثی منقول از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که در کتب خود اهل سنت آمده است اشاره می کنیم : «جُعِلَت لِیَ الاَرضُ مَسجِداً و طَهُوراً» (صحیح بخاری، جلد 1، صفحه 91) یعنی زمین برای من محل سجده و طهارت (تیمم) قرار داده شده است.

دلیل دوم اینکه در احادیث متعددی از خود اهل سنت نقل شده سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب ایشان سجده بر زمین بوده است . مثلا احمد ابن حنبل در روایتی از یکی همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند : « پیامبر  (صلی الله علیه و آله و سلم) بر قطعه حصیری نماز میخواندند و سجده می کردند » (مسند احمد بن حنبل، جلد 6،صفحه 331) .

در ضمن اگر شیعیان از مهر استفاده می کنند به این دلیل است که آن مهر قسمت پاک و طاهر کوچکی از خاک زمین است که آنرا جدا می کنند تا همیشه در دسترس باشد.

ظهر عاشورا  تربت کربلا  شهادت مولا

شیعیان می توانند برروی زمینی که خاک پاک ویا آجر ویا شن وریگ وسنگ و....باشد سجده کرده ونماز بخوانند وواجب نیست حتما ازمهر استفاده کنند آنگونه که خیلی ها اشتباه کرده اند وخیال می کنند استفاده ازمهر واجب است نه خیر ماهم به راحتی می توانیم برروی حصیری سجده کنیم ونمازمادرست است ولی هدف از استفاده ازمهر انگیزه دیگری دارد که تاحدودی گفته شد.

راستی برادران اهل تسنن می دانند کدام یک ازچهار فرقه اهل سنت مثل شیعیان دستهای خود راقلاب نمی کنند ونماز می خوانند ؟چرا دربین چهار گروه یکی مثل شیعیان است؟چرا شافعی به شیعیان نزدیک است واختلاف کمتری داردو........ماهم می توانیم نمازها رادروقت مخصوص خود بخوانیم وآن راافضل می دانیم .مانیز درشرایطی می توانیم نمازرابدون مهربخوانیم و....اشتباه نکنید.......



برچسب ها : مهر نماز-مالکی وشافعی وشیعه

پرهیز ازدروغگویی

در یکی از سفرهای مرحوم محدث قمی (اعلی الله مقامه الشریف)به عتبات (نجف اشرف) بهمراه خانواده هنگام ورودش به مرز خسروی  وقتی مامور عراقی گذرنامه ایشان را با همرهان داخل گذرنامه اش تطبیق می کند متوجه می گردد که یکی از بچه های همراهش در گذرنامه نیست و {جزء فرزندانش نبوده} مامور عراقی این فرد اضافی را رد می کند



برچسب ها : پرهیز ازدروغگویی

   آیا امام زمان عج دراقیانوس زندگی مکند؟

آیا او مردم رابدون هیچ گناهی می کشد؟ آیا اوقصاص قبل ازجنایت می کند؟

اوازانهدام هواپیماها وغرق کردن کشتی ها چه سودی می برد؟

افسانه‏سازی‏های استعمارگران‏
سال‏های طولانی حضور استعمارگران در این منطقه و رقابت‏های موجود در بین آن‏ها و مبارزات و سرکوب هایی که صورت می‏گرفت؛ زمینه را برای پیدایش افسانه‏ها و تخیّلات فراهم کرد؛ به طوری که بسیاری از حوادث به وجود آمده؛ به عوامل ناشناخته، نسبت داده می‏شود.
از دیگر مواردی که باید دزدان دریای در این دوره مورد توجه قرار داد، موضوع دزدان دریایی و حمایت رقیبان استعماری از آن‏ها برای ضربه زدن به منافع رقیب است. طبیعی است که این دزدان دریایی، مایل نبودند از خود نام ونشان به جا بگذارند؛ بلکه صرفاً به دنبال اهداف خویش بودند.
مجموعه این عوامل، فضایی ابهام‏آمیز و ترسناک را بر منطقه حاکم کرد و زمینه را برای شکل‏گیری ((افسانه‏ها)) و ((انتساب حوادث به عوامل ناشناخته)) آماده نمود.



