نظر سنجي بين صهيونيستها "اگر دست شما به مسلمانان برسد چه كار شان مي كنيد؟" صهيونيستها :همه مسلمانان راقطعه قطعه مي كنيم America the Great Satan اسلام دین جاودان
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
جستجو
آرشیو مطالب
اللهم صل علی محمد وال محمد
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
فناعت مالی که تمام نمی شود/القناعه مال لا ینفد/ حضرت علی علیه السلام


آه ،مصیبتی که جانم را لرزاند ،اشک ازچشمانم جاری ساخت،وقلبم را شکست .اما درمقابل تازه عروس زیر آوار،داماد سرمست ،پیر مرد وپیر زن رنجور قدخمیده،مادر نگران وکودک آرام خوابیده درآغوش مادر هیچ است.

آه ،خدایا چه رنجی که برایش ثواب شهادت را دادی ،وخوشا به حالشان که مانوس با شهیدایند.

آه ،خدایا تو خود می دانی قادر نبودم عکسشان را انتشار دهم زیرا بر رنج آن عزیزان خواهم افزود ویاری نگریستنم برآن نبود.

آه،خدایا بغض گلویم راهرگز باآهنگ های شاد و دیدن خنده های مضحک درخنده بازار تسکین مده.

بگذار تا سنگینی بغضم دمی یادشان را ازخاطرم دور نسازد.

بگذار تا گلویم بسوزد ازعشق ،بسوز ازدرد وبسوزد از رنج ،بگذار چشمانم خون بگریند.

آه ،خدایا من ازاین راه دور چه بگویم،چه بکنم،که راببینم،دست به دامن که دراز کنم تا یاریشان کند جز تو.

خداوندا ،خدای مهربانم،ای خالق بی همتا، ای که بودن ازآن توست ،دادن ازآن توست ،مرگ ،حیات ،عشق،شهادت ،...همه از آن توست دستشان را بگیر ،مرحمی ازسایه لطفت بر زخمهایشان بنشان،تورا به شب قدرت ،تورا به رسول اعظمت،تورا به فاطمه ات،تورا به حسنین ات،تورا به فرق شکافته علی ات قسم.

خدایا توخود می دانی من پیام آنان را از رسانه های گفتاری وشنیداری نشنیدم زیرا خود احساس نمودم ودرپی آن رفتم ،رفتم ،رفتم تا رسیدم به غم ،تارسیدم به خون،تارسیدم به اشک تارسیدم به هلاکت تا رسیدم به اندوه تارسیدم به کودک درزیر آوار ، زیرا اینان درحال تماشای پرواز اسبهایشان بودند،زیرا اینان درحال خندیدن درخنده بازارشان بودند نمی دانم شاید درحال عبادت بودند درشب قدر واما چه عبادتی که ولیشان امر به یاری نموده ؟؟؟؟



برچسب ها : اهر،هریس،ورزقان

عده ای به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم عرض کردند:

فلان کس همیشه روزه وهمه شبها تا صبح نماز می خواند ودائما ذکر خدا می گوید .حضرت فرمودند: کدامیک ازشما امرا معاش اورا کفایت می کنید؟جماعت گفتند همگی ما .آقا فرمودند: پس این کار شما ازاعمال او بهتر است.  (کشکول مصلح )

 

حضرت عیسی علیه السلام از مردی پرسید به چه کاری مشغولی ؟گفت عبادت خداوند می کنم .فرمود : خرج تو را چه کسی می دهد؟گفت برادرم. فرمود: برادرت عبادتش ازتو زیاد تراست.   (کشکول خانواده)

 

هریک ازانبیا’ را حرفه وکسبی بود/

حضرت آدم زارع بود:درروایت است حضرت جبرئیل هفت قطعه آهن برای حضرتش آورد وآهنگری را تعلیم آقا نمود آلاب زراعت ساخت وبا دو زوج گاو وگندم ازبهشت آورد.

حضرت ادریس خطاط وخیاط بود.

حضرت نوح نجار بود وازمعجزه اش این بود که ریزه های چوب کشتی طلا می شد وبرای دادن اجرت کارگرانی که درکار ساختن کشتی مشغول بودند استفاده می شد.

حضرت ابراهیم زارع بود.

حضرت اسماعیل صیادی می کرد.

حضرت یعقوب شبان بود وصاحب رمه

حضرت داوود زره سازی می کرد وآهن دردستانش نرم می شد.

حضرت سلیمان با آن سلطنتی که داشت ازبرگ درخت خرما زنبیل می بافت ومی فروخت.

حضرت عیسی علی السلام رنگرز بود.

حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم شبانی می کرد.

 

  شاهینی را خدمت کریم خان بردند.پرسید: این پرنده چه کار می کند؟

گفتند: شکار کبک وکبوتر،خان گفت چه می خورد؟ گفتند روزی یک

 مرغ،کریم خان زند گفت: رهایش کنیدبرود خودش بگیرد وخودش بخورد (هزارو یک حکایت تاریخی)



برچسب ها : امرار معاش ، هریک ازانبیا’ را حرفه وکسبی بود/ ، شاهینی را خدمت کریم خان بردند

 آرمیتا جان شنیده ام چند شب پیش برنامه ای برای تسکین دلت ساختند واز صدا وسیما پخش شد .

