ذوب درولایت یعنی چه؟


تعبیر «ذوب در ولایت» را غالباً مخالفان شماها - کسانى که مى‏خواهند نکته‏گیرى کنند و مضمونى بگویند - به کار مى‏برند؛ والّا بنده این حرف را از آدمهاى حسابى کمتر شنیده‏ام. بنده نمى‏فهمم معناى ذوب در ولایت را. ذوب در ولایت یعنى چه؟ باید ذوب در اسلام شد. خود ولایت هم ذوب در اسلام است. روزى که شهید صدر گفت «در امام خمینى ذوب شوید؛ همچنان‏که او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسى بود، نه جمهورى اسلامى بود، نه نظامى بود، نه دستگاهى بود. در صحنه‏ى آشفته‏ى هوى‏ها و جریانها و خطوط مختلف، یک قامتِ برافراشته و یک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهید صدر مى‏گفت در او ذوب شوید. راست هم مى‏گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز این‏طورى نیست. ذوب در رهبرى، ذوب در شخص است؛ این اصلاً معنا ندارد. رهبرى مگر کیست؟ رهبرى هم باید ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبرى در سایه‏ى این است که او ذوب در اسلام و ذوب در همین هدفها بشود؛ پایش را یک قدم کج بگذارد، ساقط مى‏شود. هیچ‏کس در شخص و در جهت ذوب نمى‏شود؛ در آن هدفها باید ذوب شد؛ در اسلام باید ذوب شد؛ در اهداف والاى اسلامى - که خداى متعال براى ما معین کرده - باید ذوب شد؛ در واقع در ملت باید ذوب شد. به این هدفها و به آن نقطه‏ى اوج و والا چشم بدوزید.

/ 1 نظر / 11 بازدید
الي

پس چرا بعضي ها اين همه كاسه داغتر از آش مي شن