ازکودکی هرگز شادی عید را درک نکردم وهرگز دوست نداشتم لباس نو بپوشم/هروقت برام لباس نویی می خریدند غمم میگرفت دوست داشتم کسی اونا رو بپوشه کهنه کنه بعد من بپوشم/

بخصوص ازکسانی که نمیتونستن بخرن خجالت میکشیدم /

سعی نمیکردم بالباس نو پیششون برم گاهی هم میگفتم مال من نیست ومال برادرمه/

همیشه یه تلخی پشت شادی ها میدیدم /شادی های روزگذر وزودگذر/شادی هایی پر ازخستگی /

همیشه ازسیزه فروردین بدم می اومد بخصوص مردم دریه جا با هم می لوند ومی مونند/با هروضعی وبا هرصدایی انگار سیزده بدر یعنی ازادی مطلق /

تا حالا بعد این همه سال فقط سه یا چهار بار سیزده بیرون رفتم وخیلی هم خوشحالم نرفتم ای کاش آن سه بار هم نمیرفتم/

ازعیدی گرفتن متنفر بودم /دوست نداشتم کسی بهم عیدی بده حالا هم خوشم نمیاد ازکسی عیدی بگیرم/ ولی ازعیدی دادن درحدش خیلی خوشحال میشم/

بخصوص اگه فقیر باشه /ندارباشه یتیم باشه/دختر ی با موهای پریشان وکثیف باشه دختری درفقر وفاقه باشه/پسری باشه که شل میزنه یا دیوونه باشه /

وقتی درچشمان اونها نگاه میکنم شرمم میاد غذا بخورم شرم میاد بپوشم شرمم میاد ازکنارشون بی تفاوت بگذرم خدایا چقدر بد است بی تفاوتی خدایا چقدر بد است بی غیرتی چقدر بد است چشمانی که با التماس دستانت را نگاه میکنند بی ثمر برگردانی/

چقدر بد است دستانی که بسمتت دراز است خالی برگردانی/

ازکنار عمو نوروز هایی که صورتشان را سیاه میکنند تا لحظه ای بخندید براحتی نگذرید/...

بامهمانهایی که به شهرتون میان مهربان باشید صبور باشید احترامشون کنید/

همیشه دروقت خوردن بیاد بهترین عزیزان میافتم ونشده تا نباشند چیزی غیر معمول بخورم واگر بنوعی مجبور باشم برای راحتی دل خود بیادشان وبنامشان میخورم/

عید در راه است نوروز درحال رسیدن است چقدر برای خودمان می خریم وچقدر برای یتیمان ،فقیران،بیماران،کودکان،..... /

آیا شما هم ادعا دارید کمیته امداد ،بهزیستی تا هست مشکل حل است .؟؟؟؟

نه هرگز ،"بارها گفته ام وبار دگر میگویم"

ثواب ریخته است اما جمع کنندگانش کم اند/

التماس دعا



برچسب ها : عید نوروزنودوسه ، ثواب ریخته است اما جمع کنندگانش کم اند/