امان ازمردمانی که درزمان جنگ دیدند.

بیوگان مال یتیمان دادند،

بعضیا جان دادند،

بعضیا پیر شدن درغل وزنجیر شدن،

پیره زن داد تمام مالش، نوعروسی رایگان داد تمام عشقش،

آخر آن مست فرومایه پست ،غل وزنجیر زده یاران را ،

حمله برکشور خوبان نه سزاست ،

آخرش مُرد عبث خاک به سرشد صدام،

بعد ازآن دادن خوبان ،همه ی  خرد وکلان، پیرو جوان، ،،،،،،

 یک سری بی خبران

آمدندتا که بگویند شما بد کردید،

کار بی سر کردید،

گفتم آن لعنتی پست خمار، پشت درهاتان بود قصد توهین نمود خواست که ناموس برد .

گفت ماراچه رسد ،

مُلک هَزاران خواهیم،

قصر های دوقلو رنگ به رنگ ،

 دینمان ، شوکت مان ،علوم بی فایده مان آن ورآب است.

عجب ...........

آبروی همه بردند بدین منظرشان،

 ای عزیزان که شهیدید خوشا حال شما .

وبدا برجگر سوخته مادرتان،

وبدا برجگر سوخته خواهرتان ،

 وبدا برجگر سوخته همسرتان ،

بی پدر کودکتان ،که چه تحقیر شدن .

آن یکی برد هزاران میلیارد،

وآن یکی داد تمامش برباد ،

وآن دگر ساخته صد ویلا را،آبروی همه واویلا را ،برده با این کرمش.

تازه نام دگران  هست دایم،

به زبانش که شما وقت ورود ،پی دانشگاتان سهمیه دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  عجب.....

دلتان خوش باشد.

چه تنیدند دراین پیکره ی کشورمان 

 بارالهی نگه دار توخود رهبرمان

  امان از مردمانی که درهنگام راهپیمایی چه شیرین لبخندی نثار هم می کنند.

گویی هرگز همدیگر را ندیده اند

 به نظرشان رسیده اولین بار است درکنار هم شعار می دهند وچه شعارهای زیبایی

مرگ برامریکا ...مرگ براسراییل ،

اما:

 چه اندک اند آنانی که بعد ازاین  همه خستگی، مسیرشان یکی باشد.

 چه زود اندیشه ها تغییر می کند

آنانی که پای ،درمغازه ها می گذارند جور دیگری می اندیشند،

آنانی که سوار بر درشکه اند

دیگر آن پیر زن قد خمیده را نمی بینند،

بچه را نمی نگرند،

بیوه ای را محترم نمی دانند،

دختر با حیایی را به مقصد نمی رسانند،

 پیر مردی را  یاری نمی کنند ،

هرکسی  بر استر دم بریده دوگوش بوغ زن خویش سوار است

 وخوب درخیال واهی خویش می تازد.

حال انکه چند لحظه ی پیش همه باهم بودند ،

مسیرشان یک راه بود، مبداء شان مقصدشان یک جا بود،

همه باهم بودند،

وزیر، وکیل ،بازاری ،نظامی،خواهر، برادر،کودک ،خردو کلان ،بیوه زنان ،تازه عروسان ،

اما چه شد که بیگانه شدند؟؟؟؟؟؟؟

امان از مردمانی که حسین حسین می گویند.

 صفشان درروز عاشورا، ازکرخه تا راین است .

قامتشان سیاه پوش ،چشمانشان به رنگ خون

خوشا بحال یزید ،

اینان نبودند درروز انتقام ،

که سربریدی حسین رابه راحتی،

 اما نمی دانم چرا کسی به وقت نماز ظهر وضو نمی سازد ،

نماز نمی خواند

 چرا کنار دوسه زن سینه می زند آن مرد،

چه حال وهوایی بهم زده آن مرد .

آن یکی گفت به سر،

خنجری خوب بزن تا که خوب ،

آن سرتان بشکافد ،

خون عشق است بزن ،خاک برسر که حسینم کشتند

 ازکجا معلوم است روز دیدارکجاست.

رنگ رخساره زنهای عزادار عجب نوری بخشیده به جمع مردان.

هرکدام رنگ به رنگ.

بین مردان گردان،

آنطرف تر چند بانو،چندزینب را ببین

 زیرچادرهاشان سینه می کوبند بادستان خویش ،

گر یه می سازند باسوزو گداز ،

گریه شان جاری باد عمرشان طولانی  تا ابد جان به فدای قدمت زینب جان،

خواهرانت اینجا ،

گوش ِفرمان دارند، قصد درمان دارند زخمهای تن ضربت زده آنان را.

امان از مردمانی که دروقت اداریشان

 همچو دشمند با مردم ،

گویا ارث ازدولت برده اند،

آیا اینان همانهایی نبودند که دنبال کار می گشتند ؟؟؟

چقدر مهربان وافتاده بودند.

حالا چه شده است .این همه فراموشی برای چیست ؟؟؟؟؟؟؟

چرا قانون تکریمش فقط درپوشه ها مخفی ست،

چرا؟؟؟؟ 

 دردینمان تکریم مردم ارزشش باقیست،

مگر اینجا کجا هست؟جمع مان مسلم،حرفمان اسلام،

همه مان شور حسینی بسریم ،

پس چه گشته این همه دربدیرم .

آن یکی دکتر گوش است که گوشت بکند،اکثرشان ،

آن دگر دکتر قلب است ،تورا قلب شکند،اکثرشان ،

آن دگر پیرهنش صاف وسفید است چه زیباست ولی ،،،،

 وقت بیچارگیت ناز کند ،سرت آواز کند ،

آبرویت ببرد پیش همه ،

چونکه گفتی:

 پدرم ،مادر من ،

خواهر کوچک من،

پسرم تاج سرم ،بین شما دربدر است ،

لحظه ای نیم نگاهی بکنم، برگردم و......

یارب این درد دوا کن به درست



برچسب ها : بیوگان مال یتیمان دادند، ، نوعروسی رایگان داد