برچسب ها : افسانه مثلث برموداتخریب امام زمان

این محرم وصفر است که اسلام رازنده نگه داشته است   (امام خمینی )

 باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یک روز غمگین
      
گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

*



برچسب ها : باز باران با ترانه یادم آید کربلا را

اُلجایْتو (سلطان خدابنده)یک روز با خانمش دعوا شد وزنش را 3طلاقه کرد  ( طلقت ثلاثه ). بعد پشیمان شد . {در مذهب اهل سنت میشه در یک مجلس سه بار بگویی طلقتک ثلاثه.

و تمام علمای مذاهب اربعه (اهل تسنن) را جمع کرد و در حکم شرعی طلاق فتوائی موافق خود خواست، اما آنها متفقاً به وقوع سه طلاق و عدم امکان رجوع زوجیت بدون محلل (به کسی می گویند که باآن زن ازدواج کن وبعد طلاقش بدهد تا بتوانی با همسرت دوباره ازدواج کنی ) حکم کردند. یکی از وزرا گفت در شهر حله عالمی است که این طلاق را باطل می‌داند. پس نامه‌ای به علامه نوشته و کسی را به احضار وی فرستاد. علمای حاضر در مجلس شاه گفتند که سزاوار نباشد برای احضار مردی رافضی خفیف العقل باطل مذهب کسی از بستگان شاه روانه شود. اما محمد خدابنده گفت تا حاضر شود و ببینم چه خواهد شد



برچسب ها : ماجرای علامه حلی و سه طلاقه کردن اُلجایْتو (سلطان

متاسفانه علارغم پاسخگویی به شبهات دینی وقرآنی توسط علمای اسلامی که به حق مصداق آیه انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون هستند با عده ای که احتمال می دهم خوشان رابه خواب زده اند شبهاتی رازنده نگه می دارند تاشاید فردی ساده اندیش تابع سلایقشان گردد. بدین جهت درآدرس زیر بااجازه استاد پاسخ تعداد زیادی ازشبهات راکه توسط قلم خوش نگار ایشان نگاشته شده برایتان گذاشتم تا توشه آخرتی برایمان باشد .

سلامتی علمای اسلام با صلوات دانلود کنید.

http://www.4shared.com/document/1L8tadRI/ta-qu.html

اگر نتونستید درنظرات بگید براتون ایمیل کنم



برچسب ها : پاسخ به شبهات

با گذاشتن این کلیپ جز مظلومیت کودکان قصد تبلیغ کسی رانداریم

بازبان کوکانه می خواهم به استعمارگان،صهیونیزم و...بگویم.....

(اگر آهنگی که ازصداوسیما پخش شده پیداکردم براتون می ذارم چون پس زمینه اش   باتصاویر کوکان غزه وفلسطین بود خیلی جذاب وتاثیرگذار بود)

دکلن گلبریت (Declan Galbraith) خواننده اسکاتلندی در سال ۲۰۰۲    در استادیوم اودیسه در بلفاست با خواندن آهنگ                          "دکلن گلبرت 11ساله چشمان بسیاری را به خود خیره کرد. او که در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت امروز 20 ساله است. آهنگ مزبور را دکلن با ده هزار کودک دیگر در استادیوم اودیسه اجرا کرد در حالیکه همزمان توسط ماهواره و رادیو 80هزار کودک دیگر در مدارس سرتاسر بریتانیا بزرگترین ترانه کُر جهان را با او اجرا کردند.

 

 

دانلود فیلم (کلیپ)ازآدرس زیر

http://www.4shared.com/video/ZR0uFBuQ/Tell_Me_Why_.html



برچسب ها : آهنگ tell me why

گاهی حیوان همتراز باانسان می شود وگاهی نیز ازانسان برتر است پس وای به حال چون منی که ازجهنم بهشتی راببینم که سگی درآن باآسایش نشسته وخری به راحتی درآن می خرامد اما من دررنج وتعبم.

لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در روایتی در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که :
امام صادق (ع) فرموده : از حیوانات دنیایی در بهشت تنها چند حیوان خواهد بود:
۱) الاغ بلعم بن باعور (که توسط بلعم کشته شدزیرامی خواست سوارش شود وبالای کوه ،حضرت موسی رانفرین کند وقتی الاغ ازنیتش باخبر شد همانجا ماند بلعم آنقدر اورا زد تابرورد که به خواست خدا آلاغ زبان گشود وگفت :تومی خواهی من توراسواری دهم تا بعد پیامبر مرانفرین کنی ،هرگز نخواهم رفت .سپس بلعم که متسجاب الدعوه بود وغرور اوراگرفته بود آنقدر الاغ را زد تا اینکه مرد)
۲) ناقه حضرت صالح
۳)گرگ حضرت یوسف
۴) سگ اصحاب کهف.۱  (سگ اصحاب کهف روزی چند  پی نیکان گرفت ومردم شد)
بعضی هم گفته اند : گوسفند قربانی هابیل و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم (ع) که به جای حضرت اسماعیل ذبح کرد وارد بهشت خواهند شد و احتمالا حیوانات دیگری هم باشند.

