خاطره‌ای خواندنی از علامه جعفری

علامه جعفری می گفت تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم.

یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد یه دفه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟

روشو که برگردوند دیدم زن من نیست بلافاصله بهم گفت:«خیلی خری»حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه.

زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش می کنم گفتش «نه فقط خودت ، پدر و مادر و جدو آبادتم خرند».

علامه میگن این داستانو برای مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید.

/ 4 نظر / 36 بازدید
وبلاگ شما

سلام وبلاگ خیلی خوبی دارید مدیریتت عالیه اگر می تونی مطالب خوبی بزاری تو وبلاگت اگر می تونی بازدید زیادی داشته باشی برای وبلاگت اگ می تونی چند تا و بلاگ باهم مدیریت کنی *********اگر مدیریت عالیه********** به جمع وبلاگ نویسان ما بپیوند و همین الان وبلاگت رو ثبت کن ادرس ما : www.youblogs.ir

باران

سلام اول میلاد حضرت معصومه(س) مبارک و دوم منم خیلی خندیدم شاد باشید ایشالا

تي تي

امام رضا (ع) فرمود: کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش علیهم السلام صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.

غریب آشنا

[خنده] سلام روحشون شاد! زلال بودند همچو باران [گل][گل][گل]