پرهیز ازدروغگویی

در یکی از سفرهای مرحوم محدث قمی (اعلی الله مقامه الشریف)به عتبات (نجف اشرف) بهمراه خانواده هنگام ورودش به مرز خسروی  وقتی مامور عراقی گذرنامه ایشان را با همرهان داخل گذرنامه اش تطبیق می کند متوجه می گردد که یکی از بچه های همراهش در گذرنامه نیست و {جزء فرزندانش نبوده} مامور عراقی این فرد اضافی را رد می کند


و مدتی بین خانواده آقای شیخ عباس و مامور به اصطلاح کلنجار می روند تا بلکه او را به نحوی متقاعد سازند که این فرد اضافه نیست و داخل فرزندان شیخ (ره)می باشد و لی مامور قبول نمی کند.
مرحوم شیخ هم از اول ماجرا طبق معمولش کناری را گزیده بود و بقچه دفتر و کتابش را باز نموده و مشغول نوشتن و کارش می گردد.
بلاخره مامور عراقی بادیدن اصرار خانواده شیخ عباس(ره) می گوید اگر آن شیخ (واشاره به شیخ که در جای دورتر نشسته ومشغول تحقیق و نویسندگی است می کند) بگوید این جزء فرزندان شما است من قبول می کنم .
خانواده مرحوم حاج شیخ باشنیدن این حرف از مامور عراقی خوشحال و سراسیمه به سمت شیخ عباس قمی(ره) می روند و می گویند قصه از این ماجرا است و اکنون مامور عراقی گفته بشرط اینکه آن شیخ(شیخ عباس قمی) قبول کند این موضوع فرد اضافه را تصدیق کند که از فرزندانش بوده و از گذرنامه نامش افتاده اشتباهی .
مامور عراقی قبول می کند و ماجرا فیصله می یابد.
شیخ عباس قمی (ره) با شنیدن این مطلب
حاضر نمی شود این را تصدیق کند و به مامور عراقی خلاف واقع را بگویید و می فرماید بنده برای زیارت عتبات عالیات که یک امر مستحب است می روم و در این راه دروغ که حرام است نمی گویم (زیرا فرزندش نبوده و این فرد به توسطی جهت همراهی به خانواده شیخ برای سفر به عراق به خانوده شیخ ملحق شده بود) بلاخره از خانواده التماس و از شیخ انکار و بعد از گذشت مدتی مامور نتیجه را می خواهد که خانوده شیخ می گویند شیخ حاضر نیست قبول کند .
مامور عراقی از این صداقت شیخ شگفت زده می شود که تاچه حدی شیخ تقوی و راستی را مراعات می کند.
و می گوید به دلیل این حرف صادقانه شیخ و بخاطر راستی در گفتارش اجازه ورود آن فرد اضافه را بهمراه خانواده شیخ می دهد.
 



برچسب ها : پرهیز ازدروغگویی