مدتی می خوام یه مطالبی برای محرم وعاشورا و...بذارم هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید چون اینقدر دوستان دراین زمینه ها کار کردن واقعا آدم کم میاره نمی دونه چی بذاره درهر صورت بهتر دیدم یه مقداری درمورد عاشورا بگم .

راستشو بخواید نمی دونم ازکجا شروع کنم ولی بالاترین چیزی که ذهن آدمو مشغول می کنه عظمت محرم وقیام عاشوراست .چقدر زیبایی درسرزمین کربلا وجود داره واقعا آدم متحیر می مونه من همیشه فکر می کردم آخه چه زیبایی رو حضرت زینب دیده بود که می گفت :مارایت الا جمیلا  درصحنه کربلا چیزی ندیدم الا زیبایی /امام حسین علیه السلام زمانی قیام کرد که چیزی نمونده بود اسلام نیست ونابود بشه .فکر بفرمایید اسلامی که ثمره تمامی انبیا واوصیای الهی بود اونهایی که عمرشان را درراه اعتلای اسلام گذاشته بودند وبعضا جان ومال وناموسشان را دراین راه داده بودند به توسط فردی نا اهل ومفسد طی سه سال حکومت جایرانه(یزید) داشت نابود می شد وازبین میرفت/اسلام نیاز به فردی داشت تا چنان غوغایی درعالم برپا کند که همه چیز متاثر شود .چنان غوغایی که مفاسد یزید را نابود سازد .یزید علنی شرب خمر می کرد وبه دیگران هم توصیه می کرد هیچ ابایی ازجمع نداشت سه روز جان وناموس مردم مدینه را برای سپاهیان مزدورش حلال کرد.خانه خدا را به آتش کشید فقط برای تثبیت حکومتش. آشکارا حدیث جعل می کرد وبر تن پاک اسلام پوستین وارونه می پوشاندو....

دراین شرایط اسلام نیاز به فردی داشت تا نهال خشکیده اش را آبی دوباره بدهد بنابراین امام برای نجات اسلام وآنگونه که خودشان فرمودند :برای نجات دین جدش همه چیز رو به جان خرید .ازقصابی شدن خود وفرزندانش ویارانش تا به اسارت بردن اهل بیتش و...

واما چند زیبایی ازقیام حسینی:

1-تاریخ هیچگاه یارانی چون یاران کربلا به خودش ندید زیرا می دانستند که می میرند می دانستند چگونه سرهایشان بریده می شود وبدنشان پاره پاره می گردد ولی ماندند تا پای جان.برای همین به اشجع الناس معروف شدند که تاریخ هرگز به دلاوری آنان وبه شجاعت آنان نخواهد دید.

2-رعایت حق الناس درصحنه کربلا ،جایی که قرار است افراد جانشان را بدهند ولی اگر حرامی دربین باشد ارزشی ندارد/

امام وقتی وارد کربلا شدند زمین کربلا توسط مردم وصاحبانش شخم زده شده بود تا کشت وذرع شود .امام صاحبانشان را فراخواند وزمین را با قیمتی مناسب ازآنان خرید تا خونش درزمین غصبی جاری نگردد/

درشب عاشورا یکی ازشروطی که امام برای یارانش گذاشت نداشتن حق الناس برگردنشان بود /یکی ازیاران امام عرض کرد آقا من بدهکارم امام فرمودند اگر بیایی ودرجهاد بمیری جهنمی هستی باید حتما قرضت را بپردازی  فرد گفت یا ابا عبدالله همسرم دین مرا می پردازد ومشکلی ازجهت پرداخت ندارم که امام پذیرفتند .

درصحنه کربلا هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند برای رسیدن به هدف مقدس باید ابزار ووسایل همه مقدس باشند وگر نه ثمری ندارد وماندگاری نخواهد داشت.

3-درهنگام جهاد هیچ یک ازیاران امام اجازه ندادند که اول اهل بیت نبوت به صحنه بروند . همه قبل ازاهل بیت رفتند وجانفشانی کردند /کجای تاریخ سراغ داریم که یارانی این چنین یافت شود هیچ یک نگفتند که اول اهل بیتت را روانه کن بعد ما می ریم.