۱)تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ص ۳۹۴    -     بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۵



برچسب ها : حیوانات دنیایی در بهشت

کشنده حضرت یحیی (هیرودیس)به تحریک(هیرودیا)

هیرودیس حاکم و پادشاه فلسطین(بیت المقدس) عاشق «هیرودیا» دختر برادرش شد، و تصمیم گرفت با وی ازدواج کنند. اقوام و خویشان او به این کار راضی بودند.
کشنده ناقه صالح   قدار بن سالف (اشقی الاولین) با تحریک زنی به نام عموره   

کشنده حضرت رسول(صلی االه علیه وآله وسلم) توسط زنی یهودی به نام زینب

کشنده حمزه سیدالشهداء غلام سیاه به تحریک هنده زن ابوسفیان

کشنده حضرت علی (علیه السلام)( ابن ملجم (اشقی الاخرین )با تحریک دختری به نام قطام

کشنده امام حسن (علیه السلام) توسط زنش جعده با تحریک معاویه



برچسب ها : منفور ترین زنان

می گویند روزی مورچه ای به حضرت سلیمان(ع) عرض کرد: می دانی چرا باد، تحت فرمان توست؟

حضرت(ع) فرمود: نه.

مورچه گفت: برای این که بدانی ریاست و حکومت تو ثبات و استواری اش بر پایه باد است.



برچسب ها :

قابل توجه آنهایی که دوست دارند به مخالفان شیعه درکمترین زمان وبا کوبنده ترین دلیل ثابت کنند چرا شیعه هستند .

حتما دانلود کنید باکمی حوصله فقط یک دقیقه برای همیشه

http://www.4shared.com/video/24y9youz/___.html


ترجیحا با اکسپلورر8



برچسب ها :

 کلیپ صوتی وزیبای موسی وشبان ازاستاد صمدی براتون گذاشتم خیلی عرفانیه حتما دانلود کنید.      التماس دعا

http://www.4shared.com/audio/WBIQjEMv/Musa_va_Shaban.html

استاد صمدی آملی

روحانی-جانباز شیمیایی-شاگرد علامه حسن زاده



برچسب ها : موسی وشبان

آرامش طبیعت

مراد از حشر حیوانات در آیه ی: «و اذا اَلْوُحُوشُ حُشِرَتْ» چیست؟

آیا حیوانات نیز حشر و سؤال و جواب دارند؟



برچسب ها : آیا حیوانات نیز حشر و سؤال و جواب دارند؟

بسیارى خیال مى‏کنند که گریه صرفاً یک امرى است که حکایت از تألم و احساس ناراحتى از درون ما دارد و فهم خود را تا همین‏جا متوقف مى‏سازند. گاهى مشاهده مى‏شود که عده‏اى جاهلانه گریه را به باد استهزا گرفته و آن را نشانه‏اى از ارتجاع تلقى مى‏کنند. عده‏اى دیگر منتقدانه مى‏گویند گریه جز خمودى چیز دیگرى به ارمغان نمى‏آورد و حال آن که دنیاى امروز، دنیاى تحرک و نشاط است و انسان جدید طالب شادى است نه تشنه آب چشم. انتظار بیشترى از چنین افرادى نیست، چرا که آنان در وراى این گریه نیندیشیده‏اند و تنها خود را در ظاهر همان چارچوبى که تخیل مى‏کنند محصور ساخته‏اند.

گریه انواع و اقسامى دارد که مهم‏ترین آن بدین قرار است(2):



برچسب ها : آیا گریه نشانه ضعف انسان است؟

درمطالب گذشته آنجلینا جولی رابرایتان کمی معرفی کردم .هنرپیشه معروف هالیوود.همجنس باز ....... وشاید هم شیطان پرست.اومامور آمریکا برای جاسوسی درکشورهای دیگر به خصوص اسلامی است.تاحال به چند کشور، به ظاهر برای کمک به مردم مسلمان رفته است .با ظاهری کاملا اسلامی وسیاهپوش وناراحت وغمگین .گویا خیلی دلش مثلا برای مردم افغانستان سوخته است.