برنامه ای که بعضی ها را رنجاند.وچه بد رنجاندنی که برای انتقام بیشتر حاضر نشدند لحظه ای خنده های معصومانه ات را ببینند.وباید بگویم:

من متاسفم هزاران خانواده شهیدلحظه ای آرامش نصیبشان شد.
من متاسفم  غم به دل اروپا نشینان افتاد ،شاخ صهیونیست ها شکست چون لحظه ای دل آرمیتا شاد شد.

 


من متاسفم آرمیتا با قلبی کوچک لحظه ای  پدر را که عاملانش ،تنها پدرش را، فقط بخاطر دانستن، ازاو گرفتند، خندید.

 


آری آرمیتا جان گویا ما همیشه باید گریه کنیم گریستن حق ماست فرزند بدهیم ،ناموسمان ازدست برود،دانشمندان مان بروند ،جوانان مان بروند،چمران ما برود،تهرانی  مقدم ما برود،شهریاری ما برود.... 

بگذار همه بروند تا شاید عده ای که ادعای روشنفکری دارند بمانند وبرای همیشه بخندند.

اما نیک می دانم که خود نمی دانند به چه می خندند
ارمیتا جان بگذار همیشه با قاب عکس بابا خوش باشی

 زیرا بعضی ها حق مهریانی را نیز ازتو دریغ دارند.

 آرمیتا جان بعضی ها آنقدر درفکر ملت اند که ازآن چند بادامی که به دست رهبرت دادی شاکی اند.

ازدست نوازش پدارنه می نالند.ازموهای زیبایت که به احترام رهبرت کوتاه نمی کنی .

چه احترامی تو می بینی ودیگران درحجاب علم نادانیشان نمی نینند .

آنان ازاحترام کودکانه ات هراسانند،می نالند،می سوزند آنگونه که پدرت راسوزاندند اما چه فرق است بین این سوختن وآن سوختن.

 شاید دلشان برای آنتالیا می تپد. شاید دلشان برای نیس تنگ شده است .شاید افتخارشان این است لحظه ای بنوشند آنچه دینشان گفت ننوش .اما چه دینی که علمشان حجاب اکبر است.

من متاسفم ،صدا وسیما با پخش کردن این برنامه چشم هایی را غم آلود کرد بعضی هایی که درخوابند و قصد داشتند تا بخوابند وکوچکترین هوشیاری برایشان ضرر داشت -ناراحت شدند
من متاسفم چون بعضی ها آرامششان رقص وناز و جازو ...بود که درکارشان خلل وارد شد. ای روشنفکران فکور  با همین فکرتان خوب بخوابید .سفره تان مرغی باد



برچسب ها : آرمیتا دختر شهید هسته ای

امان ازمردمانی که درزمان جنگ دیدند.

بیوگان مال یتیمان دادند،

بعضیا جان دادند،

بعضیا پیر شدن درغل وزنجیر شدن،

پیره زن داد تمام مالش، نوعروسی رایگان داد تمام عشقش،

آخر آن مست فرومایه پست ،غل وزنجیر زده یاران را ،

حمله برکشور خوبان نه سزاست ،

آخرش مُرد عبث خاک به سرشد صدام،

بعد ازآن دادن خوبان ،همه ی  خرد وکلان، پیرو جوان، ،،،،،،

 یک سری بی خبران

آمدندتا که بگویند شما بد کردید،

کار بی سر کردید،

گفتم آن لعنتی پست خمار، پشت درهاتان بود قصد توهین نمود خواست که ناموس برد .

گفت ماراچه رسد ،

مُلک هَزاران خواهیم،

قصر های دوقلو رنگ به رنگ ،

 دینمان ، شوکت مان ،علوم بی فایده مان آن ورآب است.

عجب ...........

آبروی همه بردند بدین منظرشان،

 ای عزیزان که شهیدید خوشا حال شما .

وبدا برجگر سوخته مادرتان،

وبدا برجگر سوخته خواهرتان ،

 وبدا برجگر سوخته همسرتان ،

بی پدر کودکتان ،که چه تحقیر شدن .

آن یکی برد هزاران میلیارد،

وآن یکی داد تمامش برباد ،

وآن دگر ساخته صد ویلا را،آبروی همه واویلا را ،برده با این کرمش.

تازه نام دگران  هست دایم،

به زبانش که شما وقت ورود ،پی دانشگاتان سهمیه دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  عجب.....

دلتان خوش باشد.

چه تنیدند دراین پیکره ی کشورمان 

 بارالهی نگه دار توخود رهبرمان

  امان از مردمانی که درهنگام راهپیمایی چه شیرین لبخندی نثار هم می کنند.

گویی هرگز همدیگر را ندیده اند

 به نظرشان رسیده اولین بار است درکنار هم شعار می دهند وچه شعارهای زیبایی

مرگ برامریکا ...مرگ براسراییل ،

اما:

 چه اندک اند آنانی که بعد ازاین  همه خستگی، مسیرشان یکی باشد.