4-درهنگام جنگ جوانی ازسپاه کفر بر امام حسین علیه السلام هجوم آورد امام باشمشیرش بند ذره اش را پاره کرد وذره ازتنش جداشد ،جوان ترسید که هم اکنون جانش گرفته خواهد شد که امام رو کرد به او. فرمود :برو زیرا تو جاهلی نصبت به من مرا نمیشناسی  نمی دانی که امانمت را می خواهی بکشی  وجوان ازصحنه خارج شد. امام حتی دربحبوحه جنگ درس انسان سازی را ترک نکرد.

واما چه زیبایی بالا ترازاین ،آنچه را که شامیان وکفار درسالهای متمادی افراشته  وبنیان کرده بودند امام درطی چند ساعت ودرنیم روزی همه را بر انداخت ونابود ساخت.

چه زیبایی بالاتر ازاین که اگر تو به اندازه پر مگسی بگریی خداوند گناهانت را می بخشد اما کدام گریه ،گریه ای که درآن معرفت باشد گریه ای که تو راپرواز دهد تا اوج تا ملکوت تا نهایت عشق تا نهایت ایثار وتا نهایت بریدن ازجان .نه آن گریه ای که آن ملعون کرد زیرا درمانی درآن نیست

"گرکه درمان می شد ازهر گریه درد    

  ابن سعد بی حیا هم گریه کرد"

6-زهیر بن قین وسعید بن عبدالله انصاری چه کردند درعاشورا خدایا کدامین زیبایی بالا ترازاین که تو بدانی باید با تمامی اعضایت دردپیکانی را بچشی که ازطرف خصم روانه می گردد ودر آخر چون خارپشتی شوی تا نماز برای همیشه بماند/

7-چه زیبایی بالاتر ازوفاداری عباس وعون وجعفر
نهایت اوج وفاداری را میتوان در وجود مقدس حضرت عباس(ع) مشاهده کرد؛ آن هنگام که شمر نزدیک خیمه‏هاى اباعبداللَّه(ع) آمد و صدا زد: «خواهرزاده‏هاى ما کجا هستند؟» (شمر لعنت الله علیه وخانوم ام البنین هردو ازیک قبله بودند)حضرت عباس(ع) و برادرانش(عثمان و جعفر)، به او نزدیک شدند و پرسیدند: چه مى‏خواهى؟ گفت: شما خویشان من هستید و من به شما امان مى‏دهم‏[ به شرطى که از اردوگاه حسین(ع) جدا شوید و راه خود گیرید.] آن جوانمردان، چنین امان ذلت‏بارى را نپذیرفتند و اعلام کردند: «خداوند تو و امان‏نامه‏ات را لعنت کند! آیا تو به ما امان مى‏دهى و حال آن که امام ما، پسر پیغمبر، امان ندارد؟
8-قربان زینب که درطول حیاتش ،شهادت پدر بزرگش را دید،شهادت پدرش را دید،جگر پاراه پاره شده حسنش را،بریدن سر حسینش را کشته شدن فرزندان وبرادر زادگان وبه اسارت درآمدن خود واهل بیت را دید .بارها برای اینکه تازیانه دشمن به فرزندان شهدا نخورد خود زخم تازیانه را به جان می خرید.

برای آنکه دشمن گیسوان ناموس اهل بیت را نبیند برسرشان تکه پارچه ای می انداخت تا ازگزند نامحرمان درامان باشد.

اما چه می گویند بعضی ازوعاظ اما چه برسینه میزنند بعضی از به قول خودشان عزاداران اما چه می خوانند بعضی ازمداحان اما چه جیغ وناله می کنند بعضی اززنان بی حجاب  /

چرا گمان می کنند امام حسین علیه السلام چون زمانی عزادار بودیم حق الناسی که برگردن داریم می بخشد او که حتی درشب عاشورا یارانش ازاین کار منع کرد .

چرا خیال می کنند می توان بی حیا بود وعزاداری نمود مگر زینب دراسارت نهایت حیا را تبلیغ نمی کرد.

چرا خیال می کنند با صرف عزاداری  ونخواندن نماز خدا آنان را خواهد بخشید مگر خود امام درصحنه عاشورا نمار اقامه ننمود.

چرا بعضی خیال می کنند برای گریاندن مردم می توانند ازهروسیله ای استفاده نمایند وهردروغی را به حماسه حسینی نسبت دهند مگر حسین  علیه السلام برای هدفش ازهروسیله ای استفاده کردند یا نه مثل انسانهای دیگر رفتند وجنگیدند بارعایت تمامی اصول وفروع اسلامی.



برچسب ها :