جولی درافغانستان        

    http://dc379.4shared.com/download/cgDvYz4q/tsid20110925-151525-c1461cf1/___online.jpg

http://dc379.4shared.com/img/mOcUoN-N/s3/__jpg3.jpg

می بینید چقدرمظلوم و معصوم به نظر می رسد.  

اما حال سفیر زن ایران را ببینید .خانم.....،زلیخای یوسف.

زنی که من همیشه اوراباوقارترین می دانستم.شرمنده که نمی توانم عکسش رابرایتان بگذارم خودتان اگر دوست داشتید ازآدرس زیر دانلود کنید.

 



برچسب ها : وآنجلینا جولی

تمامی شاخه های صوفی گری به نوعی درانحرافند.عدم رعایت محرم ونامحرم ،احترام به شیطان (آن گونه که احمد غزالی معتقد است که شیطان سید الموحدین است درحالی که درقرآن خداوند اوراکافر می داند.کان من الکافرین).بااین تفکر ،راحت آنها شیطان پرستی راموجه می دانند.-رقصیدن مختلط زنان بامردان درسماع -بوسیدن قطب وزنان همدیگر را،کارهای خنده دار وشرم آور مانند پرش قورباعه ای و.....ازکارهای صوفیان است که متاسفانه بعضی ها ناخواسته به آنها گرایش می یابند.

این راهم بدانید که هیچ یک ازصوفیان ازامامان ما پیروی نکردند درظاهر به آنان ایمان داشتند ولی درعمل کارخودشان راانجام می دادند:مانند -صفی علی شاهی-نعمت اللهی-نقشبندی-طیفوری -گنابادی-خاکساری و.....

درآدرس زیر می توانید تمامی مطالبی که گفته شد ازمحفل خصوصیشان ومراسمات آنها دانلود کنید.         (کیفیت بالا)

۷۲ مگابایت/قسمت اول/ دانلود کلیپ تصویری مستقیم

۷۱ مگابایت/قسمت دوم/ دانلود کلیپ تصویری مستقیم

۶۹ مگابایت/قسمت سوم/دانلود کلیپ تصویری مستقیم

۱۴ مگابایت/قسمت چهارم/ دانلود کلیپ تصویری مستقیم

 

 



برچسب ها : صوفیگری مساوی باشیطان پرستی وانحراف (نعمت اللهی-خا

آورده اند هارون الرشید از نظر قدرت ، موقعیتى عظیم بدست آورد و پس از آنکه پایه هاى حکومت خود را تثبیت نمود به سراغ کسانى که از ناحیه آنها احساس خطر مى نمود، رفت و آنان را یکى پس از دیگرى از بین برد. یاران امام وقتی شرایط راسخت دیدند به امام صادق نامه نوشتند وازایشان کمک خواستند امام درنامه ای برای اینکه جاسوسان هارون متوجه نشوند فقط یک حرف نوشت وآن حرف هم (ج)یا همان جیم بود.وقتی نامه به دست یاران امام صادق علیه السلام رسید .آنها هریک برداشتی ازحرف(ج) کردند وهمه نیزنجات پیداکردند-عده ای گفتند منظور امام ازحرف (جیم)جلای وطن است پس ازآن محل رفتند ودردیار دیگری زندگی کردند-عده ای منظور امام راجبل دانستند ،پس ازآن محل به کوهها پناه بردند-عده ای نیزخود رابه جنون زدند که مشهور ترینشان بهلول بود -اودانشمندی بزرگ وفخر جهان اسلام است .اوباتظاهر به دیوانگی حکومت هارون رابه تمسخر می گرفت وبه یاری مظلومان می پرداخت واوامر امام راانجام می داد.



برچسب ها : جیم شدن یعنی

یکی از مجریان شبکه صدای آمریکا اقرار کرد همکار سابقش – الهام ستاکی – توسط یکی از مجریان شناخته شده شبکه – مهدی فلاحتی – مورد تجاوز و هتک حیثیت قرار گرفته است.البته بعضی ها ضرب وشتم وتهمت بستن راعامل شکایت می دانند.الهام ستاکی مجری شبکه آمریکا

گفتنی است برخی افراد نظیر بیژن فرهودی،گیتا آرین،بهروز صور اسرافیل و محسن سازگارا و …. از اعضای تیم جمشید چالنگی هستند.

