نظر سنجي بين صهيونيستها "اگر دست شما به مسلمانان برسد چه كار شان مي كنيد؟" صهيونيستها :همه مسلمانان راقطعه قطعه مي كنيم America the Great Satan اسلام دین جاودان
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
جستجو
آرشیو مطالب
اللهم صل علی محمد وال محمد
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
فناعت مالی که تمام نمی شود/القناعه مال لا ینفد/ حضرت علی علیه السلام


نماهنگ  (گریه جانسوز رهبر انقلاب)



برچسب ها : ما سینه زدیم و بی صدا باریدند ، از آخر مجلس شهدا را چیدند» ، ما مدعیانِ صفِ اول بودیم

راستی! ای جوینده راه،

گاهی فکر می کنی برای رسیدن به آن مقاصد اعلا باید به فکر اعمال آن چنانی بود، اما وقتی به سیره ائمه(ع) و بزرگان دقیق می شوی، می بینی آنها با رعایت همین کارهای کوچک به آن مقاصد بزرگ رسیده اند.

ایشان مشکلات خاص هر فرد را در قالب حکایات و ایماء و اشاره بیان می کرد و هر کس خودش متوجه نقص ها و مشکلاتش می شد. اگر طرف متوجه نمی شد به صورت خصوصی تذکر می داد.

« یک بار یکی از آشنایان از تهران خدمت آقای انصاری رسید و برای دستورالعمل گرفتن اصرار کرد. ایشان فرمود: تو با خانمت بد رفتاری می کنی، برو اخلاقت را درست کن! حجاب تو این است.
آن شخص می گفت: وقتی برگشتم همسرم خیلی با ناراحتی به من گفت: باز رفتی مسافرت ؟! خم شدم دستش را بوسیدم، تعجب کرد و پرسید این کار رو کی به تو یاد داده؟ گفتم همان آقایی که می گویی چرا رفتی پیشش. ایشان هم به آقای انصاری علاقه مند می شوند و در سفر بعدی با هم به همدان می آیند به خدمت آقا می رسند  ... »


منزلگه آن یار اگر خانه من بود
فردوس برین گوشه کاشانه من بود
شاهان جهان را نشدی هیچ میسر
آن گنج مرادی که به ویرانه من بود
هر گوشه چشمی که نمود آن شه خوبان
تیری به دل خسته دیوانه من بود
گرسوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست
کان شمع مراد دل دیوانه من بود
هر ناحیه شد جلوه گر از حسن نگاری
از پرتو آن دلبر جانانه من بود
گر هوش مرا برد لبش روح و روان داد
کان آب حیات و می و میخانه من بود
برد آن خم ابرو، ز کنشتم سوی محراب
در بی خبری دید که بتخانه من بود
لطف ازلی گفت که ای فانی محروم
آزادیت از پند حکیمانه من بود


« یک بار شخصی به نام عاشق زین العابدین خدمت آقای انصاری می رسد و دستور می خواهد، آقا می فرمایند: برو روزه بگیر،
آدم خیلی ساده ای هم بود. گفت نمی تونم آخه گشنه ام می شه. یعنی سلوکش در همین نخوردن بود، چون خیلی به خوراک حریص بود و برای همین نتوانست دستورالعمل آقا رو انجام بده. »



برچسب ها : عارف بالله محمد جواد انصاری همدانی ره ، منزلگه آن یار اگر خانه من بود