 چه زود اندیشه ها تغییر می کند

آنانی که پای ،درمغازه ها می گذارند جور دیگری می اندیشند،

آنانی که سوار بر درشکه اند

دیگر آن پیر زن قد خمیده را نمی بینند،

بچه را نمی نگرند،

بیوه ای را محترم نمی دانند،

دختر با حیایی را به مقصد نمی رسانند،

 پیر مردی را  یاری نمی کنند ،

هرکسی  بر استر دم بریده دوگوش بوغ زن خویش سوار است

 وخوب درخیال واهی خویش می تازد.

حال انکه چند لحظه ی پیش همه باهم بودند ،

مسیرشان یک راه بود، مبداء شان مقصدشان یک جا بود،

همه باهم بودند،

وزیر، وکیل ،بازاری ،نظامی،خواهر، برادر،کودک ،خردو کلان ،بیوه زنان ،تازه عروسان ،

اما چه شد که بیگانه شدند؟؟؟؟؟؟؟

امان از مردمانی که حسین حسین می گویند.

 صفشان درروز عاشورا، ازکرخه تا راین است .

قامتشان سیاه پوش ،چشمانشان به رنگ خون

خوشا بحال یزید ،

اینان نبودند درروز انتقام ،

که سربریدی حسین رابه راحتی،

 اما نمی دانم چرا کسی به وقت نماز ظهر وضو نمی سازد ،

نماز نمی خواند

 چرا کنار دوسه زن سینه می زند آن مرد،

چه حال وهوایی بهم زده آن مرد .

آن یکی گفت به سر،

خنجری خوب بزن تا که خوب ،

آن سرتان بشکافد ،

خون عشق است بزن ،خاک برسر که حسینم کشتند

 ازکجا معلوم است روز دیدارکجاست.

رنگ رخساره زنهای عزادار عجب نوری بخشیده به جمع مردان.

هرکدام رنگ به رنگ.

بین مردان گردان،

آنطرف تر چند بانو،چندزینب را ببین

 زیرچادرهاشان سینه می کوبند بادستان خویش ،

گر یه می سازند باسوزو گداز ،

گریه شان جاری باد عمرشان طولانی  تا ابد جان به فدای قدمت زینب جان،

خواهرانت اینجا ،

گوش ِفرمان دارند، قصد درمان دارند زخمهای تن ضربت زده آنان را.

امان از مردمانی که دروقت اداریشان

 همچو دشمند با مردم ،

گویا ارث ازدولت برده اند،

آیا اینان همانهایی نبودند که دنبال کار می گشتند ؟؟؟

چقدر مهربان وافتاده بودند.

حالا چه شده است .این همه فراموشی برای چیست ؟؟؟؟؟؟؟

چرا قانون تکریمش فقط درپوشه ها مخفی ست،

چرا؟؟؟؟ 

 دردینمان تکریم مردم ارزشش باقیست،

مگر اینجا کجا هست؟جمع مان مسلم،حرفمان اسلام،

همه مان شور حسینی بسریم ،

پس چه گشته این همه دربدیرم .

آن یکی دکتر گوش است که گوشت بکند،اکثرشان ،

آن دگر دکتر قلب است ،تورا قلب شکند،اکثرشان ،

آن دگر پیرهنش صاف وسفید است چه زیباست ولی ،،،،

 وقت بیچارگیت ناز کند ،سرت آواز کند ،

آبرویت ببرد پیش همه ،

چونکه گفتی:

 پدرم ،مادر من ،

خواهر کوچک من،

پسرم تاج سرم ،بین شما دربدر است ،

لحظه ای نیم نگاهی بکنم، برگردم و......

یارب این درد دوا کن به درست



برچسب ها : بیوگان مال یتیمان دادند، ، نوعروسی رایگان داد

 همین که مسئولیتی گرفت با دمش گردو می شکست ومی گفت: به من گفتن توهستی ودیگر هیچ (پول آب جدا ،پول برق جدا ودیگر هیچ) در خانه اگر کس است آن فقط تویی وباید بپذیری(یک حرف ما برایت بس است) . قوانینی را برای همه آورد که درهیچ دستورالعملی نبود .جلسات پشت جلسات .مصوبات پشت مصوبات که ایهالناس نمی دانید بدانید که من هستمو دیگر هیچ. اما دریغ ازاجرایش. قبلا اگه صدایش را کسی نمی شنید حالا دادو فریاد می کند تا شاید آن را ببینند واما خوب دیدند آنهایی که می خواستند ببینند. آنرا جای مهندسی گذاشته بودنند که قادر نبود طول وعرض یک اتاق را حساب کند چه برسد به طراحی صنعتی.دیگر به قول معروف بلند آسمان جایشگاهش بودو زمین وزمان زیر پایش،همانطور می تاخت وزین اسب بیچاره راول نمی کرد



برچسب ها : حرف هایی با مسئولین ریزمیزه: ، یوگی بادوستان ، چراغی راکه ایزد برفروزد