 



برچسب ها : بیژن فرهودی،گیتا آرین،بهروز صور اسرافیل

"کمال همنشین درمن اثر کرد      وگرنه من ،همان خاکم که هستم"  بدون شک برای شما این حالت پیش آمده است که درشب قدر ،درایام محرم ویادرمراسمی خیلی احساس معنویت می کنید اما وقتی ازآن مکان خارج می شوید وبه خیابان و....می آیید آن حالت کم کم ویابه یکباره ازبین می روداین حالت ناشی ازچیست؟

چرا آن حالت معنوی قبلی راندارید ؟چرااحساس خالی شدن می کنید؟آیا احساس نمی کنید که همه معنویتی راکه درمراسم داشتید ازدست داده اید ؟

باید توجه داشت که این ازتاثیر پذیری انسانها ناشی می شود.چیزی که بارها تجربه کرده ایم اما توجه نکرده ایم.انسانها بسیار تاثیر پذیری دارند بدون اینکه براحتی بفهمند.انسان بدون اینکه دلش بخواهد خصوصیات دیگران رامی دزد

 



برچسب ها : انسان تاثیر پذیز-گلی خوشبوی درحمام روزی ، شعر علامه حسن زاده انقلب ینقلب انقلاب

از صحبت اغیار گذشتیم علی الله

ما از همه جز یار گذشتیم علی الله

شد وعده دیدار من و یار شب تار

از خواب شب تار گذشتیم علی الله

خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر

از جنت و از نار گذشتیم علی الله


برچسب ها : از صحبت اغیار گذشتیم علی الله

باز دلم آمده در پیچ و تاب
انقلب ینقلب انقلاب

همچو گیاه لب آب روان
اضطرب یضطرب اضطراب



برچسب ها : شعر علامه حسن زاده انقلب ینقلب انقلاب

خودتان را به عبادات عادت دهید

یکی از روزها امام به طلاب فرمودند: «سعی کنید تا جوان هستید خصلتهای بد در وجودتان ریشه نداوند، زیرا با گذشت عمر این خصلتها راسخ می شود و انسان به حالی می رسد که رهایی از دست این خصلتها امکانپذیر نیست. تا جوان هستید به عبادات و خصلتهای خوب، خودتان را عادت بدهید».
برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ ج5، ص 189
***

کمالات معنوی را در جوانی کسب کنید

امام در بحث مکاسبشان شاید دهها بار تذکر می دادند که همه کارها را اعم از نوشتن، مطالعه، تحقیقف عبادت، کسب کمالات معنوی و ... را در جوانی کسب کنید و انجام بدهید و از موقعیت استفاده کنید.
برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ ج5، ص 189
***



برچسب ها : نکات اخلاقی ازمنظر امام -جوانان-تکبر

درج علایم شیطان پرستان به منظور تبلیغ این فرقه ضاله نیست بلکه هدق شناخت علایم آنها وپرهیز ازاستفاده کورکورانه می باشد.

 

این علامت به معنای ازبین بردن تمامی قوانین است/

 

این علامت سمنل باروری وشهوات درانسان است/



برچسب ها : برخی ازعلایم شیطان پرستان

نظر مقام معظم رهبری درمورد  ذوب در ولایت ؟

 سیاست نامه:متن زیر گوشه ای از سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان مجلس هفتم است که درباره"ذوب در ولایت" و مفهوم آن ایراد شده است.بازخوانی این سخنان در شرایطی که برخی از سیاسیون تلاش می کنند چهره نادرستی از ولایت و رهبری را در اذهان مردم ایجاد کنند حایز اهمیت است



برچسب ها : ذوب درولایت یعنی

طلا برای مردان .....

 

دراحکام اسلامی طلا برای مردان حرام است ولی استفاده آن برای زنان اشکالی ندارد

 

من قصد ندارم فلسفه احکام بگویم زیرا ازکسی چون من بر نمی آید .دانشمندان هم بدون شک فقط مواردی ازفلسفه احکام را می دانند وازهمه آنها بی اطلاع اند

درهر صورت مواردی از مضرات پزشکی طلا برای مردان



برچسب ها : طلا -مردان وزنان -حرام

آیا به نظر شما می توان عامل فساد را درحجاب دید؟

بعضی ها معتقدند که اگر حجاب راازسرزنان برداریم آنها هم آزاد خواهند شد وهم اینکه بعضی ها عقده ای نمی شوند ودنبال تجسس کردن نمی روند .درنتیجه با عادت کردن به زنان ودیدن اندامشان همه چیز برایشان عادی خواهد شد.   

