آرمیتا جان شنیده ام چند شب پیش برنامه ای برای تسکین دلت ساختند واز صدا وسیما پخش شد .

برنامه ای که بعضی ها را رنجاند.وچه بد رنجاندنی که برای انتقام بیشتر حاضر نشدند لحظه ای خنده های معصومانه ات را ببینند.وباید بگویم:

من متاسفم هزاران خانواده شهیدلحظه ای آرامش نصیبشان شد.
من متاسفم  غم به دل اروپا نشینان افتاد ،شاخ صهیونیست ها شکست چون لحظه ای دل آرمیتا شاد شد.

 


من متاسفم آرمیتا با قلبی کوچک لحظه ای  پدر را که عاملانش ،تنها پدرش را، فقط بخاطر دانستن، ازاو گرفتند، خندید.

 


آری آرمیتا جان گویا ما همیشه باید گریه کنیم گریستن حق ماست فرزند بدهیم ،ناموسمان ازدست برود،دانشمندان مان بروند ،جوانان مان بروند،چمران ما برود،تهرانی  مقدم ما برود،شهریاری ما برود.... 

بگذار همه بروند تا شاید عده ای که ادعای روشنفکری دارند بمانند وبرای همیشه بخندند.

اما نیک می دانم که خود نمی دانند به چه می خندند
ارمیتا جان بگذار همیشه با قاب عکس بابا خوش باشی

 زیرا بعضی ها حق مهریانی را نیز ازتو دریغ دارند.

 آرمیتا جان بعضی ها آنقدر درفکر ملت اند که ازآن چند بادامی که به دست رهبرت دادی شاکی اند.

ازدست نوازش پدارنه می نالند.ازموهای زیبایت که به احترام رهبرت کوتاه نمی کنی .

چه احترامی تو می بینی ودیگران درحجاب علم نادانیشان نمی نینند .

آنان ازاحترام کودکانه ات هراسانند،می نالند،می سوزند آنگونه که پدرت راسوزاندند اما چه فرق است بین این سوختن وآن سوختن.

 شاید دلشان برای آنتالیا می تپد. شاید دلشان برای نیس تنگ شده است .شاید افتخارشان این است لحظه ای بنوشند آنچه دینشان گفت ننوش .اما چه دینی که علمشان حجاب اکبر است.

من متاسفم ،صدا وسیما با پخش کردن این برنامه چشم هایی را غم آلود کرد بعضی هایی که درخوابند و قصد داشتند تا بخوابند وکوچکترین هوشیاری برایشان ضرر داشت -ناراحت شدند
من متاسفم چون بعضی ها آرامششان رقص وناز و جازو ...بود که درکارشان خلل وارد شد. ای روشنفکران فکور  با همین فکرتان خوب بخوابید .سفره تان مرغی باد



برچسب ها : آرمیتا دختر شهید هسته ای