بسیارى خیال مى‏کنند که گریه صرفاً یک امرى است که حکایت از تألم و احساس ناراحتى از درون ما دارد و فهم خود را تا همین‏جا متوقف مى‏سازند. گاهى مشاهده مى‏شود که عده‏اى جاهلانه گریه را به باد استهزا گرفته و آن را نشانه‏اى از ارتجاع تلقى مى‏کنند. عده‏اى دیگر منتقدانه مى‏گویند گریه جز خمودى چیز دیگرى به ارمغان نمى‏آورد و حال آن که دنیاى امروز، دنیاى تحرک و نشاط است و انسان جدید طالب شادى است نه تشنه آب چشم. انتظار بیشترى از چنین افرادى نیست، چرا که آنان در وراى این گریه نیندیشیده‏اند و تنها خود را در ظاهر همان چارچوبى که تخیل مى‏کنند محصور ساخته‏اند.

گریه انواع و اقسامى دارد که مهم‏ترین آن بدین قرار است(2):


1- گریه ترس و هراس: این نوع گریه غالباً در اطفال وجود دارد و در واقع کودک با این وسیله ترس خود را نمایان مى‏کند.

2- گریه جلب ترحم: که خود بر دو قسم است طبیعى که بسیار مؤثر و برانگیزاننده است، تصنعى که در ظاهر به دیگران مى‏خواهد بباوراند که ناراحت و اندوهگین است.

3- گریه غم و اندوه: در گریه‏هاى مولود اندوه روان انسانى فعالیتى نمى‏کند بلکه تنها انعکاسى از ظلمتى که فضاى درونش را فرا گرفته ابراز مى‏کند. جنبه مثبت این نوع گریه تنها تخلیه درون است و به همین جهت است که پس از آن، آدمى کمى احساس آرامش مى‏کند.

4- گریه شوق و شادى: این نوع گریه ناشى از رقت قلبى است که غالباً پس از دوره‏اى از یأس و نومیدى درباره موضوعى نمودار مى‏گردد. باید توجه داشت که گریه از سر شادى با خنده متفاوت است چون به فرمایش علامه محمدتقى جعفرى، خنده شادى مانند آن نسیم است که به غنچه‏اى نزدیک مى‏شود و آن را مى‏شکفاند، در صورتى که گریه شادى مانند این است که موانعى از شکفتن غنچه وجود داشته و روح انسان در مقابل آن موانع ناتوانى خود را دریافته و در فضاى روح او یأس حکمفرما بوده است، هنگامى که موانع برطرف مى‏گردد شکفتن غیرمترقبه و ناگهانى غنچه باعث گریه مى‏شود.

5- گریه تقوى و رشد روحانى: این نوع گریه مختص مردان و زنان الهى است و بیان سوز درون و ابراز عجز و پشیمانى، پریشانى، توبه و عشق به معبود و معشوق و مطلوب است. چنین اشکى از فراق محبوب ازلى مى‏باشد که هم انسان‏ساز است و هم‏انسان‏سوز و این چنین گریه‏اى است که موجب پالایش روح و زمینه‏ساز قرب به خداوند است.

آن یکى پرسید از مفتى براز            گر کسى گرید به نوحه در نماز

آن نماز او عجب باطل شود         یا نمازش جایز و کامل بود؟

گفت: آب دیدگانش بهر چیست؟      بنگرى تا او چه دیده که گریست؟

آب دیده تا چه دیده‏ست از نهان       تا چنین از چشمه خود شد روان‏

گر زشوق حق کند گریه دراز         یا ندامت از گناهى در نماز

یا زخوف حق بود، گریه خوش است      زانکه آن آب تو دفع آتش است‏

حاصل آن که بدانى اى کیا       از بکا فرق است بیحد تا بکا

 

((مثنوى، ج 3، دفتر پنجم)

پى‏نوشت‏

(1) (حافظ)

(2) (تفسیر و نقد و تحلیل مثنوى، محمد تقى جعفرى، انتشارات اسلامى تهران، 1350 ه. ش، ج 2، دفتر دوم، صص 263- 272)



برچسب ها : آیا گریه نشانه ضعف انسان است؟