امروز ،دیروز،پریروز و..........ازکنار پزشک قانونی رشت گذشتم ،آرزو می کردم امروز دیگر ،

کسی را نبینم با لباس سیاه ،کسی را نبینم درغم واندوه، کسی را نبینم درماتم ورنج، کسی را نبینم که موی می کند. شکوه میکند. وسرشک غم می فشاند. اما ......نشد که نشد........

مادری دیدم نالان ،خواهری دیدم گریه کنان،پدری درگوشه ای نشسته  درد دوری

همسرش را درگلو خفه می سازد.وازشرم مردم سربه زیر افکنده.

عروسی  که حجله دامادی دنیایش را با سیاهی قلبش می آراید اما چه آراستنی ؟؟؟؟؟؟

راستی نوبت ما کی است ؟

با آواز کدامین کلاغ سر به بالین ابدیت خواهیم نهاد /یا... با آواز کدامین خروس رخت ازکالبد کثیف خواهیم رهانید.

درزمین کدامین سوداگر مست ،کدامین دیوانه سرمست،کدامین فاحشه شور بخت لبیک خواهم گفت ؟؟؟اما چه لبیک؟؟؟

کدامین عابد فقیه مارا درجوار گوووووووور خواهد کشاند؟؟؟

کدامین هرزه پست غسل مان خواهد داد،سدرمان خواهد زد،کافورمان خواهد ریخت ..

کفن مان بدست کدامین شاهد بازاری پاره می گردد دوخته میشود وخفه می سازد.....

آه ای دنیا ....آه ای زینتهای زیبا  زینت تان تا کجاست.

تا کدامین خانه پابرجایید،تا بربالین کدامین عالمی ماندگارید ،تا دردستان کدامین دریوزه گری می مانید.

تا کی باید با داشتنت مغروروانه وبا تبختر گام برداشت؟؟؟؟؟

جنگلت زیباست ،دریایت دلفریب است صحرایت چقدر بوی خوش دارد.بیایانت پراز ستارگان عاشق است که هردم چشمک میزنند.وهرکدام به نوعی هوسرانند.

 

اما...... کی ؟خواهی توانست غم مرگم را ازمادر پیرم بربایی؟

کی خواهی توانست دردفراقم را ازهمسرم دورسازی؟؟

کجا خواهی توانست سرشک سوزان چشمان فرزندانم را خشکانید

بر کدامین قاطر بی پالان سوارم خواهند کرد ؟؟؟ 

یا به امید کدامین براق امیدوار باشم؟؟؟

وبرقبله کدامین دین کدامین پیامبر  کدامین کتابم خواهند خواباند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای ازاین همه غفلت وای ازاین همه سفاهت وای ازاین همه بلاهت

وای ازاین همه دنیا .

خسته ام دنیایمان بوی هرزگی میدهد .



برچسب ها : پزشک قانوی رشت