 اما:  اول اینکه :عامل فساد منع کردن نیست .یعنی اینطور نیست که بعضی ها خیال می کنند اگر آزاد باشند وخودشان رالخت کنند برای مردم همه چیز عادی خواهد شد .زیرا اگر اینطور بود این همه فساد درکشورهای اروپایی انجام نمی گرفت .

 



برچسب ها : حجاب -منع-عامل انحراف؟

شما چقدر ازبازیهای "سام ماجرا جو-Serious sam  "

وبازی جذاب ودیدنی وپرهیجان-شاهزاده ایرانی prince of persia"

 

اطلاع دارید.می دانید که هردوبازی درمورد ایران است .

سوال :هدف ازساخت این دوبازی چیست؟آیا هدف آن معرفی ایران وایرانی به عنوان سرزمین ومردم باتمدن است ویا نه ،هدفشان چیز دیگری است.

آیا آنها قصد داشتند باساخت فیلم سینمایی وبازی "شاهزاده ایرانی-              prince of persia"شجاعت ایرانیان رابه اثبات برسانند.

 



برچسب ها :

باگسترش وسایل ارتباطی دربین مردم مانند:ماهواره ها ،اینترنت،ویدیو کنفرانسها و...یک سری ازافرادسودجو وکارتلهای اقتصادی،سیاسی و...باانتشارابزارووسایل کاربردی خود ازمدولباس وغذاگرفته تا موسیقی وعرفانهای کاذب والقائات شیطانی درصددندتا فکرواندیشه مردم ازجمله دختران وپسران مارا تحت شعاع قراردهند وبه نوعی به خواسته خودشان برسند.

 

روزی بربدن عروسک "باربی "لباس جنگ می پوشانندتاتفکر مبارزه باتروریست رادرحمله به عراق وافغانستان و....توجیه نمایند.یک باردیگر "آنجلینا جولی"رابه کشورهای اسلامی میفرستند تا باهدیه دادن چند بسته شکولات به سیل زدگان و....برایشان جاسوسی کند. 



برچسب ها : آنجلینا جولی-باربی-کروز-فراماسونری

آیا دوست دارید بدانید شهید دیالمه حدود ۳۰سال پیش درمورد زهرا رهنورد ومیرحسین موسوی چه گفته است؟برروی آدرس زیر کلیک کنید.فایل صوتی /مدت ۶:۱۶

 http://www.4shared.com/audio/qqLhov3k/dialame1.html



برچسب ها : شهید دیالمه-زهرا رهنورد- موسوی

 گافهایی ازسیمای آمریکا برای شما گذاشتم حتما ببینید.مطالبی درمورد :

 مرگ علیرضا افتخاری روزنامه نگار ایرانی؟؟؟( مدت فیلم ۲دقیقه)

http://www.4shared.com/video/JLnbK7vW/marge_eftekhari.html

 

                                        پرداخت یارانه ها(رایانه ها)؟؟؟؟ و.......(مدت فیلم ۲دقیقه)

                               http://www.4shared.com/video/0sX3zNJT/__2.html

                                         جمع وتفرق به سبک تلویزیون آمریکا(۵۰ثانیه)

http://www.4shared.com/video/lCJyqWB7/___online.html



برچسب ها : گافهای تلویزون آمریکامرگ علیرضا افتخاری

آیا تاکنون فکرکرده اید درحالی که درخانه نشسته اید ویا درخیابان بادوستان خود

 درحال قدم زدنید ممکن است توسط گروهی تحت نظر باشید؟

 

آیاشده تاکنون باخود فکرکرده باشید چه کسانی ممکن است به شمالطمه بزنند؟

 راستی چه نوع زخمی ممکن است برپیکرماوارد شود وماراآرام آرام ازپای درآورد؟

مواظب حمله شیطان پرستانباشید

"خطرمرگ"

آنچه که لازم درمورد "موسیقی برگردان"

بدانی درآدرس زیر برای شما گذاشتم.

می توانی فیلمش رادانلود کنید.

 http://www.4shared.com/video/gkmiPGNb/__online.html

البته این فن را بیشتر شیطان پرستان برای القای اعتقاداتشان بکار می برند.

 



برچسب ها : شیطان پرستان وموسیقی برگردان