"کمال همنشین درمن اثر کرد      وگرنه من ،همان خاکم که هستم"  بدون شک برای شما این حالت پیش آمده است که درشب قدر ،درایام محرم ویادرمراسمی خیلی احساس معنویت می کنید اما وقتی ازآن مکان خارج می شوید وبه خیابان و....می آیید آن حالت کم کم ویابه یکباره ازبین می روداین حالت ناشی ازچیست؟

چرا آن حالت معنوی قبلی راندارید ؟چرااحساس خالی شدن می کنید؟آیا احساس نمی کنید که همه معنویتی راکه درمراسم داشتید ازدست داده اید ؟

باید توجه داشت که این ازتاثیر پذیری انسانها ناشی می شود.چیزی که بارها تجربه کرده ایم اما توجه نکرده ایم.انسانها بسیار تاثیر پذیری دارند بدون اینکه براحتی بفهمند.انسان بدون اینکه دلش بخواهد خصوصیات دیگران رامی دزد

 


وقتی شما درمجلس عبادت نشسته اید ودرحال رازونیاز هستید روحتان ازآلودگیها پاک می شود ولی وقتی به خیابان آمدید ویا دربین انسانهای دیگر قرارگرفتید امواج منفی(پالس منفی) که ازآنها ناخود آگاه دریافت می کنید باعث می گردد حالت معنویتان کمرنگ شود وهرچه امواج ناپاکترباشد روح شما زودتر معنویت خودراازدست می دهد. اگر انسان باسگ مجالست کند چون تاثیر پذیر است خصوصیات سگی رامی گیرد.مجالست باهر کسی یا حیوانی انسان رامطابق باآن بار می آورد بدون اینکه خود انسان بخواهد.

اگرهمنشین کمال داشته باشد شماراهم به کمال می رساند واگر ناقص باشد درشما  نیز نقص بوجود می آورد.    این شعر معروف راشنیده اید:

گلی خوش‌بوی در حمام روزی   رسید از دست مخدومی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری؟   که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا، من گِلی ناچیز بودم   ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال هم‌نشین درمن اثر کرد   وگرنه، من همان خاکم که هستم
   

البته بعضی ها به جای مخدوم حمام محبوب می نویسند که ظاهرا درست نیست.

عزیزان شما چون قند شیرین وبی رنگید وقتی باصابون ویا نفت و...مجالست کنید بدون اینکه بخواهید بدبو وسیاه می شوید.

این شعر تضمین ملک الشعرا ی بهار راهم بخوانید خیلی زیباست

 

شبی در محفلی با آه و سوزی

 

شنیدستم که مرد پاره دوزی

 

چنین می گفت با پیر عجوزی

 

"گلی خوشبوی در حمام روزی

 

رسید از دست محبوبی به دستم"

 

گرفتم آن گل و کردم خمیری

 

خمیری نرم و نیکو چون حریری

 

معطر بود و خوب و دلپذیری

 

"بدو گفتم که مشکی یا عبیری

 

که از بوی دلاویز تو مستم"

 

همه گلهای عالم آزمودم

 

ندیدم چون تو و عبرت نمودم

 

چو گل بشنید این گفت و شنودم

 

"بگفتا من گِلی ناچیز بودم

 

ولیکن مدتی با گُل نشستم"

 

گُل اندر زیر پا گسترده پَر کرد

 

مرا با همنشینی مفتخر کرد

 

چو عمرم مدتی با گل گُذر کرد

 

"کمال همنشین در من اثر کرد

 

و گرنه من همان خاکم که هستم"

 

 

توصیه هایی از حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی
همنشینی و شکل گیری شخصیت

همنشینی مؤثر است . مصاحبت اثر دارد . نفس انسانی خوپذیر است . انسانی که با انسانی مدتی به سر برده است می بینی چنان از یکدیگر خو گرفته اند که احوالات هر یک حکایت از دیگری می کند بلکه مطلقا همنشینی اثر دارد . مثلا شاگرد بر اثر مصاحبت با استاد، از سیرت و خوی استاد حکایت می کند و همچنین فرزند از پدر که «الولد سر ابیه .» به قول خواجه عبدالله انصاری: دود از آتش چنان نشان ندهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد .
غرض، این که مصاحبت مطلقا مؤثر است حتی در حیوانات، بلکه در جمادات، به قول شیخ اجل سعدی:
گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
حالا این معنا را بالا ببرید . در مصاحبت با ملکوت عالم، با حقیقت عالم، با خدای عالم در نظر بگیرید . اگر چنین توفیقی پیدا کردیم که توانستیم همواره و در همه حال عندالله حضور داشته باشیم، چه خواهیم شد؟ ! خوشا به حال کسانی که همواره مصاحبت با خدایشان دارند، جلیس و انیس آنان خدایشان است .
آن هایی که همنشینی با خداوند عالم دارند، کسانی هستند که اسمای جمالی و جلالی خداوند سبحان در ایشان رسوخ کرده است . جوادند، رحیمند، عطوفند، عالمند و همچنین دارای دیگر اسماء الله هستند .
×××
دهان روح و تن

انسان دو دهان دارد: یکی گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است . این دو دهان خیلی محترم اند . انسان باید خیلی مواظب آن ها باشد . یعنی باید صادرات و واردات این دهنها را خیلی مراقب باشد . آن هایی که هرزه خوراک می شوند، هرزه کار می گردند . کسانی که هرزه شنو می شوند، هرزه گو می گردند .
وقتی واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف می شود . یعنی قلم او هرزه و نوشته هایش زهرآگین خواهد داشت . حضرت وصی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بی نیاز نیست و آب ها گوناگون اند . هر آبی که پاک است، آن نبات هم پاک و میوه اش شیرین خواهد بود; و هر آبی که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است . ()
خود عمل، حاکی است که از چه آبی روییده شده است .
×××
وقت اندک و کار بسیار

بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشاه، در مزرعه دلت بکاری و غرس کنی . این جا را دریاب، این جا جای تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلی کم است . وقت خیلی کم است و ابد در پیش داریم . این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهمورودالهیم العطاش » ; یعنی شتران تشنه را می بینید که وقتی چشمشان به نهر آب افتاد چگونه می کوشند و می شتابند و از یکدیگر سبقت می گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایی که گنج های رحمان اند این چنین باشید . بیایید به سوی این منبع آب حیات که قرآن و عترت است . وقت خیلی کم است و ما خیلی کار داریم . امروز و فردا نکنید . امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوی را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این جای خودشان مبتلا شده اند .» تسویف یعنی سوف سوف کردن، یعنی امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن .
وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست بسازیم .



برچسب ها : انسان تاثیر پذیز-گلی خوشبوی درحمام روزی ، شعر علامه حسن زاده انقلب ینقلب انقلاب