سردار همدانی را اینگونه می‌توان معرفی کرد که او، «سردار تمامی جبهه‌های نبرد بود...». سردار همدانی در تمامی عرصه‌های نبرد، مجاهدت کرد و پیروز میدان‌ها و صحنه‌های نبرد بود.



شهادت این سردار سپاه اسلام (حسین همدانی)را به ساحت مقدس امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، ملت شهیدپرور ایران و خانواده شهید تبریک و تسلیت عرض کرده و امیدوارم خداوند مرگ همه ما را شهادت در راه خودش قرار دهد.



* حسین همدانی کیست؟

حسین همدانی درسال ۱۳۳۹ ﻫ ش از پدر و مادری همدانی الاصل درشهرآبادان متولد شد، پدراوازکارکنان شرکت نفت آبادان بود که درسال ۱۳۳۲ ﻫ.ش دربیمارستان شرکت نفت به رحمت ایزدی پیوست. بدین ترتیب حسین در سه سالگی پدرش را ازدست داد و ناگریز به اتفاق خانواده به همدان مراجعت کرد و دوران کودکی وتحصیل را دراین شهربا کار کردن درمغازه عطاری وکارگاه بخاری سپری کرد.

او درکنار کاروتحصیل درمراسم عزاداری ومجالس دینی شرکت می‌کرد. دراین مجالس که با مرجعیت امام خمینی ( ره ) مطرح می‌شد، حساسیت او را نسبت به مسائل سیاسی را برانگیخت، این حساسیت زمانی فزونی یافت که وی به علت مشکلات مالی ومعیشتی ترک تحصیل کرد و برای یافتن کارراهی تهران شد.

حسین همدانی در تهران به کمک پسر عمویش صادق، در یک کارخانه تولید دارو مشغول کارشد وحدود ۵ الی ۶ سال درآن جا به فعالیت پرداخت، از آنجایی که صادق از فعالان سیاسی بود و درتهیه وتوزیع اعلامیه ها علیه رژیم شرکت داشت، این اعلامیه‌ها به راحتی در دسترس حسین قرار می‌گرفت و موجب آشنایی هرچه بیشتر او با محافل ومباحث سیاسی شد.

فوت مشکوک جهان پهلوان تختی درسال ۱۳۴۶ ﻫ. ش و پخش شایعه کشته شدن او توسط محمدرضا و شاپور غلامرضا باعث کینه هرچه بیشتراو نسبت به رژیم شد. وی دربسیاری از موارد تحت تاثیر تختی قرار داشت. درسال ۱۳۵۱ﻫ .ش با خلیل گنج و روباب الحوائجی ازدانشجویان همدانی دانشگاه تهران آشنا وهم اتاق شد ودرفعالیت‌های سیاسی آنان شرکت کرد و در سخنرانی ‌های حسینه ارشاد حضور یافت و با توزیع اعلامیه علیه رژیم عملاً وارد عرصه سیاست ومبارزه شد.

سردار همدانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای برقراری امنیت و سرکوب گروهک های معاند به پاوه اعزام شد و ماموریت‌هایی نیز در مهاباد و بیجار به انجام رسانید و بعد از آن نیز به مدت یکسال دردادگاه انقلاب اسلامی‌همدان مشغول فعالیت شد، اما مجدداً به سپاه پاسداران بازگشت ودرعملیات آزادسازی کردستان ایفای نقش کرد.

این سردار رشید اسلام در فتنه‌های پس از انقلاب اسلامی نیز با هوشیاری به مقابله پرداخت. مدیریت وی در فتنه سال ۷۸ و مدیریت بحران پایتخت او در فتنه سال ۸۸ کارنامه درخشان سردار همدانی را در طول عمر با برکتش نشان می‌دهد.



* مستشار نظامی

ما به عنوان مستشارنظامی‌ به مدت نزدیک یکسال به کشور کنگو مامورشدیم، با یکی ازکسانی که ملاقت می‌کردیم دراین کشور(کنگو) آقای کاپیلا چهره انقلابی بود که درسال ۱۹۹۵ انقلاب کرده و رژیم آنجا را سرنگون کرده بود، ایشان همرزم پاتریس لومومبا بود، برای این کشورمشکلاتی به وجود آورده بودند و دو کشوربه آن حمله شده بود، دقیقاً همان نسخه ای که ازطرف دشمنان برای ما پیچیدند آنجا هم تجویزشده بود ولی درآنجا کاملاً مشهود بود که اسرائیلی ها وامریکا پشت قضیه هستند، حتی هواپیماهای نظامی‌اسرائیل درآسمان آنجا ظاهر می‌شدند.

زمانی که ما با فرمانده نیروی زمینی‌اش که پسرآقای کاپیلا بود که بعد از ترور وی، رئیس جمهورشد، جلسه ای داشتیم، قرارشد که یک مقدارازتجربه جنگ را ما درفرصت‌هایی که داریم به ایشان منتقل کنیم، ایشان ازما سوال می‌کرد و ما درقالب خاطره به او جواب می‌دادیم و به ایشان گفتم که جبهه شما خیلی راکد و ساکت است باید فعالش کنید وعملیات انجام بدهید ولواینکه عملیات کوچک باشد، بعد یاد جمله امام (ره) افتادم، گفتم: فرمانده کل جنگ ما می‌دانید چه دستوری داد؟ گفت: بله، چون برایش مهم بود، گفتم: یک زمانی بعد ازآنکه جنگی علیه ما شروع شد، مدتی جبهه‌های ما آرام بود وعملیاتی نداشتیم، فرمانده کل جنگ ما امام خینی (ره) فرمان صادر کرد و با رزمندگان و بسیجیان به طور محرمانه صحبت کرد و فرمودند شیپور جنگ را هر شب به صدا درآورید و هرشب عملیات کنید ولوعملیات نباشد.

وقتی که مترجم این جمله را برای او ترجمه کرد، یک هفته بعد متوجه شدم که این مطلب درقالب بخشنامه‌ای به ستاد مشترک ارتش و به رده‌های قرارگاه عملیاتی‌شان ابلاغ شده و باعث شد آنها عملیات انجام بدهند، درحالی‌که مدت‌ها بود عملیاتی انجام نداده بودند. همین یک جمله کوچک امام (ره) درارتش یک کشور را دیدیم که چه اثر مهمی ‌گذاشت، در صورتی که ما به بعضی ازحوادث تاریخ انقلاب وجنگ خیلی ساده نگاه می‌کنیم.



برچسب ها : سردارِ تمامی جبهه‌های نبرد سردار شهید حاج حسین هم ، محل شهادت سردا همدانی ، سردار همدانی درکنگو ، حبیب سپاه